تورلاین

سفر نامه شهر : گوانگ ژو 

چند روز قبل از اینکه تصمیم سفر به یک کشور خارجی بگیرم با دوتا ازبرادرام به نام میثم و دانیال درخصوص آغاز یک حرفه تجاری بصورت مشترک مشورت کردم بعد ازتوافق و چند روز ارزیابی و شناسایی ظرفیتهای اقتصادی شهرمون یک اتود اولیه در ذهنمون شکل گرفت و سعیمون بر این بود تا تمام جوانب این حرفه رو در ذهنمون بررسی کنیم تاموقع اجرا کمترین خطا را داشته باشیم.

بدین جهت تصمیم گرفتیم قبل از اینکه این ایده نهایی شود سفری به کشوری داشته باشیم تا در این حرفه ای که در نظر داریم بازار و تولیدات گسترده ومقرون بصرفه داشته باشد و حتی اگر شد ظرفیتهای دیگری را شناسایی کنیم ودراین سفر تفرجی هم داشته باشیم بخاطر همین بعد از بررسی های البته نه چندان سخت و وقت گیر کشور چین را انتخاب کردیم هدف اصلی از این انتخاب بازار پویا واقتصاد رو به رشد کشور چین بود.

جالب اینکه من وبرادرانم تنها شناخت مشترکی که از کشورچین داشتیم جمعیتش واقتصادو شنیده هایی که درخصوص غذاها ی چندش آور چینیهاو ورزش اون کشور بواسطه مدال آوری در عرصه های جهانی بود،اما شناخت فردی من از چین از نوع حکومتش(کمونیستی )و مسایل ایندست بود که بواسطه مطالعاتی که داشتم این شناخت حاصل شده بود که از پرداختن به این موضوع دراین سفرنامه صرفنظر میکنم.

اما اگر درگذشته تصور سفربه این کشور در ذهنم ایجاد شده بود قطعا با حساسیت بیشتری مطالب وموضوعات وجزییات بیشتری از این کشوررا ثبت وضبط میکردم وقطعا چند قدم اطمینان پیش می افتادم. طبیعی بود در این شرایط حس کنجکاوی نسبت به شناخت بیشتراین کشور و مردمانش برانگیخته شود وکارزار من با تمام ابزارهایی که بتواند آگاهی بیشتری به من انتقال بدهد آغاز شد آقا دانیال مسئول تدارکات سفرتهیه ویزا وبلیت وارز سفربود.

20 روز مانده به سفر روز پرواز مشخص شد(14 اردیبهشت) برادرم به همان اندازه که دنبال حل این مواردبود من درحال وبگردی و جمع آوری اطلاعات و رزروهتل از سایت booking یکی از سامانه های بسیار عالی رزرو هتل در دنیا بودم .

هتل های متعددی را با کیفیتهای مختلف چک کردم ودر نهایت با توجه به درنظر گرفتن اینکه بیشتر وقتها ما بیرون از هتل خواهیم بود وصرفا یک مکان جهت خواب واستراحت لازم داریم هتل با قیمت مناسب اما تمیزی مدنظر قرار گرفت که درنهایت هتل xingke برای هرشب تقریبا به پول ایران 170 هزارتومان برای دو شب رزرو شد البته انتخاب از ما و رزرو هتل با کارت اعتباری داییم که دراروپا ساکن بود صورت گرفت البته هیچ پولی از کارت ایشان برداشت نشد و خود ما به محض رسیدن به هتل نقدا پرداخت کردیم.

ما تقریبا 9 روز در گوانجو میماندیم اما چرا دو شب رزرو شد؟(به موقع توضیح خواهم داد)

بالاخره بلیتها گرفته شدو ویزاها هم صادر شده بود هزینه هر نفرمان بابت اخذ بلیت و ویزا چین وبانکوک 3300000 هزار تومان شد مدارک را از آژانس گرفتیم به علت نزدیکی و همجواری استان ما با استان هرمزگان و شهر بندرعباس و به پیشنهاد آژانس بلیت شروع سفر رااز بندرعباس به دبی بصورت ترانزیت واز دبی به گوانجو و از گوانجو به بانکوک واز بانکوک به دبی و بندرعباس صادرشد.

مقداری یوان واحد پول کشور چین هم از صرافی دربندرعباس گرفتیم تا در لحظات ابتدایی حضورمان در چین با مشکل مواجه نشیم ساعت پرواز از فرودگاه بندرعباس مورخه 14 اردیبهشت ساعت7 شب بدون تاخیر به سمت دبی آغاز شد 45 دقیقه بعد خود را در فرودگاه شماره یک دبی یافتیم.

