تورلاین

سفر نامه شهر : استانبول 

در کوچه پس کوچه های استانبول قدم بزنید.از عطر گلهای رنگارنگ بر ایوان ها سرمست شوید.در کافه ای بنشینید و ساعتها فنجان قهوه به دست، به عبورمردم این شهر زنده بنگرید.بگذارید باد لای موهایتان بپیچد و نسیم دریا را روی صورتتان لمس کنید.

شبهای نورانی و پر جنب و جوش را زندگی کنید .طعم های جدید را مزه کنید و پیراهن های زیبا بخرید. هنر در گنبدهای بی شمار این شهر سربرافراشته، معماری وتاریخ را باهم نگاه کنید.صبح زود برخیزید و هوای تازه را با صدای مرغان دریایی نفس بکشید.بر موج آب سفر کنید و لحظه گذر از پل بوسفور، آرزو کنید.

آرزو کنید که بارها به این شهر خیال انگیز بازگردید و گوشه ای از هنرخلقت را دوباره ببینید.من به همراه مادرم و یک دوست هرسال در ماه رمضان به استانبول سفر می کنیم

بعد از واریز خروجی دریکی از شعب بانک ملی (75000 تومان) با داشتن پرینت بلیط ایمیل شده ،به بانک ملت مراجعه کردیم و حواله دریافت ارز دولتی را گرفتیم.300 دلار ازر مسافرتی در هر سال فقط 1 بار به هر فرد تعلق میگیره و دلارها در فرودگاه پس از تحویل بار و ... به مسافرین پرداخت می شود.

همراه با بلیط، ووچر هتل نیز ارایه میشود که در زیر آن نام شرکت لیدر در ترکیه با شماره تلفن نوشته شده است.حتما از تمامی مدارک شناسایی و پاسپورت و ووچر هتل کپی تهیه کنید تا مشکلی در کشور غریب برایتان پیش نیاید.(بعد ازخواندن چند سفرنامه به این نتیجه رسیدم و 1 پوشه کوچک مدارک همراه میبرم)

درباره رفتن به فرودگاه و 3 ساعت نشستن سخت درصندلی های تنگ و کوچک هواپیماهای ایرباس 320 (از شرکتهای مختلف مانند قشم ایر و کرندون و..) و پذیرایی خیلی معمولی آنها پرگویی نمیکنم و خوانندگان رو به ورود به شهر زیبای استانبول دعوت میکنم.

در بدو ورود پس از تحویل چمدانها و مهر پاسپورت، ،تور لیدرها از شرکتهای مختلف برای رساندن مسافرین به هتل ها،آماده اند و طبق لیست افراد رو با اتوبوس اختصاصی جابجا میکنند.(لیدر ما شرکت خوب و معتبر سی تراول بود).

در طول مسیر درباره تورهای درون شهری بروشور و توضیح میدهند.اطلاعاتی درباره شهر استانبول و کشور ترکیه و...از جمله صحبتهای آنهاست.درباره انتخاب تورها با پرداخت به دلار و یا تور رایگان گشت شهری هیچ اجباری نیست.

ما 1بار در کشتی ایرانی شرکت کردیم ولی هیچوقت به تور رایگان شهری نرفتیم.چون مدت سفر برای گشت کامل در استانبول کوتاهه و دیدن فروشگاه چرم برای ما جذابیتی نداشته.ضمن اینکه در یکی دو ساعت نمیشه از فروشگاهی مثل الیویوم دیدن کرد.

