تورلاین

سفر نامه شهر : سوچی 

تابستان سال 94 به هم راه همسرم قصد سفر جهت دیدن یکی از شهرهای بزرگترین کشور دنیا را کردیم.

سپس با تور سوچی آشنا شدم، البته نام این شهر به خاطر میزبانی المپیک زمستانی 2014 در ذهنم مانده بود. با مطالعه این شهر فهمیدم که با سفر به این شهر انگار به دو نقطه متفاوت از دنیا سفر خواهم کرد یعنی دو سفر در یک سفر! از خود می پرسید چگونه؟

خدمت دوستان گرامی ام عرض کنم که این شهر ازیک سمت به دریا سیاه راه دارد که از این روبه اصطلاحاً راشن ریویرا به معتی ساحل دریای سیاه روسیه معروف است(ریویرا لغت ایتالیایی به معنی خط ساحلی است.) و از سمت دیگر به کوه های قفقاز، به طوریکه از اوایل خرداد تا اواسط آذر ماه می توانید در ساحل این شهر به تفریحات آبی بپردازید و از اوایل دی ماه تا اواخر فروردین ماه به اسکی در کوه های قفقاز، که شاید باور کردنی نباشد!.

با گشت و گذار در تاریخ سوچی به تاریخ ایران برخورد خواهیم کرد از یک طرف موجبات غرور و از طرف دیگر تاسف ما را برمی انگیزد، بله سوچی در زمان نادر شاه افشار جزء خاک ایران بوده و ایرانی ها بر این منطقه سلطه داشتند و اهالی سوچی نیز به این امر واقفند و آن را قبول دارند که با بی کفایتی شاهان قاجار به روس ها بخشیده شد.

شایان ذکراست سوچی شهرمورد توجه آقای پوتین می باشد و به این شهر در رفت و آمد است و افراد سرشناسی چون خانم مرکل،ژاک شیراک و غیره در آنجا ویلای شخصی دارند.همه اینها شاید مقدمه کوتاه و وسوسه کننده ای برای سفر به این شهر زیبا باشد.

قبل از شروع سفرنامه در مورد جمع آوری اطلاعات قبل از سفر بگویم که خودم هیچ سفرنامه ای در اینترنت درباره سوچی پیدا نکردم، اما سایت معتبر تریپ ادویزر مرجع بسیار مناسبی برای این کار می باشد و شما با جستجو نام سوچی اطلاعات بسیار جامعی از هتل ها گرفته تا کارهایی که در آنجا می توانید انجام دهید، در آنجا خواهید دید.

پس از این مقدمه کوتاه می روم سر اصل مطلب و شرو ع سفر،در تاریخ 24 شهریورماه 94 پس از رسیدن به فرودگاه امام خمینی چون از قبل قرار بود مقداری از ارز مورد تیاز را از فرودگاه تهیه کنیم، با صحنه نداشتن دلار و یورو در صرافی فرودگاه مواجه شدیم، ساعت پرواز 21:00 بود و ساعت 18:00این خبر استرس زیادی به ما وارد کرد و از قرار معلوم پرواز ما هم که با ایرباس ماهان بود تاخیر نداشت، اگرچه به ضرر ما بود ولی از وقت شناسی عوامل ماهان باید تشکر کرد.

خلاصه با اضطراب زیاد و تماس با لیدر فهمیدیم دچار مشکل بزرگی شدیم. همین جا توضیح بدم که از ایران تور لیدر با ما همراه بودو یکی از حسن های سفر بشمار می رفت، البته تور لیدر اصلی ما در سوچی حضور داشتن و آنجا به ما پیوستن و تورلیدری که از ایران با ما هم سفر شد لیدرگروه دیگری از همسفرانمان بود. آژانس با دادن روبان هایی به رنگ های مختلف و بستن آنها به چمدان ها که نشان دهنده هتل گروه ها بود آنها را تفکیک کرده که این خود از نظم و قانونمند بودن آژانس سرچشمه می گیرد و جز تحسین مدیریت آژانس چیزی باقی نمی گذارد. با این حال در طول اقامت در فرودگاه و پرواز لیدر محترم ما را از راهنمایی های ارزشمندشان محروم نکردند و به سوالات ما با حوصله پاسخ می دادند.


خوب کجا بودیم؟ آره بی ارزی و بلاتکیفی در فرودگاه،خدا رو شکر در همان لحظات یک مسافر برای تبدیل ارز به صرافی مراجعه کرد و ما با نرخی بالاتر از نرخ خرید صرافی ارز مورد نیازمان را از مسافر محترم تهیه کردیم که البته به نفع دو طرف شد.

به دوستان با توجه به تجربه خودم و فشاری که ما تحمل کردیم؛ توصیه می کنم از قبل ارز لازم را تهیه کنند تا خدای ناکرده با مشکل ما روبرو نشوند.

با کشیدن یک نفس راحت وارد ترمینال شده و به سمت باجه تحویل وسایل (کانتر ماهان)حرکت کردیم آنجا بود که لیدر را ملاقات کردیم که در حال صحبت با همسفرمان بود.

نکته جالب تعداد کم مسافران بود،که این بخاطر مقصد جدید توریستی است که احتمالاً در سال های آینده با استقبال زیادتری مواجه خواهد شد به دلیل اینکه تازه از عید سال 94 هست که تور سوچی آغاز شده و نوید آینده روشنی را خواهد داد نشان به این نشان که به گفته لیدرمان تورها با حدود تقریبی 16 نفرآغاز گشته و در حال افزایش است به طوریکه تور ما به حدود 40 نفر رسیده بود.

پس از گشتی کوتاه در فرودگاه و صرف چای جهت سوار شدن هواپیما به سمت خروجی 24 حرکت کردیم.مدت زمان پرواز ما تقریباً 2 ساعت بود و با توجه به اختلاف 1:30 سوچی با تهران ساعت حدود 21:30 به وقت محلی وارد فرودگاه سوچی شدیم.آسمان سوچی روشن و زیبا و پیام آور روزهای خوش آتی بود.

فرودگاه سوچی در منطقه آدلر(آدلر یکی از مناطق چندگانه سوچی هست که ناحیه ورزشی سوچی محسوب می گردد) که منطقه برگزارکننده مسایقات المپیک زمستانی سوچی بوده، قرار دارد و از آنجاایی که هتل ساحلی ما در این منطقه واقع شده بود، فاصله کمی تا فرودگاه داشت وما می توانسیتم بیشتر شب را استراحت کرده و صبح با انرژی کافی از سیاحتمان لذت ببریم.

با پیاده شدن از هواپیما به سمت باجه های بررسی پاسپورت رفتیم تا مهر ورود به کشور روسیه در پاسپورتمان ثبت شود. در این قسمت یک فرم توسط مسئول آنجا در دو نسخه حاوی اطلاعات ما پر گردید که یک نسخه به ما داده شد و باید در مراقبت از آن تمام تلاش خود را می کردیم، چون هنگام خروج از روسیه باید فرم مذکور را حتما تحویل می دادیم.