اولین باری بود که فرودگاه شماره یک دبی پرواز داشتم حدودا 10 باری که به امارات سفر کرده تماما فرودگاه شارجه یا ترمینال 2 دبی بود شاید یکی از دلایل اصلی پذیرش پیشنهاد آژانس مبنی بر مسیر پروازی بدین صورت دیدن فرودگاه شماره 1 دبی بود که توصیفش را از دوستانم شنیده بودم، بالاخره وارد سالن ترانزیت شدیم و چون بار زیاد نداشتیم (درحد سه کوله پشتی)زیاد معطل نشدیم اولین کاری که بنظرمهم میومد شناسایی گیت صدور کارت پرواز بود تا درصورت تنگی وقت به مشکل برنخوریم وسریعتر گیت را پیدا کنیم(توصیه من به همه مسافران ترانزیتی درصورت داشتن فاصله زمانی پرواز در فرودگاه های خارجی است) کمی هم با مسئول کانتر که دوروبرش خلوت بود همصحبت شدیم تا اطمینان بیشتری داشته باشیم.

مسئول کانتر بعد ازچک کردن مدارکمون راهنمایی های لازم را با خوشرویی انجام داد و از اینکه هر سه برادر با هم سفر می کردیم کمی متعجب شد وبا پوزخندی تعجب خودش رو به ما نشون داد (این سفر برادرانه چند جا تو چین هم مورد تعجب والبته تحسین قرار گرفت ) بماند که مسئول کانتر موقع گرفتن کارت پرواز صندلی یکی از برادرانم را با فاصله زیاد از ما انداخت که هنگام سوار شدن به هواپیما به این مسئله پی بردیم که احساس کردیم این کار را عمدا انجام داد.

نگاهی به ساعت انداختیم تقریبا 3 ساعت زمان داشتیم تا کارت پرواز بگیریم وبه سالن انتظار بریم در این فاصله گشت وگذاری توسالن و فروشگاه های لوکس و فری شاپ های فرودگاه داشتیم قیمتها نسبتا گران اما کیفیت اجناس عالی بود، چندان ضرورت خرید وجود نداشت به غیر از نوشیدنی وشام که دریکی از فست فودها ی واقع در ترمینال تناول شد.

2 ساعت تا پرواز فرصت داشتیم سلانه سلانه به سمت گیت حرکت کردیم و تا رسیدن به آنجا لابه لای فروشگاه ها گذر واجناس و قیمتها رو چک میکردیم کانتر خلوت بود سریع کارت پرواز گرفته شد وبه سمت سالن انتظار راه افتادیم چون پروازچینی بود اکثر مسافرا چینی بودن از لابه لای این همه مسافر چهره های ایرانی خودنمایی می کرد که بعدا متوجه شدم برای کار تجارت و از این مسیر، رفت وآمد همیشگی دارند.

کنجکاوی از ناشناخته های کشور چین وگوانجو باعث می شد که از هرفرصتی استفاده کنیم واز چینی های حاضر درسالن سوالاتی بپرسیم اونجا بود که متوجه شدیم علیرغم اینکه تلاش می کردند کمکی بکنند اما قادر به صحبت کردن به زبان انگلیسی نبودند که بعد در کشور چین این مسئله برایمان واضح تر گردید که چینی ها در مکالمه زبان انگلیسی بسیار ضعیف هستند حتی بعضا کلمات بسیار ابتدایی را هم نمی دانستند اما بیشتر آنها مجهز به برنامه ترجمه صوتی بودند.

پرواز راس ساعت 1 برخاست طول مسیر 7 ساعت تا گوانجو بود، در طول پرواز شاهد رفتار بسیار ارزنده و همیشه آماده ارایه خدمات به مسافران از جانب مهمانداران چینی بودیم دو وعده پذیرایی شدیم( میان وعده وصبحانه) ودرهر وعده دو نوع غذا وجود داشت که براساس ذائقه فردی درانتخاب آزاد بودید و نکته قابل توجه وجود غذا برای افرادی که حلال بودن غذا برایشان مهم است واز این جهت هیچگونه مشکلی وجود نداشت .

ساعت 11 بوقت چین پرواز در فرودگاه گوانجو به زمین نشست در کل پرواز بسیار خوبی داشتیم. اختلاف ساعت بین کشور چین وکشور ما حدود 4 ساعت ونیم بود که درابتدا نظم فکری ما را تا زمان تطبیق خود به این شرایط بهم زد البته این مسئله حل شده است به شرطی که در طول پرواز استراحت مناسبی داشته باشید و اگر هم گاهی ساعت 11 روز با منزل خود تماس گرفتید و کسی پاسخگو نبود از عصبانی نشوید، چراکه در ایران اول صبح است و خانواده درخواب به سر میبرند.

