تورلاین

سفر نامه شهر : مسکو 

سلام .سفرنامه نویسی به نظر من بسیار ایده جالبیه که همه بتونن ازش استفاده کنن و علی الخصوص راهنمایی خیلی خوبی برای زمانیه که به یه کشور دیگه می ریم . ابتدای امر چندتا نکته باید عرض کنم :

توصیه یک : به شخصه اعتقادی به سفر با تور ندارم ، اما به نظرم برای رفتن به روسیه (حداقل برای بار اول) استفاده از تور بسیار می تونه مفید باشد، چون بسیاری از مکانهای دیدنیش نیاز به از قبل رزرو کردن داره و اگه برنامه ریزی تور دقیق باشه ، خیال خودتونو تو سفر راحت کردید و آسوده اید.
توصیه دو : انتخاب تور مناسب ، بسیار بسیار مهمه ، چون ممکنه باعث اتلاف وقتتون و سردرگمی بشه. بهتره توری انتخاب کنید که یک پکیج کامل ارائه کنه و برنامه هاش مشخص باشه و پول همه رو همون اول کار بگیره ، نه اینکه مرتب بخواد برنامه آپشنال اونجا بفروشه. همچنین ورودی مکانهای دیدنی هم شامل بشه. مسئله مهم اینه که بسیاری از تورهای موجود فقط جاهایی می برن که نیاز به ورودی نداره ، مثلا بازدید از یک خیابان و... که خودتون هم به راحتی می تونید برید. پس حتما برنامه دقیقی از گشتهای تور بخواهید.
توصیه سه : هتل چهار ستاره کافیه و خیلی پولتون رو صرف هتل های پنج ستاره نکنید. چون واقعا زمان بسیار کمی رو در هتل می گذرونید (تا آخر سفرنامه می بینید که تنها شب موقع خواب فقط در هتل بودیم و اگه هتل 5 ستاره تاپ هم بود فرق خاصی نمی کرد برامون) و هتل های چهار ستاره هم به اندازه کافی تمیز هستند که خواسته شمارو برآورده کنن.
توصیه چهار : بهترین زمان سفر به روسیه اواخر می تا اواسط جون هست که شبهای سفید رو می تونین در سنت پطرزبورگ ببینید. پس سعی کنید حالا که می خواید کلی پول صرف رفتن به روسیه کنید ، برنامه ریزی کنید که تو این شبها برید . انصافا تجربه کردنش خیلی خوبه و از دست ندید.
توصیه پنج : کفش پیاده روی ، یک دست لباس گرم و چتر همیشه همراهتون باشه .

خوب بریم سراغ سفرنامه، من پس از بررسی سفرنامه های مختلف و نظرات کاربران محترم ، بالاخره تصمیم گرفتم در تاریخ 10 خرداد 94 به همراه خانواده به روسیه برم . من پکیج لاکچری آژانس رو انتخاب کردم که اختلاف قیمتی در حد 400 یا 500 هزارتومان با پکیج اقتصادی داشت، اما گشتهای خیلی کاملی رو شامل می شد. تمامی گشتهایی که در ادامه عرض می کنم جزو تور می باشند و انصافا هم که به خوبی برنامه ریزی کرده بودن و رضایت کامل رو از سفرم داشتم.

سفر من با خطوط هوایی ماهان بود و پرواز خوبی رو داشتیم . اما متاسفانه دو تا ایراد داشت. اول اینکه خیلی دیر پرواز باز شد و من شب قبل سفر تونستم بلیط و مدارک را از آژانس بگیرم. که این کار ، پروسه دریافت ارز مسافرتی رو یکم سخت و با استرس کرد واسم. دوم اینکه، کیفیت غذاییش چندان خوب نبود و در مسیر رفت که صبحانه دادن، واقعا کیفیتش بد بود و بعضی ها مسموم شدن.

روز اول :

پرواز ما ساعت 8:45 صبح از تهران بصورت مستقیم به مقصد مسکو به مدت 3 ساعت و 30 دقیقه بود. تور لیدر ما (آقای ارجمند) در جلوی کانتر ماهان منتظرمون بود و روبانهای مخصوصی به چمدانهامون زد که مشخص باشن. تقریبا به موقع حرکت کردیم و همونطور که گفتم پروازش خوب بود اما کیفیت غذا..... . برای همین من مسموم شدم و روز اولم رو کلا از دست دادم. بعد از رسیدن به فرودگاه مسکو یه مدت زمانی تو صف بودیم جهت انجام امور اداری . در فرودگاه مسکو یه برگه ابه شما می دن که در اون نشون می ده شما چه زمانی و از چه طریق وارد کشور شدید و ازتون امضا می گیرن و قسمت دوم فرم رو به خودتون می دن، بهتره واچر هتل تو کیف دستتیون بزارید که اگه نیاز بود بتونید سریع نشون بدید.

توصیه ششم : حتما حواستون به حفظ فرم مربوطه باشه ، چون موقع خروج ازتون پس می گیرنش و برای هتل هم بهش نیاز دارید و اگه گمش کردید کلی گیر می افتید تا دوباره بتونید بگیریدش. بعد از خروج ، یک تورلیدر روس که به انگلیسی وارد بود به همراه اتوبوس به استقبالمون اومد. تاتیانا زنی مسن ولی بی نهایت با حوصله و مهربان بود و تمام هماهنگی ها رو ایشون با آژانس روس طرف قرارداد انجام می دادن.