یادم رفت بگم که یک مشکل بزرگ در سوچی باهاش مواجه خواهید شد و آن هم زبان است طوریکه تقریبا دانستن زبان انگلیسی هیچ کمکی نمی کند!

تعجب نکنید چون روسیه کشوری است که قبل از به قدرت رسیدن استالین کشور فقیری بوده و با روی کار آمدن استالین این کشور توانست در زمره کشورهای صنعتی قرارگیرد.

استالین با بوجود آوردن پلیس مخفی و سرکوب شدید مخالفان خود و قبولاندن اینکه دانستن زبان انگلیسی دال بر جاسوس بودن مردم شوروی سابق است؛ دید منفی و ترس را برای مردم کشورش نسبت به آموختن این زبان بین المللی بوجود آورد. آیا زندگی کمونیستی طرح ریزی شده با افکار مارکسیستی جز نوید دهنده یک زندگی محدود و بسته هست؟!

پیشنهاد من این است که یا قبل از سفر حتی شده مختصری در مورد زبان روسی مطالعه کنید و کلمات پرکاربرد را یادداشت نمائید تا آنجا راحت تر بتوانید ارتباط برقرارکرده و نیازهای خود را برطرف کنید ویا اینکه روی پانتومیم خود کارکنید (البته گزینه دوم مزاح بود ولی بکار خواهد آمد.)

پس از تحویل گرفتن وسایل خود وارد آخرین سالن فرودگاه شدیم که درآنجا بود لیدر خودمان را ملاقات کردیم،با باز شدن در خروجی فرودگاه هوای مطبوع توام با رطوبت مناسب به صورتمان خورد که شخصاً تصور چنین آب و هوایی را نکرده بودم و انتظار هوای خنک تری در آن ساعت از شب را داشتم. با سوار شدن به اتوبوس به سمت هتل محل اقامتمان که در فاصله زمانی 10 دقیقه ای از ما قرار داشت حرکت کردیم..

داخل اتوبوس برای هر نفریک آب معدنی در نظر گرفته شد بود که تشنگی سفر را برطرف می کرد البته اگر خنک بود که عالی می شد (همین جا این نکته را بگویم که آب لوله کشی روسیه قابل آشامیدن نیست و شما ملزم به تهیه آب معدنی هستید.). هتل محل اقامت ما هتل سه ستاره آزیموت که طبق صحبت های لیدر محترم هتلی فراتر از سه ستاره و با امکانات بالا بود و این تعریف ها ما را به انتخاب هتلمان امیداوارتر می کرد.

شما گزینه های پرستاره تر مانند رادیسون بلو که دارای ساحل اختصاصی می باشد را نیز دارید ولی باید بیشتر هزینه کنید که به نظرشخصی من بهتر است این اختلاف هزینه را در گشت و گذار و دیدن و شناخت منطقه ای که به آن سفر می کنید، خرج نمایید.

البته این نظر شخصی است و به نظر کسانی که به محل اقامتشان خیلی اهمیت می دهند، احترام می گذارم و این اطمینان خاطر را به خوانندگان عزیز که قصد سفر به سوچی را دارند می دهم که از انتخاب هتل آزیموت پشیمان نمی شوند. این نکته را هم بگویم، دوستان ما که در هتل راشین سیزن که هتل 5 ستاره ای است اقامت داشتند؛ به دلایل مختلف از جمله دوری از ساحل،از محل اقامت خود ناراضی بودند.

طولی نکشید که به هتل رسیدیم، درهتل با تحویل پاسپورت و دریافت اتاقمان جهت استراحت راهی اتاق شدیم که با انرژی کافی به برنامه فردای تورکه رایگان بود، برسیم. البته چون پذیرش هتل در بلوک 10 قرار دارد مستلزم مقداری پیاده روی شبانه بود که موجبات دیدن قسمتی از محوطه هتل و فضای آن را برای ما فراهم کرد، که دیدنش خالی از لطف نبود.

نمایی از محوطه هتل آزیموت

روز اول(سوچی ساحلی):

آفتاب دل انگیز و هوای مطبوع صبحگاهی، نوید روز خوبی را به ما و همسفرانمان می دهد، از بالکن اتاق که اندکی بیشتر نیست در آن ایستاده ام به محوطه هتل خیره شدم مسافران زیادی چه با انرژی و شادمان، ساک ساحلی به دست، شتابان و خندان به سمتی حرکت میکنند که بی شک راه دریاست.

دیدن این انرژی و شور و حال مرا ترغیب میکند که هرچه سریعتر از اتاق خارج شده و محیط را از نزدیک تجربه کنم. از این رو به همراه همسرمهربانم به سمت محل سرو صبحانه حرکت کردیم که مسافت نسبتاً زیاد آن یک پیاده روی صبحگاهی را برای ما به ارمغان آورد.

منظره سبز هتل،گلهای زیبا درمسیر، کبوتران اهلی که در فضای سرسبز کنار دریاچه آن جولان می دادنند مثل یک رویا در واقعیت بود. لحظاتی را روی پل قوس دار دریاچه زیبای هتل ایستادیم؛ منظره جذاب وبا شکوه بود ماهیهای قرمز و بسیار بزرگ داخل دریاچه تجمعی زیبا در چشم انداز دید ما داشتند.

ساعت صبحانه از 7:00 صبح الی 10:00 بود بعد از ورود به ساختمان رستوران ما با ارائه کارت اتاقمان به سالن صبحانه که در طبقه 2 قرار داشت رفتیم. اینجا این نکته را بگویم که ذائقه روس ها به ذائقه ما ایرانی ها نزدیک است و نیاز نیست نگران خورد و خوراکتان در آنجا باشید و می توانید غذاهای مختلف و خوشمزه روس ها را امتحان و از خوردنشان لذت ببرید البته این را هم بگویم که ذبح اسلامی در روسیه صورت نمی گیرد و این برای افراد معتقد، مشکل ساز خواهد شد.

البته به احترام مهمانهای مسلمان نوع گوشت به کار رفته در غذاها و سوسیس ها در کنار آنها نوشته شده تا گوشت خوک از بقیه گوشتها قابل تشخیص باشد. فضای رستوران بسیار بزرگ بود با مبلمان چوبی رنگ مات و محیطی با نور پردازی ملایم و آرامبخش.

پس از صرف یک صبحانه مفصل به سمت ساختمان پذیرش که محل قرار لیدر با ما و همسفرامان بود رفتیم. حدود ساعت 10:30 سوار ون شدیم.

داخل ون مثل شب قبل آب معدنی در کنار دستمال مرطوب قرار داده شده بود و بدلیل نداشتن آب معدنی در داخل اتاق ها و احتمال اینکه بعضی ها نتوانسته بودند آب معدنی تهیه کنند کارقشنگی بود که جای قدردانی و تشکر دارد.