در طول پرواز فرم هایی از طرف مهمانداران به شما خواهند داد تا اطلاعات خود و هدف از سفر و هتل محل سکونت و شماره پاسپورت و اطلاعات شخصی دیگری را در آن قید کنید تا موقع زدن مهر ورودی به پاسپورت در فرودگاه از شما گرفته شود ولی چون ما اطلاعی از این قضیه نداشتیم به سادگی از اون گذر کردیم تا داخل فرودگاه ایرانی هایی که درکنارمان بودن به این مسئله اشاره کردن، سریعا یکی از برادرانم از صف کنترل خارج شد سه تا فرم که در قسمتهایی از فرودگاه به همین منظور تعبیه شده بود ودر دسترس مسافران بود برداشت و به داخل صف برگشت و تا رسیدن نوبت ما فرم ها را پر کردیم و بدون هیچ گونه مشکلی وارد خاک کشورچین شدیم.

البته بهتر و عاقلانه تر این است که از این به بعد در صورت سفر به کشورهای خارجی این فرمها را بصورت کامل در هواپیما پر کنیم وآماده در دسترس داشته باشیم بخصوص محل اسکان خود را حتما وارد کنید تامثل ما به مشکل برنخورید که قضیه اش را درسفر بانکوک درادامه خواهم گفت.

تا اینجای سفر راهنمایی ها و کمک های کوچیکی که توسط مسافران هم وطن به ما شد خیلی موثر و کاربردی بود حتی با یکی از این مسافران دوست شدیم و تا الان هم دوستیمون ادامه داره و باهم در تماس هستیم در چین تا به مشکلی برمیخوردیم ونیاز به راهنمایی داشتیم بدون چشمداشتی کمکمون می کرد .

البته در گوانجو با افرادایرانی زیادی برخوردییم که گاهی بی تفاوت از کنار همدیگه رد میشدیم و گاهی افرادی به یاری ات میومدن که بخش زیادی از موفقیت بودن این سفرتجاریمان را مدیون اونها هستیم و خودشون اقرار میکردند که درچنین مواقعی کمک شده ایم که الان کمک می کنیم.

سالن ورودی فرودگاه گوانجو علیرغم بزرگی زیاد لوکس نبود با تصور من تا اینجای کار مطابقت داشت (موقع خروج فرصت بیشتری برای بازدید از فرودگاه گوانجو بود با چشم اندازهای جدیدی مواجه شدیم که این فرودگاه رو بسیار لوکس وبزرگ یافتیم) .

اولین کار گرفتن سیم کارت کشور چین بود که در باجه های مستقر در قسمت سالن خروجی فرودگا ه به مبلغ تقریبا 180 یوان انجام شد که بر اساس شنیده های قبلی من باید قیمت کمتر می بود برای دادن سیم کارت از شما پاسپورت طلب خواهند کرد .بعد از اخذ سیم کارت به پیشنهاد من چند دقیقه ای دربیرون فرودگاه روی صندلیهایی که به صورت دایره چیده بودند که دروسط آن با گل تزیین شده بود، آرام گرفتیم تا تمام قوای فکری خود برای خلق یک سفر امن وبدون مشکل بسیج کنیم اما هوا کمی گرم بود وبرای رفتن عجله کردیم.

بعد از چند دقیقه با راهنمایی هایی که دفتر پشتیبانی تجاری ما انجام داد تاکسی گرفتیم و راه افتادیم قبل از تاکسی گرفتن تمام قدرت وتوان خودمان را آماده کرده بودیم تا از عهده رانندگان سمج چینی برای پرداخت کرایه مناسب بربیایم که برخلاف تصورو پیشداوری ما به محض سوار شدن تاکسی متر خود را روشن کرد که بعدا متوجه شدیم این یک امر مرسومی هست وتمامی تاکسیها در چین مجهز به تاکسی متر هستند که به غیر از مسیرهای خاص و پرترافیک که البته خیلی کم برای ما پیش آمد عمدتا تاکسی متر را میزدند واز این بابت خیالمان راحت بود ورودی به تاکسی 10 یوان(هریوان530تومان) بود.