سوار اتوبوس شدیم و به سمت هتل هالیدی این سوکولنیکی راه افتادیم . در راه هم جلوی یک صرافی که نزدیک پارک پیروزی بود توقف کردیم و کسانی که تمایل به چنج پول بودن، پیاده شدن. نرخ تبدیل دلار به روبل در این زمان ، حدودا بین 50 تا 52 متغیر بود و بستگی به محل تبدیل پول داشت. بعد از حدود 2 ساعت که در مسیر بودیم (به علت ترافیک های شدید مسکو) ساعت 15:30 به هتل محل اقامتمون رسیدیم. هتلی بسیار بزرگ و تمیز و نسبتا مدرن در منطقه سوکولنیکی. به علت بد بودن حال من ، سریعا بدون تشریفات اولیه به من یه اتاق دادن و لیدر هم صحبت کرد که اورژانس بیاد. حدودا نیم ساعت بعد اورژانس اومد و دکتر برای مسمویت ساده 2 ساعت و نیم سوال ازم پرسید و در آخر دارویی داد که تا آخر شب باید مدام مصرف می کردم تا خوب می شدم. برای همین من نتونستم روز اول از هتل بیرون بیام .


اما برنامه تور برای روز اول این بود که ناهار در مک دونالدی که جفت هتل بود به مسافران دادند و بعد یک ساعت استراحت، تور متروی مسکو و خیابان آرابات رو داشتن . از آنجایی که متروی مسکو جزو قدیمی ترین متروهای جهان است و ایستگاههای زیبایی دارد، همسفران ما از این گردش لذت بردند و ساعت 10 شب به هتل برگشتند.

توصیه هفتم : تورلیدر ما خیلی تاکید داشتند که در مترو و سایر مکانهای دیدنی مواظب کیف و سایر وسایلمون باشیم چون جیب بر زیاد هست. حتی در بسیاری از مکانها هم تابلوی هشدار بدین منظور نصب کرده بودند. پس حتما هیج وسیله ارزشمند اضافی با خودتون نبرید، علی الخصوص در مترو . بهترین و امن ترین مکان ، سیف باکس اتاق هتل است. (من حتی فراموش کردم پولم رو در سیف باکس بزارم و رو میز اتاق جا گذاشتم، خدمتکار هم اومده بود به اتاق ولی پول از جاش جابجا نشده بود)

روز دوم :

خوشبختانه صبح که بیدار شدم بعد از یه دوش گرفتن، حالم خوب شده بود و ساعت 7 رفتیم برای صرف صبحانه. صبحانه هتل بسیار متنوع بود و انواع پنیرها، تخم مرغ ، سوسیس، کالباس ، املت و.... وجود داشت و مطمئنا کسی نبود که بگه باب سلیقش نتونسته صبحانه بخوره.

ساعت 9:10 اتوبوس دم هتل منتظرمون بود و قرار بود به قبرستان مشاهیر نووودویچی بریم. تو راه لیدر جان کلی برامون از تاریخ روسیه حرف زد و کارایی که باید انجام بدیم. جا داره که بگم لیدر جان واقعا فرد با سواد و حرفه ای و مسئولیت پذیری بود. واقعا خوب بلد بود تاریخ روسیه رو و هیچ جایی کم نمی ذاشت واسمون و تو همراهی کردنمون یا کمک کردن و راهنمایی بهمون و بطور کلی ایشون از صبح که بیدار می شدیم مشغول حرف زدن و توضیح دادن بودن تا شب که می خواستیم بخوابیم. خلاصه اینکه بعد از طی مسافتی رسیدیم به آرامستان.

در آرامستان نووودویچی هر آدمی که جزو مشاهیر روس بوده یا خدمتی به روس ها کرده و کلا هر کسی که واسشون مهم بود و تاثیر تو تاریخشون گذاشته، اونجا دفن کردن و بر گور هر یک از مشاهیر مدفون، برحسب شخصیت اجتماعی شخص درگذشته، مجسمه یا نمادی نصب شده.

ضمنا صومعه نووودویچی هم کنار همین محل واقع بود اما اجازه بازدید از داخل اون داده نمی شد. ما هم تو قبرستان گردشی کردیم و قبر افرادی مثل یکی از رییس جمهورهای روس، بوریس یلتسین ، توپولوف ، چند نویسنده مثل نیکولای گوگول و ... رو بازدید کردیم. یک ایرانی تبار هم به نام ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی اونجا دفن بود که هم شاعر بوده و هم فعال سیاسی در دوران مشروطه ایران بوده.

عد حدود 2 ساعت به سمت کلیسای عیسی منجی حرکت کردیم. کلیسا واقعا دیدنی بود اما متاسفانه اجازه عکسبرداری از داخل اون رو نمی دادن و و درب آن دوربین رو می گرفتن. طبقه زیرینش هم یک سری از کتابها و تابلوهای مقدسشون بود . یک فروشگاه هم داشت که می تونستین ازش سوغاتی هایی که نماد مسکو بودن بخرید. منم یه مگنت طرح کلیسا رو خریدم. من که کلی لذت بردم از این همه رنگ ها زیبا و طراحی جالب توجه. توی کلیسا فضا عرفانی حاکم است و باید سکوت رعایت کرد چون افراد بسیاری هرروز جهت عبادت به اونجا می اومدن.

توصیه هشتم : برای ورود به کلیسای عیسی منجی می بایست از پوشیدن شلوارک یا لباس های نامناسب خودداری کرد. در صورتیکه لباس مناسب ورود به آنجا نباشد می شه از روپوش هایی که خود کلیسا داره استفاده کرد.

بعد بازدید یک بستنی کنار کلیسا خوردیم و مجدد سوار اتوبوس شدیم به سمت کاخ کرملین. وقت بازدید ما ساعت 13 بود و باید حتما راس همان ساعت می رسیدیم اونجا. (چون منطقه ایست که حساسیت سیاسی داره، یک نفر همراهیتون می کنه داخل کاخ و باید وقت ورود از قبل رزرو شه) .