تور ما بازدید از برج آخون که در کوه آخون و به دستور استالین ساخته شده و کاربرد دیده بانی داشت، می شد. همراه ما علاوه بر تور لیدر ایرانی یک تورلیدر روسی خوشرو مسلط به زبان انگلیسی به نام النا نیز حضور داشت که این امر به دلیل تازه بودن مقصد جدید توریستی برای ایرانیان هم برای تور لیدرها و هم برای ما خوب بود که بیشتر و راحت تر از اماکن دیدنی اطلاعات کسب کنیم و این یکی از نکات مثبت سفر ما بشمار می رفت.

تا آنجایی که من فهمیدم توری که با تور لیدر روس برگزار و از آن ها خریداری می شود گرانتر از توری است که با حضور تور لیدر ایرانی برگزار می گردد و اگر قصد دارید از تورها استفاده کنید به صرفه تراست از تورهای با لیدر ایرانی استفاده کنید.

البته این را هم بگویم که وسیله نقلیه عمومی از جمله اتوبوس با هزینه کاملاً مناسب به تمام نقاط وجود دارد که با تحقیق قبل از سفر می توانید براحتی به تمام مناطق دیدنی بروید که صرفه جویی مناسبی در هزینه های شما خواهد شد.

پس از گذشت حدود نیم ساعت به جاده ای پیچ در پیچ کوهستانی و زیبا توام با فضایی پوشیده از درختان سر سبز که هنوز رخ پاییز به چهره نکشیده بودند، رسیدیم. این جاده توسط اسرای آلمانی ساخته شده که 11 کیلومتر طول دارد و انتهای آن به قله کوه آخون می رسد که رکورد سرعت ساخت در قطعه ای از این مسیر جزء رکوردهای جاده سازی محسوب میگردد.

با گذر از این جاده زیبا به منطقه دیدنی آخون رسیدم که شامل بر مغازه های کارهای دست ساز آن منطقه و سوغاتی های آن شهر،کافه و غیره و البته برج آخون بود. پس از طی مسافتی کوتاه و دیدن مغازه ها به ورودی برج رسیدیم و با بالا رفتن از پله های کم ارتفاع آن به انتهای برج صعود کردیم.

از آن بالا شما می توانید منظره وصف ناپذیری را مشاهده کنید، بله طبیعت سبز سوچی، رشته کوه های قفقاز، ساحل و بندر سوچی این ها همه کنار هم لحظات زیبایی را برای شما در آنجا به ارمغان خواهد آورد.


در بالای برج دوربین قلک دار هم برای دیدن منطقه وجود داشت ولی بدلیل اینکه هنوز پولاهایمان را به روبل تبدیل نکرده بودیم، این امر برای ما میسر نشد..

از ظهر گذشته بود با جمع شدن همسفران سوار ون شدیم و به سمت مقصد بعدی حرکت کردیم. ویلای استالین مکان دیدنی بعدی بود.

داخل ون لیدر با توضیحاتی در مورد زندگی نامه و شخصیت استالین(استالین در زبان روسی به معنی مرد پولادین) اطلاعات تاریخی مفیدی را در اختیار ما گذاشت که جای قدردانی و تشکر دارد.

مدت زمان زیادی از صحبت های لیدر محترم نگذشته بود که به ویلا رسیدیم، ویلایی سبز رنگ محصور شده در لابلای درختان(استالین انسان کاملاً محافظه کاری بود طوری که از ویلا به برج آخون دید داشت ولی از برج آخون نمی شد ویلای سبز را که با درختان محصور شده بود رویت کرد.) و ساده وبه دور از تجملات.

با پیاده شدن از ون منتظر لیدر روسمان شدیم تا هماهنگی های لازم را انجام دهد تا ما اجازه ورود پیدا کنیم و بدلیل نظم و قانون و شرایط امنیتی که قبلاً اشاره کردم در اینجا هم باید از قبل با شهرداری هماهنگی لازم جهت بازدید انجام می گرفت و گروه های بازدید کننده به صورت مجزا به بازدید می پرداختند طوری که تا یک گروه از یک قسمت ویلا خارج نمی شد گروه دیگر اجازه نداشت وارد شود.

با آمدن لیدر روس به داخل ویلا رفتیم. وسعت ویلا خیلی زیاد نبود و از یک محوطه باز که یک ساختمان تقریباً چهارگوش مربع شکل را در بر می گرفت و شامل اتاق های مجزای استالین که غالباً با طرح چوب تزیین شده بودند، تشکیل می شد.

ابتدا وارد اتاق شطرنج که شطرنجی بزرگ با مهره های غول آسا در کنار مجسمه سر و تابلوی پرتره از استالین را در خود نگه می داشت، شدیم. یکی از سرگرمی های مورد علاقه استالین شطرنج بود و برد در این بازی برایش اهمیت زیادی داشت بگونه ای که با باخت بشدت عصبانی می گشت و ممکن بود در روند تصمیم گیری های مملکتی که انجام می داد تاثیر بسیار منفی بگذارد که این امر باعث شده بود رئیس دفترش به میهمانانی که با استالین بازی می کنند توصیه کند که اگر توانایی برد را دارند عمداً بازی را واگذار کنند.

از آنجا به زیرزمین ویلا رفتیم که استخر کوچک و شخصی استالین که با پنجره های کوچک و به هم پیوسته که منظره ای زیبا توام با تلالو نور خورشید را برای استالین به ارمغان می آورد، درآنجا قرار داشت.

سپس به طبقه بالا که اتاق پذیرایی استالین با داشتن میزی طویل و صندلی های منظم چیده شده و شومینه ای مربوط به آن دوران، رفتیم. آنجا حتی گرامافون با لوح های اطراف آن نیز را مشاهده کردیم که دال بر تعلق خاطر استالین به موزیک می شد. این اتاق به بالکن کوچک و چوبی زیبایی که منظره ای آرام بخش را می آفرید، ختم می شد.

وقت بازدید از هر قسمت کوتاه بود و به این دلیل سریع به اتاق کار استالین رفتیم که مجسمه شبیه سازی شده استالین جلوه خاصی به آن داده بود. این اتاق هم کاملاً ساده شامل میز کار، تخت خواب کوچک(قد استالین خیلی بلند نبود و او با پوشیدن چکمه و پالتو نظامی بلند سعی در بلند جلوه دادن خود داشت.) و بسیار ساده و یک مبل بزرگ برای تماشای فیلم که از دیگر علایق استالین به شمار می رفت، می شد.

یک نکته جالب دیگر این که کف اتاق کاملاً فرش نشده بود تا با ورود هر شخصی استالین صدای پای او را بشنود. اکثر وسایلی که در آنجا قرار داشت اصلی و متعلق به استالین می شد که اجازه دست زدن به آنها را نداشتیم.

اتاق بعدی اتاق بیلیارد با بالکن بسیار کوچک و دیدنی بود.