درکل سیستم تاکسی در گوانجو بدینگونه بود یک نفر را که سوار می کرد تا پیاده نمی شد کسی دیگر را درمسیر سوار نمی کرد.لحظاتی از حرکت ما ازفرودگاه نگذشته بود که برادرم متوجه مفقود شدن گوشی موبایلش شد احساسمون این بود درجاییکه نشسته بودیم گوشی رو جا گذاشتیم با ایما واشاره به راننده تاکسی که زبان انگلیسی بلد نبود فهموندیم که گوشیمون گم شده با وعده افزایش کرایه برگشتیم به فرودگاه بلافاصله راننده به کیوسک ورودی مسیر تاکسی ها که صف طولانی هم شکل داده بودند قضیه را اطلاع داد تا رسیدیم به موقعیت اولیه پلیسی منتظر ما بود تا پیاده شدیم اطلاعات گوشی را از ما خواست گوشی را از جیبش درآورد و به ما تحویل داد.

کسی که گوشی را هم پیدا کرده بود کنار پلیس ایستاده بود برادرم میخواست انعامی به یابنده گوشی که تبسم کنان کنار پلیس ایستاده بود پرداخت کند که من ممانعت کردم چرا که چینیها اصلا توقع انعام ندارند وهمچین چیزی در گوانجو مرسوم نبود ما نمیخواستیم برهم زننده این عرف عمومی باشیم .

بعدها معنی این تبسم رافهمیدم که چینیها به ازای هرکمکی که انجام می دهند تبسم وخوشحالی خود را هم تقدیم میکنند،حتی مواقعی هم پیش میومد اگه نمیتونستن کمکی کنند تاسف شدید می خوردند درمقابل اگه از عهده کمک بویژه صحبت کردن انگلیسی به همان مقدار اندک برمی اومدند ذوق زده می شدند.

پلیس بعد از اینکه از زوایای مختلف از موبایل و برادرم عکس گرفت موبایل را پس داد که درهمین موقع به شوخی به برادرم گفتم که عکستو در فیسبوک وفضای مجازی منتشر می کنند واین عمل را به عنوان یک نکته مثبت درعملکرد خودشان رسانه ای می کنند، که بعدها متوجه شدیم که دنیای مجازی آنها متفاوت با ماست چرا که چینی ها از اپلیکیشنهای داخلی خود استفاده می کنند وکمتر فیسبوک و اینستاگرام و موتورهای جستجوگر گوگل و یا یاهو استفاده می کنند.

روز اول ما با حضور در دفتر پشتیبانی وخدماتی تجاری ما و پذیرش در هتل و گشت شبانه پیرامون هتل گذشت .هتل در طبقه 30 یک برج 35 طبقه بود هتلی بسیار تمیز و نسبت به پولی که میپرداختیم عالی بود، هتل یک اتاق دوتخته با یک تخت اضافه سرویس خوب و یک لباسشویی و یخچال و یک مایکروفر- تلوزیون ال سی دی 32 اینچ با ویو برج کانتون برج های بزرگ و نظافت روزانه و با کادر بسیار مهربان بود که این خوش اخلاقی و آرامش را نه تنها در این هتل بلکه در تمام فروشنده ها و کسانی که خدمات می دادند مشاهده می کردیم و می توان این نوع رفتار را به عنوان یک خصوصیت عمومی در گوانجو قلمداد کرد که هر توریستی از این بابت با یک وضعیت بسیار متفاوتی نسبت به خیلی از کشورهای توریستی مواجه می شد.

وجه دو روزی که رزرو کرده بودیم را پرداخت کردیم و درکنارش مبلغ 200یوان هم به عنوان دیپوزیت از ما گرفتند که در آخر به ما برگردودند .

اما قضیه دوروز رزرو کردن ما به این دلیل بود که روزهای باقیمانده اگر از هتل محل اسکانمون خوشمون اومد با تخفیف تمدید کنیم واگر خوشمان نیومد فرصت داریم تا هتل بهتری پیدا کنیم، که پیش بینی ام درست از آب درآمد و تخفیف تقریبا شبی 30 هزار تومان به پول ایران ازش گرفتیم که تونستیم از این طریق کرایه روزانه خود که مسیر ثابتی را طی می کردیم برای رسیدن به بازار و خرید از این تخفیف پرداخت کنیم.