کاخ کرملین در گوشه ای از میدان سرخ قرار دارد و دیوار آجری قرمز آن بسیار جلب توجه می کنه. داخل محوطه کرملین، قسمتهای مختلفی وجود داره از جمله دفتر آقای پوتین (رییس جمهور)، یک توپ جنگی عظیم که به اون شاه توپ می گن و در سال 1586 و زمان سلطنت ایوان مخوف توسط آندری چوخوف برای ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان ساخته شد. طول این توپ 84/5 متر و وزن آن 40 تن است. قرار بود این توپ عظیم برای تیراندازی به صورت خوشه ای استفاده شود، اما هیچ وقت از آن استفاده نشد. در حال حاضر این توپ و گلوله های آن جنبه ی تزئینی دارند.

بعد از اون از شاه زنگ بازدید کردیم یک ناقوس با وزن 200 تن، که در سال 1733- 1725 ساخته شده است. ابتدا برای نصب در یکی از کلیساهای کاخ کرملین درنظر گرفته شده بود. ولی در زمان ساخت، آتش سوزی در کرملین رخ داد و مردمی که درصدد نجات آن بودند، با عجله به این زنگ مقداری آب پاشیدند که در نتیجه قسمتی از این ناقوس با وزن 11 تن از آن جدا شد که هنوز هم این تکه در کنار زنگ است.

بعد از اون گشت مختصری در محوطه کرملین و چند کلیسای آن انجام دادیم و رفتیم برای ناهار که بصورت بوفه در پنت هوس هتل گلدن رینگ بود که غذاش بد نبود اما منظره فوق العاده ای داشت. غذا هم شامل انواع مرغ و ماهی و سالاد و .. بود و دسر و چای هم بعد از آن سرو می شد. در مجموع ناهار لذیذی بود.

برنامه بعدی بازدید از تپه گنجشک ها و دانشگاه مسکو بود. دانشگاه مسکو در یکی از ساختمانهای هفت خواهران مسکو قرار داره که نمونه از ساختمانهای استالینی هستن و جذابیت خاص خودشون رو دارن. از بالای تپه گنچشک ها هم منظر ه بسیار زیبایی از مسکو را می شه دید . (مسکو کلا شهر مسطحی هست و تنها قسمتی که می توان از بالا شهر را نظاره کرد، فقط همین تپه است).


برنامه شب هم قایق سواری روی رودخانه مسکو بود. اما تا زمانی که قایق رزرو کرده بودن ، 2 ساعتی وقت داشتیم، برای همین لیدر جان بردمون به مرکز خرید یورو استار که در مسیرمون قرار داشت. مرکز خرید خوبی بود و ماهم یه گشتی زدیم اما چون وقت کم بود خرید نکردیم ولی در مجموع خیلی هم محل مناسبی برای خرید نبود و تنوع کمی داشت. بعد رفتیم برای قایق سواری.

قایق دو طبقه بود که طبقه اول محوطه بسته بود که در آن غذا و انواع کیک و نوشیدنی ها سرو می شد و طبقه دوم هم مسقف بود. ما در قایق شام استیک و لازانیا سفارش دادیم که خیلی خوب بود و بعد هم در طبقه بالا با همسفرانمون نشستیم و گپ زدیم و از مناظر اطراف لذت بردیم. البته هوا بارونی و سرد شده بود . اما چه می شه کرد، یک بار بیشتر که قرار نبود روی این رودخانه قایق سواری کنیم پس باید حداکثر استفاده و لذت رو می بردیم. مناظر اطراف رودخانه که نورپردازی شده بودند، در شب واقعا دیدنی بود.

بعد از یه روز خیلی شلوغ ساعت 22 و 30 دقیقه رفتیم هتل. اما چون هنوز زود بود برای خواب و باید حسابی مسکو رو می دیدیم، رفتیم لباسای گرمتری پوشیدیم و با چندتا از همسفرامون خیابان گردی کردیم و گشتی تو خیابان های اطراف هتل و محوطه سبز روبروی هتل زدیم. یه فروشگاه بزرگ 24 ساعته هم روبروی هتل بود و از اونم بازدید کردیم. فرشگاه بزرگی بود و هرچی می خواستی با قیمت مناسب گیر میوردی. به نظر من برای خرید شکلات سوغاتی هم گزینه مناسبی بود.

تنها نقطه ضعف هتل این بود که از مرکز شهر دور بود و خیلی مکانهاتی زیادی اطرافش برای گردش نبود. برای همین شبها زیاد برای گشت زنی مناسب نبود. روز دوم ما تموم شد و ساعت 1 بامداد اومدیم هتل تا بخوابیم واسه گردش فردا.

روز سوم :

مروز برنامه بازدید از مقبره لنین و مومیای ایشون بود. تور ما برای ساعت 10 بازدید رزرو کرده بود ، پس ساعت 8:45 زدیم بیرون از هتل و رفتیم میدان سرخ . یکم صف بازدید از مقبره طولانی بود اما نگران نشید خیلی سریع رد می شه. کلا اولین زمان شروع بازدید ساعت 10 صبحه اما بهتره زودتر برید که خیلی تو صف نمونید. لنین خیلی فرد مورد احترامی برای روس ها هست و خدمتهای خیلی زیادی کرده بهشون. مومیایی ایشون کلی طرفدار داره برای بازدید. ماهم رفتیم دیدیمش اما یکم به نظر من مصنوعی اومد ولی دیدن یه مومیایی به این صورت جالب بود. وقتی وارد محوطه مقبره می شید بسیار تاریکه همه جا و توقف هم نمی شه کرد، باید سریع نگاه کرد و رد شد که ازدحام بوجود نیاد.

به دلیل اینکه عکسبرداری ممنوع بود، عکسی از اون ندارم که بزارم.