زمان ما برای بازدید داشت تمام می شد پس به ناچار به سمت ون حرکت کردیم، البته در این مدت ما تقریبا نصف ویلا را سیاحت کردیم و اجازه بازدید از بعضی مکان ها به ما داده نشد؟!

بادیدن ویلا به سمت ون که ما را به محل صرف نهارمی برد حرکت کردیم. تا یادم نرفته بگویم هر روز یک وعده غذایی به عهده تور بود که همه آنها در داخل رستوران هتل های محل اقامتمان به جزء نهار امروز صورت پذیرفت.

در مسیر رفتن به رستوران با خواهش تور لیدر ایرانیمان از تور لیدر روس به سمت چشمه های آب معدنی ماتستا تغییر مسیر دادیم.

ماتستا از نام زنی به همین نام گرفته شده که در زمانهای قدیم از آب این چشمه ها جهت درمان انواع بیماری ها استفاده می کرده که حتی استالین در زمان جنگ جهانی سربازهای زخمی خود را برای درمان زخم ها نزد او می فرستاده است.

در حال حاظر این منطقه به یک منطقه پزشکی-درمانی تبدیل شده و هر شخصی با معرفی نامه از پزشک روس می تواند از برنامه آب درمانی استفاده و درد خود را تسکین بخشد.

خاصیت این آب بدلیل املاح مفید آن قابل انکار نیست البته باید بوی بد آن را هم تحمل کرد. خلاصه اجازه ورود به داخل ساختمان اصلی بدلیل نداشتن معرفی نامه پزشک به ما داده نشد ولی همین قدر که با آن مکان آشنا شدیم و آنجا را دیدیم خوب و مفید بود.

سوار ون شدیم که به نهار برسیم. بچه های گروه دیگه یخشان باز شده و با هم گرم گرفته بودند و به کمک تور لیدر لحظات خوبی داخل ون سپری شد که زمان رسیدن به رستوران را برای ما شیرین تر کرد. حدود ساعت 14:30 به مقصد رسیدیم.

آخ جان نهار اون هم داخل رستوران هتل چهار ستاره با شکوه مرکور در مرکز سوچی و نزدیک بندر. نهار به صورت بوفه و شامل انواع غذاها، سالادها، نوشیدنی ها ودسرهای خوشمزه می شد.

بعد یک نهار مفصل و تجدید قوا طبق برنامه ای که لیدر قبلاً اعلام کرده بود، نماینده اسبربانک روسیه برای تبدیل پول های ما به روبل روسیه درلابی هتل مرکور حضور یافته و ما برای تبدیل دلارهایمان نزد ایشان رفتیم و تقریبا نصف دلارهایمان را تبدیل کردیم.

در آن روز نرخ برابری دلار با روبل 62 واحد بود، یعنی هر دلار معادل 62 روبل روسیه که هر روبل روسیه معادل تقریبا 560 ریال ما می شد و این رقم تقریباً نصف ارزش روبل برابر پول ما در چند ماه گذشته می گشت که این بدلیل تحریم های اتحادیه اروپا علیه روسیه می شد و البته به نفع ما.

در این جا این نکته را بگویم که شما در سوچی صرافی مستقل نخواهید دید که هر وقت و زمانی که دوست داشتید پول خود را تبدیل کنید و این کار فقط در بانک های روسیه و مخصوصاً اسبربانک آن که ما شعبه های بیشتری از آن را در طول اقامتمان مشاهده کردیم، صورت می پذیرد و آن هم تا سقف 200 دلار و از این رقم بالاتر با ارائه پاسپورت یا کپی آن صورت می گیرد.

بله شرایط کاملاً امنیتی است و ما تقریباً نصف دلارهایمان را تبدیل کردیم تا در مدتی که در سوچی ساحلی هستیم روبل به اندازه مورد نیاز داشته باشیم اگرچه ما یک مقدار در آن روز ضرر کردیم(نرخ اسبر بانک برای هر دلار آمریکا 75/62 روبل بود). در این مدت نوسان ارزش روبل در برابر دلار زیاد نبود و ما متحمل ضرر زیادی نشدیم البته شما می توانید روازنه در شعب مختلف اسبر بانک تا ساعت 19:30 برای تبدل پول هایتان اقدام کنید.

پس از تبدیل دلار رفتیم تا در اطراف هتل گشتی بزنیم و اطراف آن منطقه را ببینیم.

خیابانهای کاملاً تمیز و مردمی مقرراتی طوریکه هر زمان می خواستید از عرض خیابان در محل خط کشی عبور کنید ماشین ها به احترام شما می ایستادند تا با امنیت کامل رد شید، حس خوبی را به شما منتقل می کرد، حتی طرز زندگی راحت و ساده که شاید برگرفته از افکار کمونیستی باشد، ما را مجذوب می کرد.

نشان به این نشان که عروسی هاشان کاملاً ساده و بدون زرق و برق فراوان انجام می شد و ما با دیدن عروس و دامادی که در مسیرمان قرار داشتند و مراسمشان را در حوالی پارکی که در همان نزدیکی های هتل مرکور برگزار کرده بودند، به این نتیجه رسیدم.

با رسیدن به پارک و گرفتن چند عکس به دلیل وقت کمی داشتیم به هتل مرکور بازگشتیم و متاسفانه نشد تا بندر برویم و آنجا را سیاحت کنیم.

ز آنجا به سمت منطقه ماندارین که مجتمع تفریحی – ساحلی محسوب می گردیدحرکت کردیم، قرار بود نمایش آرگو را که ساعت 21:00 شروع می شد آنجا تماشا کنیم.

با رسیدن به ماندارین و دریافت بلیط نمایش از سوی لیدر روس شروع به گشت و گذار در منطقه کردیم و وقت زیادی را صرف خریدن نمودیم. قیمت تمام اجناس را بررسی نکردم، ولی با توجه به خرید کوچکی که انجام دادم فهمیدم قیمت لوازم آرایشی بسیار مناسب و در کل همانطور که قبلاً ذکر کردم با ارزش پایین روبل برابر دلار در آن مقطع زمانی، ما می توانستیم خرید خوبی را در سوچی انجام دهیم. البته اگر اهل خرید هستید ولی به نظر من اول بازدید بعد خرید. قرار بود تا زمان شروع نمایش در رستوران های آن منطقه شاممان را بخوریم ولی وقت نشد ناچار به سمت محل شروع نمایش رفتیم.

نمایش آرگو یک نمایش موزیکال شامل حرکات نمایشی و آکروباتیک توام با جلوه های انیمیشنی بسیار زیبا می شد ودر مورد شجاعت فردی به نام جیسون برای بدست آوردن قوچ زرین بالدار که در ساحل قرار دارد (روسها اعتقاد دارند که این ساحل ساحل سوچی است) با کشتی(نام کشتی آرگو است) به دریا زده و در این راه متحمل آزمون های سخت می گردد تا به هدف خود می رسد. دیدن نمایش خالی از لطف نبود.