کلا در چین چانه زنی و تخفیف گرفتن طبیعی است ونتیجه بخش .ما تلاش کردیم این 9 روزی که در گوانجو هستیم دقیق برنامه ریزی کنیم 7 روز اول را بپردازیم به بازاریابی انجام اموراتی که از قبل با دفتر تجاری هماهنگ کرده بودیم و2 روز باقیمانده را برای تفریح به شنزن بریم برنامه 7 روز ما درگوانجو بدین شکل بود که از ساعت 10 بازارهای متعدد در چین سرمیزدیم تا ساعت 6 بعداز ظهر که تمامی بازارها تعطیل میشد(شروع کار بازارهای عمده فروش از ساعت 10 صبح تا 6 بعداز ظهر بود) واز این ساعت به بعد هر شب یک مکان تفریحی در نظر میگرفتیم وتا پاسی از شب در آنجا تفریح می کردیم. مکانهایی که طی این چند شب رفتیم برج کانتون (canton tower )که درکنار رودخانه مروارید واقع شده بود و محل بسیار خوبی برای پیاده روی در حاشیه این رود وهم چشم انداز بسیار زیبایی از برجهای سربه فلک کشیده سمت مقابل رود داشت.

وخیابان شان شیا جیولو(shaxiajiu pedestrian street) یکی از خیابان های معروف گوانجو با تعداد زیادی از مغازه های کیف وکفش ولباس و رستوران و کافه وآبمیوه فروشی که شبها با روشن شدن چراغها جاذبه بی نظیری را بوجود می آورد طی کردن امتداد این خیابان و برگشت از سمت مقابل آن درکنار خرید یک پیاده روی دلچسپ را نوید میدهد.

و خیابان ژونگشان سان لو(zhongshan san lu)مجموعه بی نظیری از مغازه ها با برندهای مختلف را در درون خود جای داده بود که بعد از اتمام بازدید این خیابان و مغازه ها ومزه کردن انواع واقسام آبمیوه های طبیعی استوایی و غذاهای دریایی متوجه خواهید شد که ساعتها دراین خیابان خواسته یا ناخواسته پیاده روی کرده اید.

و رفتن به خیابانی معروف به خیابان استانبول که در قسمت مدرن شهرگوانجو واقع شده بود ودر این خیابان با انبوهی از رستورانهای مختلف از ملل دیگردر کنار برج های سر به فلک کشیده مواجه می شدید که میتوانست شب رویایی برای کسانی که به دنبال تناول کردن غذایی دلچسپ هستند رقم بزند ودر دوطرف این خیابان یک پیاده روی سبک انجام داده شود که در مجموع این همه پیاده روی روزانه وبسیار زیاد در بازارهای گوانجو وشبگردی ها در این سفر حدود 5 کیلو وزن کم کردم امری که در یک سال برایم میسر نشده بود.

می دانم که از دیدن بسیاری از مناطق دیدنی گوانجو محروم شدیم به جهت برنامه کاری که داشتیم امیدوارم در سفرهای بعدی با فراغ بال بیشتری از سایر نقاط دیدنی گوانجو وحتی شهرهای دیگر چین دیدن کنم. آدرس بسیاری از این مناطق را از اینترنت یا ازمغازه دارانی که به آنها مراجعه میکردیم به انگلیسی و هم چینی میگرفتیم وبه محض نشان دادن آدرس تاکسی ما را به محل دقیق آدرس میرساند بطور کلی بافت شهری گوانجو تلفیقی از سنت ومدرنیته بود مردمانش بسیار منظم وتمیزو به بهداشت اهمیت فراوانی میدادند هرچند به شدت درگیر موبایل هستند کمتر کسی را دراتوبوس تاکسی یا مغازه می دیدید که مشغول موبایلش نباشد که البته ادعا می کردند استفاده مفید می کنیم و درحال تجارت هستیم.

اکثر رستورانها پر از جمعیت بود، چینیهاعلاقه فراوانی به رستوران رفتن دارند این موضوع را زمانی فهمیدم که راه به رستوران های چینی برایمان باز شد. طی دو روز اول از غذاهای چینی فراری بودیم کارمان شده بود فست فود خوردن که البته macdonald.s, kfc به وفور یافت می شد اما بعد از دو روز از روی اجباربه غذاهای چینی سرتعظیم فرود آوردیم که هیچگاه از این کارمون پشیمون نشدیم چون فهمیدیم که چینیها متنوع ترین غذاهای دنیا را دارن غذاهای دریایی بسیار عالی وخوشمزه و ارزان در کنار پاستاها و نودل ها با سس های مخصوص در رستوران هایی که مملو از جمعیت بود این سفر را برای ما رویایی تر کرد.

البته گاهی هم از کنار بعضی غذاخوری ها به سختی رد میشدیم بخاطربوی ازاردهنده بعضی غذاهاوهمچنین امنیت اجتماعی بسیاربالایی داشت هیچ گونه رفتار ناشایستی از چینیها نسبت به یکدیگر مشاهده نشد کلا انسانهای مهربان و آرامی هستند که این آرامی را می توان در فرهنگ رانندگی غذا خوردن راه رفتن مشاهده کرد کلا هزینه غذا بسیار مناسب بود تمام مغازه های آنها به وسیله پذیرایی چای که سبک خاصی داشت مجهز بودن.