بعد یه گشت مختصری در میدان سرخ زدیم و از کلیسای واسیلی مقدس، مرکز خرید گوم و موزه ملی بازدید کردیم. واقعا زیبا بود همه چی. رنگها فوق العاده جذاب بودن و قابل وصف نیست لذت وقت گذراندن در میدان سرخ . به شدت پیشنهاد می کنم رفتن به روسیه و وقت گذروندن در این میدان رو. کلیسای واسیلی نماد مسکو به شمار می یاد و اکثر جاهایی که تبلیغ توریستی روسیه هست ، تصویر کلیسارو می تونید ببینید. آدم یاد کتاب قصه ها می افته یا داستان علی بابا .

برنامه بعدی بازدید از پارک پیروزی بود . پارک بزرگی بود که در اون ستونی قرار داشت که بالاش فرشته سنت جورج بود که خیلی برای روسها مقدسه و موزه جنگ هم در همین پارک قرار دارد.
موزه جنگ طراحی جالبی داشت. علی الخصوص سالن اشک مادر که سقف اون پوشیده از زنجیرهایی بود که نماد شهیدان روس بود. به تعداد افرادی که در جنگ جهانی دوم از روسها شهید شدند.


قسمت جالب دیگر موزه هم اتاقهایی بود که در اون نقاشی پاناروما از جنگهایی که در روسیه اتفاق افتاده بود ، وجود داشت. و بعضی ها همراه با صدای جنگ بود . کلا فضای جالبی بود و مهمتر اینکه بدونیم که از اینهمه جنگی که در روسیه اتفاق افتاد و تعداد زیاد کشته ای که داشتن، تنها در یک جنگ شکست خوردن و واقعا حس میهن پرستیشون قابل تقدیره.

قسمت دیگه این پارک هم نمادی برای هلوکاست وجود داشت که در نوع خودش دیدنی بود. تو پارک هم کلی بچه بود که یا تمرین اسکیت می کردن یا دوچرخه سواری . قسمت دیگه پارک هم معمولا محل نمایشگاه بود . که اون موقع یک سری چادر داشتن برپا می کردن ولی هنوز نمایشگاه شروع نشده بود.

دیگه همه از این همه پیاده روی حسابی خسته شده بودن، رفتیم برای ناهار تو یه رستوران ازبک، غذلش مرغ کبابی بود که اونا بش می گفت شیشلیک!!!! بد نبود غذاش و ما هم انقدر گرسنه بودیم که حسابی خوردیم.

بعد ناهار مجدد رفتیم میدان سرخ چون می خواستیم شب هم تو میدان باشیم و منظره شب اونجا رو هم ببینیم. ابتدا رفتیم باغ الکساندر رو دیدیم و بعد هم میدان مانژ ، نقطه صفر مسکو، آرامگاه سرباز گمنام و و مراسم تعویض نگهبان (همه اینها نزدیک بهم و در یک محوطه هستش). در نقطه صفر هم طبق اعتقاد روس ها همه می ایستادن سکه می نداختن که ببینن دوباره برمیگردن مسکو یا نه که یه اعتقاد قدیمی بود و گداها هم دور اونجا بودن و سکه ها رو جمع می کردن. یه ساعت آفتابی بزرگ هم اونجا بود که اسم پایتختهای مختلف رو روش نوشته بودن و می تونستی ببینی اونجا ساعت چنده که جالب بود.

بعد از اون رفتیم مرکز خردید آخودنی ریاد در میدان سرخ نزدیک ساعت آفتابی که نسبتا بزرگ بود، اجناس برند هم داشت و ما دوری زدیم و خرید کوچکی انجام دادیم ولی بطور کلی مسکو نمی شه خیلی خرید کرد. بعد رفتیم مرکز خرید گوم که بسیار قدیمیه و جای بهترین برندهای دنیاست و اونجا فقط باید نگاه کرد و انقدر قیمتها بالان که اصلا قابل خرید نیود.

رفتیم یه استارباکس هم پیدا کردیم که تقریبا دو کوچه پشت میدان سرخ در یک مرکز خرید بود که به زحمت و تنها با پرسیدن از آدمایی که استارباکس داشتن، تونستیم پیداش کنیم. قهوه خریدیم و نشستیم تو میدان و استراحت کردیم کمی . دیگه غروب شده بود و نورپردازی ساختانها هم دیدنی بود و بعد از گشت مختصری از این میدان زیبا به سختی دل کندیم و ساعت 23 رفتیم هتل.

ضمنا صبح همسفرامون که رفته بودن پارک روبروی هتل دیدن که شب برنامه فستیوال بستنی در پارک سوکونیکی برقراره ما هم بلافاصله تا رسیدیم به هتل رفتیم پارک برای فستیوال اما دیگه تقریبا آخرای فستیوال بود. یه قدمی زدیم در پارک و از آخرین شب مسکو استفاده کردیم و با همسفرامون که دیگه دوست شده بودیم مشغول گپ شدیم و ساعت 2 بامداد رفتیم هتل.

روز چهارم :

امروز باید می رفتیم سنت پطرز بورگ . صبح چمدانها رو بستیم، صبحانه خوردیم و رفتیم فرودگاه . با پرواز ترنس ارو رفتیم که از خطوط هواپیمایی روس هست. مدت زمان پرواز 1 ساعت و 20 دقیقه بود و اکثر صندلی ها هم خالی بودن. ما هم که فضای اضافی داشتیم به راحتی استراحت کردیم تو این زمان.

بالاخره رسیدیم به شهر زیبای سنت پطرزبورگ، این شهر از جزایری تشکیل شده که به وسیله پل بهم مرتبط اند و از ساعت 1:30 بامداد تا 5 این پلها برای عبور کشتی از رودخانه نوا باز می شن. اینجا از مسکو کوچکتر بود اما بسیار دوست داشتنی و تمیز بود. ساعت 12 بود و مستقیم رفتیم هتل ماریوت کورت که در جزیزه واسیلی و کنار رودخانه نوا قرار داشت. بعد از دیدن محل هتل دیدم که مشابه عکس هایی بود که تو این مدت تو اینترنت دیده بودم و از انتخابم بیشتر راضی شدم.