بعد از اتمام نمایش جمع شدیم تا به سمت هتل بریم. سوار ون شدیم و داخل ون لیدر در مورد نمایش توضیح داد و برنامه فردا را اعلام نمود.

با رسیدن به هتل برای صرف شام تصمیم گرفتیم به ساحل بریم و اونجا هم شام خورده هم ساحل را ببینیم. با رسیدن به ساحل متوجه شدیم که تقریباً تمامی رستوران ها و فست فودها در آن منطقه از ساحل تعطیل است.

بله نکته جالب دیگر سفر این که در سوچی خبری از شب های زنده و خیابان های پرهیاهو نخواهد بود و به جزء یکسری مکان ها تقریباً همه جا در اواخر شب به سکوت و خاموشی پیش می رفت البته این در مورد ساحل و منطقه آدلر که ما در آن سکونت داشتیم می شد و در مورد مرکز شهر نمی توانم اظهارنظر کنم ولی با روحیه ای که در مردم روسیه دیدم فکر نکنم غیر از این باشد.

در سوچی اکثر مغازه ها تا ساعت 22:00 باز بودند. با گشتی کوتاه در ساحل به سمت هتل بازگشتیم. در محوطه هتل تعدادی از کافه ها باز بودند اما ما فروشگاهی را که سمبوسه و پیراشکی میفروخت انتخاب کردیم که تقریباً همان مزه سمبوسه های خودمان را می داد. سپس به اتاقمان برگشتیم تا استراحت کافی برای روز بعد کرده باشیم.

روز دوم: امروز هم در رستوران محو تماشای مسافران هستم همه را براندازانه نگاه میکنم اکثرا سفید پوست، بور، قدبلند وعمدتا از اهالی روسیه.

اینطور که به نظر می رسد این شهر ساحلی برای مردم سایر مناطق روسیه مثل جزیره کیش برای مردم خودمان است که برای داشتن روزهای گرم و آفتابی و استفاده از ساحل در این فصل سال به آن سفر می کنند.

اما نکته قابل توجه پوشش و لباس آنهاست که مدتی است فکر مرا به خود مشغول کرده؛ در اینجا هرکس هرلباسی که فکرش را بکنید پوشیده است در عین زیبایی و تمیزی اما ساده و حتی دم دستی. این تنوع باعث می شود که دغدغه "چی بپوشم"(که یکی از دغدغه های بزرگ ما هست)بسیار کم رنگ شود.

به چمدان بزرگی که حداقل بیست دست لباس درآن جای داده ام و با زحمت با خودم آوردم فکر می کنم حالا به این نتیجه رسیدم که دو یا سه دست لباس اسپرت و یک جفت کفش راحتی کافی بود و حتماً در سفرهای بعدی این نکته را مدنظر قرارمی دهم.

بعد از خوردن صبحانه به سمت پذیرش هتل که محل قرارمان با لیدر بود رفتیم. حدود ساعت 10:30 بود که با تعدادی از دوستانمان سوار ون شده و به سمت پارک ریویرا یکی از پارک های مشهور و بزرگ سوچی که در مرکز شهر سوچی و نزدیک ساحل و رود سوچی قرار داشت، حرکت کردیم.

با طی مسافت طولانی به پارک رسیدیم. ورود به پارک آزاد بود و ورودیه ای جهت بازدید از ما خواسته نشد. وارد پارک شدیم، فضای پارک بسیار بزرگ و تا آنجا که ما در آن گردش کردیم شامل انواع وسایل بازی، مغازه های خوراکی و اسباب بازی فروشی و غیره می شد که بیشتر برای کسانی که بچه کوچک داشتند می توانست جذاب و مفرح باشد.

ولی یک جای عجیب در آنجا کشف کردیم که حتی لیدرمان را هم متعجب کرد و آن سرویس بهداشتی ایرانی بود! بله شما می توانستید با پرداخت 15 روبل (حدود 800 تومان) از این سرویس ها استفاده کنید.

وقت بازدید از پارک تمام شد به همراه دوستان به سمت ون حرکت کردیم تا به سمت مرکز خرید مورمال که یکی از بزگترین مراکز خرید سوچی بشمار می آید برویم. در ورودی مورمال یک فواره آب موزیکال قرار داده شده که در لحظات آخر حضورمان در آنجا شاهد رقص آب با موزیکی زیبا از خوش سلیقگی مسولین آنجا بودیم.

مورمال از سه طبقه بسیار بزرگ که شامل فروشگاه های اجناس مارک دار معروف و مارک های روسی می گردید، تشکیل می شد که با توجه به قیمت مناسب مارک های روسی می توانید خرید خوبی را از آنجا تجربه کنید. ناهار امروز بر عهده خودمان بود و ما تصمیم گرفتیم از پیتزاهای آمریکایی که در طبقه دوم فروشگاه مورمال ارائه می شد، لذت ببریم.

دو عدد لوز پیتزا با نوشیدنی به همراه دونات های شکری کوچک گرفتیم که حدوداً 360 روبل شد(20000 تومان).کلاً از نظر قیمت غذایی شما در سوچی به مشکل نخواهید خورد و قیمت ها با قیمت های ایران تقریباً برابری می کند.

در آنجا ما خرید زیادی انجام ندادیم و با تمام شدن وقت بازدید به سمت ون حرکت کردیم تا به هتل برگردیم.

با رسیدن به هتل به اتاقمان رفتیم تا پس از استراحت برای شام که از طرف تور بود و در همان محل صبحانه ارائه می شد برویم. شام تنوع زیادی نداشت ولی اکثراً قابل خوردن و طعم خوبی داشتند.

بعداز صرف شام به اتاق برگشتیم تا استراحت کرده و برای فردا پر انرژی باشیم.یک نکته دیگر که شاید به کار بعضی از هموطنان عزیزم بیاید، مسئله تماس با ایران است که می شد با سیم کارت روسی که تور در اختیارمان قرار داده بود، این کار را انجام داد ولی نکته جالب این بود که هرکس با شما تماس می گرفت یک شماره کد شده روی گوشی شما نمایش داده می شد و همان شخص اگر دوباره با همان سیم کارت با شما تماس می گرفت دوباره یک شماره دیگر و شما متوجه نمی شدید چه شخصی با شما تماس گرفته است ولی در بعضی مواقع که خیلی کم بود شماره درست می افتاد که احتمالاً همان مسائل امنیتی که گفتم هست. این روند برای سیم کارت های ایرانی که سیستم رومینگ با روسیه دارند نیز صادق است.

روز سوم:

امروز روز هیجان است...روز غلبه بر جاذبه زمین...از محوطه هتل نمای زیبای پارک سوچی با آن وسایل وسوسه انگیز برای تجربه یک روز هیجان اگیز چشم نوازی میکند . از هتل تا پارک راه زیادی نیست حدود 15 دقیقه پیاده روی. به ورودی پارک رسیدیم و با جمعیتی نه خیلی زیاد و نه خیلی کم که یا منتظر باز شدن پارک و یا در حال تهیه بلیط بودند، مواجه شدیم.