آب زیاد می نوشیدند، بخصوص آب گرم.اما تناقضاتی هم بعضا مشاهده میشد ازجمله آب دهان ریختن رانندگان تاکسی در خیابان که کمی برای ما آزار دهنده بود

.تمام امکانات ترابری برای شما در گوانجو فراهم است اما بخاطر نگرانی از سردرگمی برای پیدا کردن ایستگاها و آدرس دقیق با توجه به ضعف چینیها برای مکالمه انگلیسی در موقع ضرورت ترجیح دادیم از مترو استفاده نکنیم ما بیشتر از تاکسی استفاده کردیم چونکه نسبتا هزینه آن مناسب بود که با توجه به جمعیت و تعداد ماشین زیاد و حتی عریض نبودن خیابانها ترافیکی هم وجود نداشت.

من حیث المجموع تصور اولیه من از کشور چین و مردمش دچار دگرگونی بود واقعا می شد از اهمیت آنها به محیط زیست میراث تاریخی وفرهنگ مردمانش پی به غنی بودن فرهنگشان برد .

بطور متوسط هزینه یک نفر ازما در گوانجو با احتساب غذا سه وعده ومیان وعده ها و نوشیدنی و هتل روزانه 150هزار تومان بود که برای ما راضی کننده بود. روز هشتم سفرمان راهی شنزن شدیم، شنزن یکی از مقاصد اصلی گردشگران است بخاطر همجواری با هنگ کنگ ومتاثر بودن از فضای آزاد تجاری این بندر رشد قابل توجهی پیدا کرده بود، قبل سفر اطلاعاتی از این شهر جمع آوری کرده بودم ودر خود گوانجو هم از چند نفر آدرس چند مکان تفریحی گرفته بودیم، با توجه به زمانی که دراختیار داشتیم دو مکان مدنظر قرار گرفت.

بهترین وسیله برای رفتن به شنزن قطار سریع السیربود شنزن تقریبا 1 ساعت ونیم با گوانجو فاصله داشت ساعت 11ظهر با تاکسی به ترمینال قطاررفتیم به محض ورود به ترمینال با یک فضای بسیار بزرگ و لوکس مواجه شدیم هرچه از تمیزی و بزرگی اون بگم کم گفتم واقعا بینظیر بود یک سالن بسیاربزرگ ومدرن حدودا 4طبقه داشت.

سریعا به دنبال پیدا کردن باجه بلیت فروشی گشتیم تابلو راهنماهایی که نصب شده بود را دنبال می کردیم وبه نتیجه نمی رسیدیم از مسافرای حاضر در سالن می پرسیدیم بازم متاسفانه قادربه راهنمایی کردن وصحبت کردن انگلیسی نبودن از حرکات پانتومیم ایما واشاره مددجستیم ولی بازم افاقه نکرد.

بعد از 20 دقیقه طی کردن طبقات اول تا 4 واز 4تا اول دونفر جوان که احساس کرده بودند دنبال چیزی میگردیم به سمت ما آمدند وپرسیدن مشکلی پیش اومده؟شرح ماوقع را دادیم ازقضا اینها هم به شنزن می رفتند و تقریبا کار همیشگیشان تردد بین گوانجو وشنزن بود که بدون فوت وقت بعداز طی کردن مسافتی باجه فروش بلیت شنزن را پیدا کردیم پاسپورت ارائه دادیم و بلیت را برای هرنفر به قیمت 15 هزارتومان به پول ایران گرفتیم از زمان اخذ بلیت تا ساعت حرکت قطار چیزی نمانده بود سریعا خودمان را با جلوداری دوستان جدید که بعدا فهمیدیم میانماری هستند به ایستگاه شنزن رساندیم.

تردد بین ایستگاه ها بسیار زیاد بود بنظر هر 20 دقیقه ای یک بار قطاری از هر ایستگاه می رفت و می آمد خوب طبیعی بود که وقتی دو شهر پرجمعیت مثل گوانجو وشنزن که هرکدام بالغ بر 8 میلیون جمعت داشته باشند وهمچین امکان لوکس وبصرفه ای دردسترس شهروندانش بود این تردد برقرار باشد.سوار برقطار سریع السیر و بسیار تمییز ولوکس با سرعت 300کیلومتر برای ما که اولین بار بود جذاب و قابل توجه بود.