تور امروز برنامه شبانه داشت و قرار بود ساعت 23 بریم برای بازدید از بازشدن پلها . تو این مدت اول رفتیم به رستوران سابوی که نزدیک هتل بود و ناهار خوردیم . به نظر من اگر به دنبال خوردن غذای سالم و رژیمی هستید، گزینه مناسبیه. بعد لیدرمون گفت من عصر می خوام برم خیابان نفسکی اگه دوست دارید برید اونجا و بلد نیستید بیاید با من. برای همین ساعت 16 قرار گذاشتیم و همه باهم رفتیم خیابان نفسکی که از جمله خیابانهای معرف سنت پطرزبورگه با کلی کافه و رستوران و مغازه های لوکس .

برای رفتن به آن خیابان از ایستگاه متروی نزدیک هتل استفاده کردیم به نام Vasileostrovskaya که 10 دقیقه پیاده تا هتل فاصله داشت و بعد رفتیم ایستگاه nevskiy prospect پیاده شدیم. خیابان نفسکی دو ایستگاه مترو داره، یکی اواسط آن و دیگری اویل آن که نزدیک مرکز خرید گالریاست. ما هربار از یکیشون استفاده کردیم. ضمنا اگر از رسپشن هتل درخواست کنید، هم نقشه شهر و مترو رو در اختیارتون قرار می ده و هم بخوبی برای هر مسیری که بخواید برید راهنمایی می کنه. مترو سنت پطرزبورگ هم بسیار قدیمی و عمیق ساخته شده و اگه مهندس باشید خیلی ساختمان اونجا توجهتون رو جلب می کنه و اینکه سیستم تهویه فوق العاده ای داره. باوجود اینکه خیلی عمیقه اما هواش مطبوعه همیشه.

اولین جایی که رفتیم یه مرکز خرید بسیار قدیمی بود مربوط به قرن 18 که دیدنش خالی از لطف نبود و بعد قدم زنان رفتیم به سمت کلیسای کازان مقدس. که در اون زمان مراسم خاص مذهبی داشتن و اجازه ورود نمی دادن. ضمنا این کلیسا بصورت فعال است و در اون مراسم مذهبی انجام می شه و صرفا جهت بازدید نیست. در این کلیسا غنائم جنگی ، پرچم های ارتش مغلوب ناپلئون و کلید شهرهای آزاد شده توسط ارتش روس جمع آوری شده است

یه چند ساعتی پیاده روی کردیم و ساعت 21 برگشتیم سمت هتل ،شام هم در رستوران هتل خوردیم. استیک ، سوپ پیاز ، یه نوع سوپ روسی ، بیف استراگانوف و ماهی سفارش دادیم که همشون عالی و لذیذ بودن. ماهیش واقعا خوشمزه بود. به نظر من تو روسیه هرجا رفتین غذا بخورید ، ماهیو انتخاب کنید. بقیه غذاها کمی چربن اما ماهیشون واقعا طعم خوبی داره.

بعد لباس گرم پوشیدیم (شب سنت پطرزبورگ بسیار سردتر از مسکو بود) و رفتیم برای بازدید از پل ها و گشت شبانه در شهر . ساعت 1:25 پل باز شد و دیدن این شاهکار مهندسی هم واقعا دیدنی بود مخصوصا برای کسی که تا به حال از نزدیک یه همچنین صحنه ای رو ندیده. بعد از یه گشت مختصر در شهر و دیدن چند پل، ساعت 2:30 بامداد رفتیم هتل.
ضمنا این زمانی که ما در سنت پطرزبورگ بودیم مدت زمان شب بسیار کوتاه بود و تنها ساعت 12 تا 2 یا 3 بامداد هوا گرگ و میش می شد و مجدد روشن می شد. و تجربه بسیار جالبی بود. البته مشکلی برای خواب بوجود نمی یاد چون پرده های هتل یک لایه بسیار ضخیم دارن که با بستن اونها کلا تاریک می شه اتاق و راحت می شه خوابید.

روز پنجم :

ساعت 7 بیدار شدیم و رفتیم صبحانه بخوریم. صبحانه اینجا از هتل هالیدی این تنوع کمتری داشت اما کیفیتش خوب بود و راضی کننده بود. برنامه امروز صبح بازدید از قصر پطرهوف بود که پطر کبیر آن را ساخته بود. ماهم رفتیم به اسکله ای که کنار موزه ارمیتاژ قرار داشت و از اونجا با قایق های تندرو رفتیم به سمت خلیج فنلاند و باغ فواره ها. این قصر تابستانی پطرکبیر بود و واقعا وصف زیبایی اونجا خیلی سخته و باید رفت و در اون آب و هوا و فضای سبز و گلهای لاله رنگارنگ بود تا درک کرد.

تمامی گلهای لاله آنجا از هلند به روسیه سالانه تقدیم می شن، به علت اینکه پطر در هلند تحصیل کرده بود و علاقه خاصی به اونجا داشت، هلندی ها هم احترام زیادی برای پطر قائلند. ما تا ساعت 13 اونجا بودیم و از مسیرهای مختلفیش پیاده روی کردیم و باغ فرانسوی پشت کاخ هم بازدید کردیم. درسته که پیاده روی زیادی رو شما تو روسیه تجربه می کنید، اما انقدر هوا تمیز و خوبه و مناظر اطراف دیدنیه که اصلا خسته کننده نیست.