شروع کار پارک ساعت 11:00 است و قیمت بلیط برای هر نفر بزرگسال 1500 روبل(84000 تومان) و بچه های 5 تا 12 سال 1200 روبل (67000 تومان) و زیر این رده سنی رایگان و روز تعطیل پارک دوشنبه ها می باشد.

ترن جهش کوانتوم

بعد از تجربه کمی هیجان به کافه باغ سحرآمیز در همان پارک رفته و خوردن یک بستنی در آنجا التیام بخش هوای گرم آن روز ما شد. طراحی کودکانه و بسیار زیبای محیط داخل کافی شاپ و رفتار بسیار مناسب و مودبانه پیشخدمت، ما را مجاب کرد تا مدت زمانی را در این کافی شاپ اسرارآمیز سپری کنیم.


با تمام شدن بستنی که طعم بخصوصی نداشت از کافی شاپ خارج شده و در داخل محوطه پارک به گردش پرداختیم. برای تماشای رایگان نمایش دلفیناریوم کوچک پارک سوچی که شروع کار آن ساعت 15:00 بود ما مدت زمان کافی برای صرف ناهار داشتیم پس به غذاخوری کرنیتسا در همان پارک رفتیم.

رستوران به صورت بوفه طراحی شده بود و غذاهای انتخابی وزن شده و قیمت آن محاسبه می گشت. از خوش اقبالی ما یک کارمند عربی آنجا حضور داشت و اطلاعات زیادی را در انتخاب غذا و اینکه از چه موادی تشکیل شده اند به ما داد.

به نظر من یکی از تفریحات و هیجان های سفر خارج چشیدن مزه غذاهای آن ملت ها می باشد که متاسفانه خیلی ها در این فکر نیستند و از این کار لذت نمی برند. ما در آن روز انواع مختلف غذاها را که اتفاقاً با ذائقه ما جور بودند انتخاب کردیم.

بعد صرف ناهار و کمی استراحت به سمت دلفیناریوم رفتیم تا نمایش را ببینیم. از ساعت 15:00 زیاد نگذشته بود که تقریباً محل برگزاری نمایش کاملاً پر شده بود و ما مجبور شدیم روی پله ها بنشینیم ولی برای من که اولین بار بود دلفین ها را از نزدیک می دیدم ارزشش را داشت.

نمایش شامل حرکات زیبای دلفین ها و کشیدن نقاشی توسط دلفین هنرمند و خرید نقاشی خط خطی جالب آن از سوی یکی از تماشگران و عکس گرفتن صاحب عکس و فرزندانش با دلفین نقاش می شد.

نمایش تمام شد و ما با کوله باری از خاطره های شیرین از پارک سوچی خارج شدیم. در راه بازگشت به هتل یک سر به هتل بوگاتی که به نوعی جزء پارک سوچی محسوب می شد، زدیدم. هتلی که به خاطر نمای بیرونی و کودکانه و البته زیبای آن بیشتر برای بچه ها ساخته شده اما نورپردازی بسیار خیره کننده آن در هنگام شب جلوه خاص و بسیار چشم نوازی را به آن جا و حتی منطقه آدلر می بخشید.

ا تمام شدن بازدید از هتل بوگاتی به سمت هتلمان حرکت کردیم تا کمی استراحت کرده و سپس به سمت ساحل برویم. نزدیک غروب بود که به سمت ساحل حرکت کردیم، اما به دلیل خستگی از پیاده روی منصرف شده و تصمیم گرفتیم تاکسی دوچرخه ایی را که معمولاً درخروجی هتل به سمت ساحل ایستاده بود تجربه کنیم. به این ترتیب هم زودتر به ساحل رسیدیم و هم از این وسیله حمل و نقل جذاب لذت بردیم که امتحانش برای ما 300 روبل (16800 تومان) تمام شد.

غروب بود که به ساحل رسیدیم خورشید آخرین پرتوهای گرمش را روی دریا رها کرده بود وما توانستیم غروب زیبای آن روز را در کنار ساحل سپری کنیم. ساحل منطقه، سنگی بود اما خوشبختانه ما دمپایی مخصوص ساحل به همراه داشتیم و توانستیم از آب خوش دمای دریای سیاه لذت ببریم. با توجه به تمیزی مردم روسیه که از هتل داریشان مشخص بود،ساحل هم تمیز و من شخصاً زباله ایی در اطراف آنجا مشاهده نکردم که این موضوع متاسفانه خیلی کم در ایران دیده می شود.

در امتداد خط ساحل یک مسیر عبور عابر پیاده با کف پوش نرم و حتی دوچرخه طراحی شده است که تردد در آن منطقه را بسیار روان و راحت می کند و از نکات مثبت آنجا محسوب می گردد.

با تاریک شدن هوا به گردش در اطراف ساحل مشغول شده و از مغازه های ساحلی بازدید و خرید کردیم؛ از جمله خرید یک نماد زنگوله ایی با طرح جاهای دیدنی سوچی، که بی شک یادگار خوبی ازین سفر در سالهای آتی خواهد بود.

برنامه آن روز تور دیدن نمایش کارمن بود که بدلیل نداشتن علاقه زیاد به این گونه نمایش ها و دیدن نمایش آرگو در روزهای قبل به نمایش نرفتیم ولی از صحبت های دوستان فهمیدم که راضی بودند چون نمایش توسط قهرمانان المپیک روسیه و روی یخ انجام می شد و روس ها هم که در اسکی روی یخ از بهترین های دنیا محسوب می شوند. این را هم بگویم که قیمت بلیط نمایش 3000 روبل (168000 تومان) بود.

وقت شام که امشب هم برعهده تور بود فرا رسید و ما به هتل بازگشتیم و شام خوشمزه آن شب را در همان محل همیشگی خوردیم. یکی از نکات مثبت و خوشمزه بودن چای درکنار ناهار و شام بود و آن هم چه چای خوش طعمی؛ که ما را مجاب به تهیه چای از سوچی کرد.

با خوردن شام و کمی قدم زدن در محوطه هتل چون فردا صبح تور برنامه ای نداشت و قرار بود ساعت 12 اتاق را تحویل بدهیم،به اتاق رفته تا هم وسایلمان را جم و جور کنیم و هم استراحتی داشته باشیم و بتوانیم صبح زود به ساحل رفته وآفتاب ساحل را هم دیده باشیم.

روز چهارم:

برای آخرین بار در حالی که نسیم مطبوع صبحگاهی مرا در خو میپیچد و روح و جسم مرا مینوازد رو به چشم انداز هتل ایستاده ام و همه آنچه را که این چندروز گذشت مرور میکنم، باز کبوتران را میبینم که چه آسوده و دل انگیز جاذبه را به سخره گرفته اند و زیبا و با شکوه در نهایت آزادی پر میکشند؛ من هم باید آماده خداحافظی ازین فضا و ساحل ودریا شوم. بعد از تحویل چمدان ها به قسمت نگهداری وسایل در پذیرش به سمت ساحل حرکت کردیم. قبل از رسیدن به ساحل به یک سوپرمارکت رفتیم و یک آب معدنی متوسط به قیمت 45 روبل (2500 تومان) تهیه کردیم.