مدت زمان حرکت نیم ساعت بود که ساعت حرکت و رسیدن دقیق بود وقتی از قطار پیاده شدیم با دوستان میانماری خداحافظی کردیم واز سالن خروجی بسیارشیک و فضای بیرونی چشم نواز شنزن خارج شدیم.

تاکسی گرفتیم راهی هتلی شدیم که راننده تاکسی پیشنهاد داده بود قبل از گرفتن تاکسی نهارمون رو در ترمینال اما درمحوطه باز بیرون ترمینال خوردیم . بطور کلی اصلا نگران قیمت ها نبودیم چراکه هزینه غذا و سایرخدمات به نسبت ایران مناسب بود کوله پشتی هامون رو برداشتیم وداخل هتل رفتیم متاسفانه هتل اتاق خالی نداشت تا خواستیم برگردیم تاکسی رفته بود دردسر بعدی ما شروع شد برای پیدا کردن هتل چرا که از هرکه میپرسیدیم آدرس هتلی بلد نبود و یا اصلا انگلیسی بلد نبود.

بالاخره بعد از نیم ساعت پیاده روی هتلی تقریبا مناسب وتمیزبا قیمت یک شب 150000 تومان به پول ایران پیدا کردیم وسایلامون رو در هتل گذاشتیم استراحت کوتاهی کردیم وساعت 4 بعدازظهرآدرس بدست راهی خیابان برای گرفتن تاکسی ورفتن به این مکانهای تفریحی بودیم که حقیقتا نمیدانستیم چی هستند ولی چونکه از ماجراجویی بدمون نمیومد گفتیم که بهتر یهویی با این مکانها مواجه بشویم (درچنین موقعیتهایی مزیت با تور رفتن مشخص میگردد)

ازاخم کردن راننده های تاکسی بعد از نشان دادن آدرس متوجه شدیم که فاصله این مکانها خیلی دور است ما خیلی سعی کردیم به چینیها به هر زبانی بفهمانیم که قصد رفتن به این مکانها را داریم واز چه طریق یا مسیری باید بریم اما چینیها سعیشان نتیجه بخش نبود و ما ناامیدانه به خیابانگردی ادامه دادیم در طول خیابان بطور راندومی از رهگذران همین سوال رو میپرسیدیم ولی نتیجه بخش نبود تا اینکه پسر جوانی رودیدیم که گوشه ای از خیابان ایستاده و سرگرم موبایل بود با تصور اینکه وقت آزاد بیشتری برای ارائه راه حل ونجات دادن ما از این بن بست دارد به سمتش رفتیم و سوالمون رو پرسیدیم کمی انگلیسی میدانست وبابتش خیلی ذوق زده شده بود ما را هدایت کرد به سمت خیابان و حدودا 20 دقیقه ای تلاش کرد تا تاکسیها را راضی کنه ما را ببرند به این مکانها اما چون نتیجه نگرفت واحساس شرمندگی میکرد به ما گفت صبر کنید همین نقطه بایستید من ماشینم را از پارکینگ برمیدارم و شما را خواهم رساند.

چند دقیقه ای ایستادیم دیدیم خبری ازش نشد البته درچنین مواقع هیچگاه دلهره به خودمون راه نمیدادیم وتمام این سختیها را با شوخی تبدیل به لحظات مفرحی برای خودمان میکردیم بین موندن و رفتن مردد بودیم که صدای بوق ماشین ما رو ازحال خود بیرون آورد ناباورانه بعد از 10 دقیقه پسرجوان چینی را دیدیم که میگفت سوار شید بدون کوچیکترین درنگی وبا صلوات سوار شدیم و به راه افتادیم.

ساعت 5 بعدازظهر را نشان میداد حدودا ساعت 6 به مقصد رسیدیم طی این مدت به خیابانها مردم و طبیعت نگاه میکردم شنزن شهری به مراتب تمیزتر با مرمانی شادتربود که بعدا حیفم اومد چرا با شناخت ومدت زمان بیشتری دراین شهر نماندیم وقتی به مقصد رسیدیم وبا پسر چینی خداحافظی کردیم(البته کرایه اش را دادیم150 یوان معادل 70 هزارتومان تقریبا که باتوجه به بعد مسافت وترافیک موجود راضی کننده بود)

وارد یک فضای دلنشین وبا طراوت شدیم که گرداگرد این فضا را رستورانها و کافی شاپ ها تشکیل میدادند ودر مرکز این فضا فواره آب خودنمایی می کرد.

درضلعی که پله هایی به سمت بالای این فضا تعبیه شده بود آثاری ونمادی از کشورهای مختلف خودنمایی میکرد در گوشه ای از این فضا نوشته بود wel com to our world تقریبا اوضاع احوال بدستمان آمد.ما به پارک جهان آمده بودیم.