بعد رفتیم برای صرف ناهار در یکی از رستورانهایی که شبه کاخ بود.و در راه هم از کلیسای پطر که نزدیک درب خروج کاخ پطرهوف بود دیدن کردیم . کلیساش بسیار زیبا بود. شبیه نقاشیه هر جای سن پطرزبورگ رو که نگاه کنی. ناهار تور بصورت بوفه بود و انواع مرغ و ماهی و گوشت و .... رو شامل می شد و این ناهار لذیذ بعد پیاده روی حسابی چسبید.

برنامه بعدی بازدید از دهکده تزارها بود که به دهکده پوشکین هم معروف بود. در این مکان قصر تابستانی کاترین اول، همسر پطر کبیر قرار دارد . این منطقه را پطر به کاترین هدیه داده بود و کاترین هم برای خوشحال کردن پطر با صرف هزینه زیاد در مدت زمان کوتاهی در آن قصری ساخت که زمانیکه پطر از جنگ برگشت و آن را دید بجای خوشحالی به علت هزینه های زیاد آن کاترین را سرزنش کرد.

نوبت بازدید تور ما از داخل کاخ ساعت 17 بود و ما در مسیر از مجسمه پوشکین دیدن کردیم و به سمت باغ پشت کاخ ها راه افتادیم . واقعا فضا سبز و گل آرایی فوق العاده بود. در باغ از قسمتهای مختلف و سایر قسمت های کاخ دیدن کردیم . در مرکز پارک دریاچه ای مصنوعی به یادبود پیروزی ارتش روسیه بر نیروی دریایی عثمانی وجود داشت . مدرسه اشراف زادگان هم در این مجموعه قرار داره که پوشکین هم در آن تحصیل کرده. یه گروه کر هم بود که آواز می خوند و اونجا هم مختصری به آوازشون گوش دادیم که در نوع خودش جالب بود.

بعد از اون نوبت به بازدید ما رسید و رفتیم داخل کاخ تزارها که از اتاق های مختلفی تشکیل شده بود و هر اتاق دیزاین خاص خودش داشت. ولی از همه جالبتر اتاق کهربا بود که در جهان بینظیر است، تمام وسایل این اتاق از قبیل میز، صندلی، تزئینات دیوار و سقف از سنگ کهربا ساخته شده است. عکسبرداری اونجا ممنوع بود . البته در حمله آلمان ها به روسیه تمام کهربا های اتاق به سرقت رفت اما اتاق طی 24 سال توسطه سه نفر مجدد بازسازی شد که تصاویر بازسازی هم در همان قصر موجود بود. ساعت حدودا 20 هم رسیدیم هتل مجدد .

لباسامون رو عوض کردیم و یه لباس گرمتر پوشیدیم و با چندتا از همسفرامون رفتیم سمت خیابان نفسکی. اونجا از چندین فروشگاه بازدید کردیم. لیدر هم با ما همراه شده بود و بعد از یه گشت شبانه ساعت 1 بامداد راه افتادیم سمت هتل که در جزیره واسیلی بود. چون اگه دیرتر می رفتیم تا ساعت 5 صبح باید در خیابان می موندیم تا پلها مجدد بسته بشن و بتونیم تردد کنیم. خلاصه با عجله رفتیم مترو و برگشتیم. حسابی گشنه شدیم و رفتیم مک دونالد نزدیک ایستگاه مترو Vasileostrovskaya غذا خوردیم بعد هم پیاده رفتیم چندتا پل رو بازدید کردیم و ساعت 4 بود که رفتیم هتل بخوابیم. (حسن هتل سن پطرزبورگ ، محلش بود، چون واسه پیاده روی و گشت زنی در شب مکان بسیار مناسبی بود و کلی رستوران هم اطرافش بود و کلاً امنیت مکانش خیلی خوب بود)

روز ششم :

امروز صبح بعد از صرف صبحانه ساعت 9 ابتدا رفتیم سمت دو مجسمه مصری که کنار رودخانه نوا و روبروی دانشکده هنر سنت پطرزبورگ قرار داشتند و از اونها بازدید کردیم و چندتا عکس گرفتیم . این مجسمه های از ژوزفین ، همسر ناپلئون خریداری شده بودند و تخمین می زنن که قدمت چهار هزار ساله دارند.

برنامه بعد بازدید از جزیره زایچی (خرگوشها) و از کلیسای پطروپاول بود. قلعه پطر و پاول اولین ساختمان و اثر معماری شهر سنت پطرزبورگ بود و برای کنترل رودخانه نوا و دسترسی به دریای بالتیک ساخته شده بود و نامش را به علت انتساب به دو نفر از قدیسین مسیحی اینگونه تعیین شده . به منظور اینکه حالت دفاعی بهتری داشته باشه، قلعه بصورت شش ضلعی ساخته شده بود. در مرکز قلعه کلیسای پطروپاول قرار داره که از این نظر حائز اهمیته که مقبره تمامی تزارهای روسیه و خانوادشون بود .

بعد از بازدید نشستیم در محوطه و چای خوردیم و رفتیم به سمت زندانی به اسم باستیل که در گوشه دیگر محوطه قرار داشت . درب ورودی سلولها ، نام افرادی که در اون زندانی بودن رو نوشته بودن . یه قسمت دیگری هم داشت که اون زمان بسته بود و مربوطه به ابزار شکنجه ای بود که در زمان قدیم از اون استفاده می شد. در زندان افرادی مثل ولیعهد الکسی پسر پطر کبیر ، داستایوسکی، برادر بزرگ لنین، گورکی و... زندانی بودند

دیگه موقع ناهار بود و برنامه ناهار در یک رستوران تاجیک بود که ناهار شامل سوپ و کباب و دسر بود و یک نان بسیار خوشمزه هم در اون سرو می شد و ما بیشتر به جای غذا ، نان خوردیم. بعد از ناهار رفتیم سمت میدان قصر که کلیسای جامع اسحاق هم در اون قرار داشت. سازه کلیسا بسیار زیبا بود و بلندترین ساختمان شهر هم به حساب میومد و چون ثبت یونسکو شده بود ، هیچ سازه ای در محدوده اطراف کلیسا نباید ارتفاعش از اون بیشتر می شد که نمای اون رو خراب کنه. داخل اون واقعا دیدنی بود. نقاشیای سقف فوق العاده هنرمندانه بودن و وقتی واردش می شد همش باید سربالا نگاه سقف می کردین. نکته جالب این بود که 48 ستون اطرافش قرار داشتند به ارتفاع 15 متر و وزن 100 تن که همگی از سنگ گرانیت یک تکه ساخته شده بودند.