در همین جا یک نکته مثبت سوپر مارکت های آنجا را بگم و آن عدم عرضه سیگار در ملاء عام با وجود استعمال زیاد سیگار توسط روس ها بود و شما برای تهیه سیگار باید درخواست می کردید تا برای شما آورده و به شما فروخته شود.

بعداز خرید آب روانه ساحل شدیم. صبح ساحل خیلی متفاوت از عصرش بود و جمعیت زیادی برای استفاده از آفتاب گرم ساحلی آن جا حضور داشتند. اما متاسفانه یا خوشبختانه آن روز دریا کمی طوفانی شد و امکان استفاده از تفریحات آبی میسر نبود با این وجود لب ساحل رفتیم و سوار موج های کوتاهی که دریا به ساحل می زد شدیم و لذت متفاوتی بردیم.

با نزدیک شدن ظهر به سمت هتل بازگشتیم تا ناهار را که آن روز به عهده تور بود خورده و ساعت 14:30 به سمت پارک المپیک سوچی حرکت کنیم.

با رسیدن به هتل هوس سوار شدن سگ وی به سرمان زد پس رفتیم تا این وسیله برقی را نیز تجربه کنیم. هزینه استفاده از آن برای 10 دقیقه 100 روبل معادل 5600 تومان بود و ما دو عدد کرایه کردیم و چرخی در محوطه هتل زدیم. سرعت این وسیله نقلیه محدود است و شما نمی توانید تند و سریع با آن جا به جا شوید.

بعد از سواری متفاوت به سمت رستوران هتل حرکت کردیم و بعداز صرف یک ناهار مفصل به سمت پذیرش رفتیم. با تحویل گرفتن چمدان ها سوار اتوبوس شده و به سمت پارک المپیک که مراسم افتتاحیه بازی های المپیک زمستانی 2014 سوچی در آن جا برگزار شده بود، حرکت کردیم. بعد از طی مسافتی کوتاه به پارک المپیک رسیدیم.

مرحله اول بازدید ما دیدن پیست تازه تاسیس فرمول یک سوچی می شد که قرار بود یکی از مراحل فرمول یک در آن جا برگزار شود. برای من که تا حال یک پیست فرمول یک را از نزدیک ندیده بودم یک هیجان خاص داشت.

ابتدا وارد ساختمان مسابقات که شامل دفتر تیم های شرکت کننده در مسابقه و قسمت اداری و موزه می گشت، شدیم.

در آنجا حتی ماکت منطقه پارک المپیک سوچی نیز که شامل هتل ما نیز می شد وجود داشت که توانایی روس ها در تحقق و اجرای خیره کننده آن را شاهد بودیم.

از دیگر قسمت های جالب آن جا می شد به قرار داشتن اولین خودرویی که مایکل شوماخر(قهرمان چندین دوره مسابقات فرمول یک) با آن مسابقه داد، اشاره کرد که متاسفانه امکان دیدن آن از نزدیک میسر نشد.

اولین خودرو مایکل شوماخر

بعد از ساختمان فرمول یک رفتیم تا پیست مسابقات را ببینیم. با بالا رفتن از پله های مجموعه و باز شدن در وارد جایگاه تماشاچیان شدیم. قسمت تماشاگران برای دیدن مسابقات فرمول یک با قیمت بلیط بالای یک میلیون، منظره زیبای پیست و اتومبیل های لوکس حس متفاوتی را به من منتقل کرد.
با تمام شدن وقت بازدید ما از مجموعه فرمول یک سوچی به سمت شاتل هایی که بازدیدکنندگان را در محوطه پارک جا به جا می کردند حرکت کرده تا به محوطه اصلی پارک برویم.

به قسمت اصلی پارک که مشعل المپیک در آنجا قرار داشت رسیدیم. مشعل المپیک که به شکل قو حیوان مورد علاقه الکساندر پوشکین (شاعر و نویسنده معروف روسی) و مردم روسیه ساخته شده هرشب در ساعت 20:30 که زمان روشن شدن آن در مراسم افتتاحیه بازی های زمستانی المپیک بود،روشن و مورد بازدید جهانگردها و مردم روسیه قرار می گرفت.

در محوطه علاوه بر مشعل که در مرکز قرار داشت، ورزشگاه مسابقات هاکی روی یخ، مرکز تنیس سوچی، سالن کارمن(محل برگزای نمایش کارمن)، ورزشگاه فوتبال در حال ساخت برای بازی های جام جهانی 2018 روسیه نیز وجود داشت.

درون محوطه از یک نوشیدنی فروشی که مانند آن را در جاها مختلف شهر دیده بودیم با پیشنهاد لیدر یک نوشیدنی دست ساز تهیه کردیم، قیمت این نوشیدنی که به نوعی لیموناد گازدار محسوب می گردید، هر300 سی سی آن30روبل(1680 تومان) تمام می شد. با تمام شدن لیموناد وقت بازدید ما هم رو به پایان می رفت .سوار شاتل شدیم و به محل خروجی پارک رفتیم.


کم کم داشتیم با سوچی ساحلی خداحافظی می کردیم و به سمت سوچی کوهستان (استوسادوک) که آنجا نیز زیرمجموعه منطقه آدلر و در 42 کیلومتری ما قرار داشت، می رفتیم.

در طول مسیر پستی و بلندی های سر سبز دامنه رشته کوه های قفقاز و رود نیمه جان مزیمتا که فصل آبگیریش نبود منظره دلنوازی را برای ما به ارمغان آورده بود. با گذر از منطقه معروف کرسنایا پولیانا که پیست اسکی پرش مسابقات المپیک در آنجا ساخته شده به منطقه زیبای استوسادوک که حس اروپا بودن را بدلیل ساختمان های با سبک معماری نزدیک به معماری اروپایی بیشتر از منطقه آدلر به ما منتقل می کرد، رسیدم.

هتل محل اقامت ما در سوچی کوهستان هتل سه ستاره گورکی پلازا بود که به علت تعمیرات به هتل گورکی پانوراما که چهار ستاره و در ارتفاعات استوسادوک واقع شده، تغییر کرده بود که به نفع ما می شد چون هتل هم منظره زیبای کوهستانی داشت و هم مجلل تر بود.

با گذر از مسیر پیچ در پیچ کوهستانی به هتل زیبا و مجلل گورکی پانوراما که به حالت نیمه تعطیل (چون از دی ماه به بعد برای اسکی مسافر زیادی به این منطقه می آمد وبه اصطلاح های سیزن بود.) قرار داشت، نزدیک شدیم.