پارکی در اون آثار تاریخی و نماد اکثر کشورهای دنیا بصورت ماکت وجود داشت که از ایران تیکه هایی از تخت جمشید ومسجد امام اصفهان درست کرده بودن.کنجکاوی بابت دیدن این پارک باعث شد که با عجله بریم وورودی رو پرداخت کنیم ورودی این پارک 30 هزارتومان به پول ایران بود که از ساعت 7 شب به بعد ورودی به نصف تقلیل پیدا میکرد که اکثر بازدیدکنندگان تو اون لحظه ترجیح داده بودند که تا ساعت 7 صبر کنند ما هم ازاین قاعده پیروی کردیم تا زمان ورود خودمان را تو فضای بیرونی که خیلی هم با طراوت بود سرگرم کردیم.

سر ساعت ورود به این پارک آغاز شد همراه داشتن موادغذایی ونوشیدنی ممانعتی نداشت حدود 3 ساعتی ما در این پارک که وسعت زیادی هم داشت به گشت وگذار پرداختیم واز جاهای مختلف ازجمله سالن آمفی تئاترکه درآن نمایش رقص و برنامه های متنوع اجرا می کردند وسالن ورزشهای زمستانی بازدیدی داشتیم در داخل این فضای بزرگ بوفه ها یی از فروش بستنی وساندویچ و سایرخوراکی ها وجود داشت .

فقط برای سالن ورزشهای زمستانی و بالا رفتن از ماکت برج ایفل باید ورودی پرداخت میکردید سایر بازدیدها مجانی بود.

پارک جهان جای بینظیری بود و پیشنهاد من به تمام کسانی است که به این شهر می روند این است حتما از این مکان بازدید داشته باشند.ما بدلیل اینکه روز بعد باید از شنزن به گوانجو میرفتیم و شب پرواز داشتیم به سمت بانکوک نخواستیم که فرصت دیدن مکان دومی را که احساس میکردیم هر کجا هست مرتبط با ساحل شنزن می باشد از دست بدهیم.

بعد از ده دقیقه و پرسیدن از تاکسی های متعدد یک ماشین شخصی حاضر شد ما را 150 یوان به این مکان برساند مقدار کرایه خود گویای بعد مسافت بود بعد از 40 دقیقه راه ودور شدن از مرکز شهربه ساحل بسیار زیبای شنزن که به نام,da meisha معروف بود،رسیدیم.

ساحلی با خط طولانی حدودا 2 کیلومتری به ماسه های نرم با مجسمه هایی بزرگ ودر ضلع مقابل رستورانها و هتلهای لوکس قرار داشتند ودرکنار خیابان حائل بین ساحل وبافت مسکونی دستفروشان غذاهای دریایی بودند که به عرضه غذا سرگرم بودند بعد از کمی پیاده روی و نگاه به ساحل وبه خاطر دور بودن مسافت ساحل تا هتل عجله به برگشت گرفتیم قبل از گرفتن تاکسی که خیلی سخت گیرمیومد تو این ساعت شب که حدودا 12 شب بود اشتیاق خوردن یک غذای دریایی در وجودمان شعله ور شد .

بعد از کمی راه رفتن درلابه لای رستورانها و نگاه کردن به منوی غذاهایشان بالاخره رستورانمان را انتخاب کردیم و شام مفصل دریایی خوردیم به حدی سرگرم خوردن و لذت بردن از این شام بودیم که متوجه گذر زمان نبودیم چرا که به پیشنهاد خود ما به ماهی ها را یه دونه یه دونه کباب میکردند و به همراه سس خوشمزه ای روی میز می آوردند تا شام به اتمام رسید پاسی از شب شد وپیدا کردن تاکسی خیلی سخت شده .

این مسئله رو به مدیرجوان رستوران گفتیم، بلافاصله مدیر رستوران به میزی که چند جوان چینی گرد هم نشسته بودند اشاره کرد وبا هم کنارمیزشان اومدیم با اونها صحبت کردیم یکی از اونها حاضر شد با ماشین شخصی خود ما رو برسونه حتی باقیمت پیشنهادی ما که مورد پذیرش جوان قرار گرفت وما را به هتل رساند.

اونشب هم برای ما بسیار شب خوبی بود صبح بعد از خوردن صبحانه وحرکت به سمت گوانجو و رفتن به فرودگاه گوانجو و پرواز به سمت بانکوک این قسمت از سفر ما با تمام خوشی ها وخاطرات دلنشین به پایان رسید تا اینکه به بانکوک رسیدیم.

عضویت در خبرنامه