این کلیسا بزرگترین کلیسای شهر بود و درحال حاضر هم به عنوان موزه ازش استفاده می شد و فقط در اعیاد خاص مذهبی در اون مراسم برگزار می کردند. تقریبا 1 ساعت اونجا بودیم، عکس گرفتیم و بازدید کردیم .

عد راه افتادیم سمت کلیسای خون مقدس. این کلیسا شبیه کلیسای واسیلی مقدس مسکو و به یادبود تزار الکساندر دوم ساخته شده . تزار الکساندر دوم به واسطه لغو قانون ارباب و رعیتی در میان مردم محبوب بود و در سال 1881 در کنار همین کانال جفت کلیسا ترور شد و به همین علت دو سال بعد کلیسای خون مقدس ساخته شد. بعداً به انبار علوفه تبدیل و بعد هم مدتی به عنوان موزه استفاده می شد ولی در حال حاضر به عنوان کلیسا فعال بود. ما هم بعد از بازدید کوتاهی از نمای بیرونیش ساعت حدود 17 رفتیم هتل.

تا رسیدیم هتل بلافاصله آماده شدیم و رفتیم خیابان نفسکی با مترو. این دفعه به قصد خرید . مجدد با مترو رفتیم و با همان خط قبلی در دو ایستگاه بعد پیاده شدیم که نزدیک مرکز خرید گالریا می شد. از ایستگاه مترو mayakovskaya که بیای بیرون 500 متر که بری سمت راست می رسی به فلکه ای که سمت راست اون مرکز خرید گالریاست. نسبتاً بزرگ بود و انواع برندها رو داشت. ولی ما یادمون رفته بود پول کافی با خودمون ببریم پس یه نگاه مختصر کردیم و گشت زدیم و ساعت 23 برگشتیم هتل. خیایبان نفسکی کلا قلب شهر به حساب میاد و اگه رفتید سن پطرزبورگ احتمالا هرشب یه برنامه گشت در نفسکی رو خواهید داشت.

هنوز زود بود واسه خواب و باید حسابی از روزهامون استفاده می کردیم پس دوباره زدیم بیرون و رفتیم رستوران سابوی نزدیک هتل و شام خوردیم و مجدد تا 1:25 منتظر بازشدن و تماشای پلها موندیم. همه می گن بهتر اینه که هتلی که انتخاب می کنید تو خیابان نفسکی باشه اما به نظر من کنار رود نوا خیلی بهتر بود. چون راحت می تونید تا ساعت 1 شب برید نفسکی و برگردید. اما خوب بعد ساعت 1 عملاً اونجا کار خاص دیگه ای ندارید انجام بدید و مطمئنا لذت بردن از پیاده روی کنار آب بیشتره یا لاقل برای من که اینطور بود.

روز هفتم :

مروز روز آخر بود و دلم گرفته بود کمی که این سفر تموم می شه اما چه می شه کرد. صبحانه خوردیم و ساعت 9 رفتیم به سمت موزه ارمیتاژ که در میدان کاخ قرار داشت و یکی از بزرگترین موزه های جهان است. این موزه در محل کاخ زمستانی تزارها و چهار ساختمان جدیدتر قرار داشت به نامهای ارمیتاژ کوچک، ارمیتاژ قدیم و ارمیتاژهای جدید. این ساختمان تا سال 1917 همچنان به عنوان کاخ زمستانی تزارها استفاده می شد اما بعد از انقلاب به فرمان لنین ملی شد و به عنوان موزه استفاده شد. در زمان جنگ جهانی دوم و حمله آلمانها، تمامی آثار موزه با قطار به سیبری برده شد چون منطقه ای نفوذناپذیر به حساب میومد و بعد از پیروزی در جنگ مجدد بازگردانده شدند.

در این موزه تقریبا 3 میلیون آثار هنری وجود داره و بسیار بزرگه و اگه می خواستیم قسمتهای مختلفی رو ببینیم باید حسابی پیاده روی می کردیم. ما تقریبا تونستیم قسمت آثار لئورناردو داوینچی ، رامبراند و میکل آنژ و بخش فرانسوی ها و روس رو کامل ببینیم بعد رفتیم برای بازدید از قسمت ایران ، که بنا به دلیل تعمیرات ، در اون زمان بسته بود . پس بجای اون رفتیم قسمت تمدن پازییک ها و اولین فرش جهان رو هم دیدیم. تقریبا 8 کیلومتر پیاده روی کردیم و همه حسابی خسته بودند . تو این مدت هم گوشی هایی داشتیم که لیدر جان در اون تمام قسمتهای مختلف رو با حوصله تمام برامون توضیح می داد و تاریخچه ای مختصر از داستانهای هرکدوم می گفت. جدای از دیدن اینهمه اثر هنری در یکجا، دیدن خود کاخ و اتاق های مختلفش که هرکدوم به نوبه خود یه موزه ای از سبک های مختلف معماری به شمار میومد هم دیدنی بود.