رسیدن به هتل و تحویل اتاقمان که در طبقه سوم قرار داشت که واقعاً اتاق شیک، بزرگی بود کمی استراحت کردیم و برای دیدن منطقه وقت را غنیمت شمرده و رفتیم تا این منطقه بسیار زیبا را سیاحت کنیم.

بدلیل واقع شدن هتل ما در ارتفاعات برای رفتن به مرکز منطقه یا باید تاکسی می گرفتیم که هزینه بر بود و یا از تله کابینی که در آن منطقه ساخته شده و تا ساعت 23:00 بدون وقفه مسافران را رایگان با ارائه کارت هتل جا به جا می کرد، استفاده می کردیم. پس چی بهتر از این که با تله کابین بریم پس با سوار شدن و گذشت زمان حدود 10 دقیقه به پایین و مرکز استوسادوک رسیدیم. واقعاً منطقه زیبایی بود ،ساختمان های مجلل با خیابان های سنگ فرش و رستوران و کافه های شیک حس خوبی رابه ما منتقل می کرد ولی عیب منطقه کوچک بودن آن بود که برای اقامت طولانی در آن منطقه قابل چشم پوشی نیست.

بعد از یک گشت کوچک به مرکز خرید گورکی مال رفتیم و به دیدن مغازه ها و کمی خرید پرداختیم. ساعت حدود 22:00 بود که مغازه ها درحال تعطیل شدن بودند، پس رفتیم تا از فست فودی در همان مرکز خرید که به گفته لیدر پیتزاهای خوشمزه ای داشت، پیتزا تهیه کنیم ولی متاسفانه بسته بود و این امر باعث توفیق اجباری من برای خوردن غذایی به سبک چینی شامل نودل و بیف و غیره شد که علاوه بر طعم خوبش امتحان کردنش خالی از لطف نبود.

با خوردن شام به سمت تله کابین که نزدیک بسته شدنش بود رفته و به هتل برگشتیم تا با استراحت و تجدید قوا برای فردا که تور رایگان آژانس را شامل می شد، آمادگی کافی را داشته باشیم.

روز پنجم:

امروز فضا زیبایی و جذابیتی متفاوت دارد؛ به محض خروج از لابی هتل منظره وصف ناپذیری از کوه های سبز پیش رویم قرار می گیرد دامنه ایی چشم نواز، که روحم را در فضای بهشت برین سیر میدهد. با همراهی دوستان و لیدر به سمت تله کابین برای رفتن به ارتفاعات که پیست مسابقات اسکی در آنجا واقع شده است، حرکت کردیم. با عبور از کوچه های سنگفرش شده مابین ساختمانهای هتل که درخشندگی خاصی دارند به ایستگاه تله کابین میرسیم که قرار است ما را به ارتفاعات ببرد.

با دریافت بلیط تله کابین از طرف لیدر سوار تله کابین شده و به ارتفاعات آن منطقه صعود کردیم. با رسیدن به اولین ایستگاه پیاده شدیم. اولین چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد کافه چوبی بود که در ارتفاعات کوه تعبیه شده وخودنمایی می کرد. پس از دیدن مناظر اطراف سوارخط بعدی تله کابین شده و بالاتر رفتیم.
ایستگاه بعد آخرین ایستگاه تله کابین بشمار می رفت و برای رفتن به ارتفاعات 2000 متری باید سوار تله سیژ می شدیم که بلیط آن 200 روبل (11000 تومان) برای هر نفر و بر عهده خودمان بود. بلیط تله سیژ را تهیه کردیم و سوار بر تله سیژ برفراز کوه های زیبای قفقاز به سمت آخرین ایستگاه حرکت کردیم.


تله سیژ هم مانند تله کابین شامل یک ایستگاه توقف می شد که برای دیدن مناظر اطراف و عکاسی فرصتی مناسب فراهم می گشت. با توقف در ایستگاه و لذت بردن از مناظر دوباره سوار تله سیژ شدیم تا به آخرین نقطه برسیم.

در این مسیر مرتفع در حالی که اطرافمان باز و بی حصار بود؛ مناظر بسیار بکر و زیبایی را از کوهستان مشاهده کردیم درآنجا وقتی به پایین خیره میشوی انگار زندان افکارت خالی می شود و همه آنچه را که گویا سالها در ذهنت زندانی کرده ایی رها می کنی و بالا و بالاتر می روی....

نکته جالب هوای مطبوع رو به گرمی آنجا بود که بار اضافی را برای کسانی که با خود لباس گرم آورده بودند متحمل کرده و باعث تعجب اعضای گروه و ما گشته بود. با رسیدن به آخرین ایستگاه و دیدن مناظر چشم نواز منطقه و گرفتن عکس یادگاری مسیری را که آمده بودیم برگشتیم تا به ناهار هتل که امروز نیز دعوت تور بودیم، برسیم. ساعت 16:00 وقت ناهار ما بود آن هم چه ناهاری با سوپ های بسیار خوشمزه و غذاهای باب طبع ایرانی، واقعآ از لحاظ کیفیت به هتل آزیموت برتری داشت.

با خوردن ناهار و کمی استراحت سوار اتوبوس شدیم تا به موزه مای راشا برویم. موزه مای راشا شامل ساختمان های تاریخ تمدن روسیه از دوران مغول ها که در این سرزمین ساکن بودند تا روسیه نوین و ساختمان های قرن بیستم، می شد.

محوطه موزه خیلی بزرگ بود و حدود یک ساعت از وقتمان را به خود اختصاص داد. نکته جالب عبور رود مزیمتا از کنار موزه بود که طروات خاصی را به آنجا بخشیده بود.

در داخل موزه همچنین منزل شبیه سازی شده الکساندر پوشکین شاعر و نویسنده معروف روسی که منزلش در مسکو به صورت موزه درآمده نیز وجود داشت که شاعران می توانستند با رزرو آنجا یک شب را در آن ساختمان اقامت کرده و از سبک زندگی شاعر محبوبشان تاثیر بپذیرند.

داخل موزه یک مغازه صنایع دستی و لباس های محلی آن منطقه نیز دایر بود که دیدنش را به دوستان عزیز پیشنهاد می کنم.

ز دیگر دیدنی های موزه که در مناطق مختلف سوچی نیز آن را دیده بودیم دکه هایی به شکل عروسک ماتروشکا بود که در آن ها سوغاتی ها و کارهای دستی روسیه فروخته می شد.

از دیگر کارهای ما در موزه می شود به خرید عسل اشاره کرد که این امر با تعریف لیدر از عسل روسیه آغاز و با نشان دادن مغازه آن به ما به پایان رسید، به همین راحتی... ولی تعریفاش الکی نبود چون از آنجا که من عسل شناس خبره ای نبودم با رسیدن به ایران و تایید خوب بودنشان از برادر عزیزم به حقیقت این امر واقف شدم.

از نکته های جالب داخل عسل فروشی وجود عسل های ترکیب شده با مواد مختلف از جمله آویشن بود که برای

عضویت در خبرنامه