نمای داخل موزه ارمیتاژ

ساعت 13 شده بود رفتیم در میدان کاخ مجداً و با همه اعضای گروه عکس دست جمعی گرفتیم و رفتیم برای ناهار بصورت بوفه در هتل نووتل در خیابان نفسکی.ناهار خوبی بود و همه نوع غذا و دسر رو داشت و قهوه و بستنیش هم عالی بود. بعد از ناهار، از تنها فرصتی که داشتیم برای خرید استفاده کردیم. ساعت 16 بود و نزدیک مرکز خرید گالریا و برنامه بعدی هم برنامه نمایشی رقص قزاقها ساعت 19 بود. پس سریع رفتیم گالریا و از فروشگاههایی که روز قبل دیدن کرده بودیم و دیدیم قیمت بهتری دارن خرید کردیم.

توصیه نهم : قیمت اجناس در روسیه بسیار بالاست و اکثراً برندهای معروف دنیا هستند و تو اون زمان که ما بودیم هم آف نخورده بود، پس اصلا نیاز به وقت صرف جهت خرید نیست و بهتره به جای اون از مکانهای دیدنیش لذت ببرید و نهایت یکی دوتا از نمادهای روسیه یا عروسکای ماتروشکا جهت یادگاری بگیرید.

ساعت 19 شده بود و ما دوان دوان خودمونو به مترو رسوندیم . متاسفانه یک ایستگاه هم اشتباه رفتیم و تا برگشتیم تقریباً 10 دقیقه رو از دست دادیم . خلاصه به هر نحوی که بود خودمون رو رسوندیم به اتوبوس تور و رفتیم نمایش. کلا برنامه تورمون خیلی دقیق بود و نهایت با 10 دقیقه تاخیر حرکت می کردیم .

انصافا نمایش شاد و جالبی بود و اگه از دستش می دادم حسابی دلم می سوخت . مدت نمایش حدودا 2 ساعت بود و در اون داستان عاشقی قزاق ها و فرهنگشون رو نشون می داد و کلا خیلی جالب بود . دو تا سانس یک ساعته بود و وسطش یه استراحت 15 دقیقه ای که در اون با آبمیوه و نوشیدنی های مختلف و یک نوع فینگرفود که می گفتن از نوعی خاویار درست شده پذیرایی می کردن. اگه رفتین اینجا توصیه اکید می کنم که از اون فینگر فود نخورید، طعمش فاجعه بود و من ندیدم کسی از همسفرامون بتونه طعم غلیظ ماهی اون رو تحمل کنه و بخورش. خلاصه بعد نمایش دیدنی و اون فضای شاد ساعت 22 برگشتیم هتل.

بعد از رسیدن به هتل چون روز آخر بود و ماهم می خواستیم حسابی از این شبهای روشن استفاده کنیم ، با چندتا از همسفران که دیگه دوستای خوبی شد بودیم، رفتیم پیاده روی کنار رود نوا و تا 4 بامداد حسابی خسته و خیس از بارون برگشتیم هتل. واقعا این زمان چیزی نیست که بشه از دستش داد. معلوم نیست چقدر دیگه باید بگذره تا تکرار بشن پس به نظر من خوابیدن بدترین کاری بود که می تونستم بکنم.

روز هشتم :


امروز روز وداع بود و صبح زود بیدار شدیم چمدانها رو بستیم و صبحانه خوردیم و ساعت 8:30 راه افتادیم به سمت فرودگاه. خیلی سخت بود دل کندن از اونجا. برای من بدترین قسمت سفرم همینه. پرواز ما با ایرلاین ماهان و بصورت متقیم به تهران بود و نسبتا پذیراییش از پرواز رفت بهتر بود. در مسیر برگشت هم ، همسفرامون که حسابی باهم دوست شده بودن تو هواپیما در حال حرف زدن و شوخی بودن و اصلا نفهمیدیم این زمان چطور گذشت و برگشتیم. یه جورایی هواپیما شده بود مثل اتوبوسهای اردو مدرسه و همه درحال حرف زدن و رفت و آمد و شوخیو این حرفا بودن باهم. خوبیه این سفر این بود که کلی دوستای خوب پیدا کردم که هنوز باهم در ارتباطیم.

امیدوارم خسته کننده نبوده باشه . سعی کردم مختصر بگم اما انقدر جاهای زیادی رفتیم و برنامه تورمون پر بود که مجبور شدم کلاً توضیحات اضافه درباره تاریخ و مشخصات دقیق مکانهای دیدنی رو حذف کنم. توضیحات در مورد تاریخچه مکانها هم که به اندازه کافی تو اینترنت هست. من سعی کردم فقط نمونه ای از جاهایی که می تونید برید و در یک برنامه 7 روزه جا بدید رو گفته باشم . و اما جمع بندی :

اول اینکه اگه به دنبال خرید کردن و برنامه ریلکس در هتل و تفریح هستید به نظر من روسیه رو انتخاب نکنید چون یک تور کاملا فرهنگیه که شما در اون فقط به دیدن مکانهای تاریخی می رید و باید علاقه داشت به دیدن اینجور جاها که خسته نشید.

دوم اینکه قبل رفتن به این سفر استراحت داشته باشید چون خیلی پیاده روی در انتظارتونه و حیفه از دست دادنش. سوم اینکه اگر تور مناسبی انتخاب کنید که برنامه های گشت کاملی داشته باشه ، هزینه تمام شده خیلی کمتر از مقداری در میاد که خودتون برید. درسته که هزینه مترو زیاد نیست اما فواصل مخصوصا در مسکو زیاده و هماهنگی هم سخت می شه واستون . مگر اینکه زبون روسی وارد باشید .

چهارم اینکه باتوجه به نرخ تبدیل ارز ، ارزی که می خواهید ببرید دلار یا یورو باشه فرقی نمی کنه . پنجم اینکه هزینه تور ما با همه گشتها و صبحانه و ناهارها نفری 4500000 تومان شد که با حساب خورد و خوراک و شام و خریدهامون کلا دو نفری 11 میلیون تومان هزینه کردیم

عضویت در خبرنامه