توجه کنید که شماره تورلیدر خودتان را داشته باشید و از طریق وایبر و تلگرام با اونها در ارتباط باشید. مطابق وظیفشون در مواقع بروز مشکل یا حادثه و درخواست کمک از طرف شما، باید رسیدگی کنند و یا پاسخگوی سوالات شما باشند.(البته به شخصیت افراد هم بستگی داره-تشکر ازلیدرها آقایان - آرش و آرمین - که قبلا در شرکت سی تراول بودند.) اقامتگاه و هتل:

تصاویر سایت  وشنیده های من ، حاکی از این است که هتل های استانبول به اندازه ستاره هایشان نمیدرخشند.یعنی معمولا 1 درجه پایینترند.اما بنظربه صورت نسبی است و یک اصل ثابت نیست.به طور مثال هتلی که ما چند دفعه در اون اقامت داشتیم: هتل آلفا در منطقه فیندیک زاده-یوسف پاشا (82 % رضایت مردمی در تریپ ادوایزر)

هتل آلفا ،هتلی سه ستاره در بخش تاریخی اروپایی استانبول است.هتلی 5 طبقه و نوساز،بسیار مرتب و تمیز، با کارکنان مودب،خوشرو و آماده کمک.اتاقها کوچک اما تمیز،دارای اسپیلت-چای سازو تی بگ-اینترنت رایگان-تلویزیون ماهواره-سیف باکس رایگان-حمام و سرویس بهداشتی با حوله و دمپایی و وسایل شستشو.تمامی وسایل مدام شاژ میشدند و ملحفه هاو حوله ها تعویض میشد.

حتی مینی بار به صورت اکسترا و پولی نبود.چون بعد از تحویل اتاق و پاسپورتها موقع خروج کسی برای چک کردن مینی بار و وسایل مصرف شده نمی اومد.(البته فقط آب معدنی و آبمیوه داشت)

صبحانه بسیار متنوع شامل انواع پنیر-مربا-زیتون-کالباس و انواع سالادها (8-9 مدل) و بورک و مانتی و سیمیت و کیک، غذاهای گرم مثل املت و سوسیس و خوراک بادمجان- شیر و کورنفلکس-چای و قهوه و آبمیوه و انواع نان میشود.ساعت سرو صبحانه 7-10 میباشد و مدام شارژ میشود.

میتوانید چای را در لابی یا تراس کوچک هتل صرف کنید.

یکی از مهمترین ویژگی های این هتل مسیر و دسترسی آن است.اکثرا پیشنهاد میشود که در تکسیم هتل بگیرید.اما من با آشنایی نسبی که با استانبول دارم از اقامت در فندیک زاده و اطراف آن احساس رضایت میکنم. منطقه به دلیل زندگی مردم محلی دارای امنیت خوبیست.(تا ساعت 1 شب، مشکلی برای ما پیش نیامده) به تمامی وسایل حمل و نقل عمومی بسیاااار نزدیک است (دسترسی به اتوبوس و تراموا ایستگاه یوسف پاشا3 دقیقه پیاده روی-دولموش های تکسیم 5 دقیقه-ایستگاه مترو ینی کاپی10 دقیقه پیاده روی-مرکز خرید هیستوریا 10 دقیقه-آکسارای 5 دقیقه و...)

هتل در کوچه قرار دارد و از سرو صدای ماشین خبری نیست.اما صدای قهقهه مانند مرغان دریایی در نیمه های شب و صدای طبل بیدار باش سحری درماه رمضان باعث بیدارشدن ما میشد که جالب هم بود. سوپرمارکت و صرافی و چندین ساندویچی و کبابی و میوه فروشی در اطراف قرارداره.فروشگاه میگروس (خوراکی و بهداشتی) در فاصله چندقدمی و جمعه بازار فقط 1 چهارراه بالاتر قرار دارد.

با توجه به اینکه اکثر مکانها و مساجد تاریخی-پاساژها-مراکز خرید عمده-آکواریوم و... در قسمت غربی استانبول واقع شده اند، و با طی مسافت کمتر و دسترسی به وسایل نقلیه عمومی درهزینه و وقت صرفه جویی میشود ،اقامت دراین سمت شهر برای من الویت دارد.

(محیط آکسارای و لالعلی را برای خانواده و خانمها توصیه نمیکنم)


عبور و مرور

استانبول شهر بزرگی با جمعیت متراکم ومتنوع از مردم محلی، ساکنین خارجی و البته توریستهاست.آنچه که گشتن در این شهر را برای غریبه ها آسان میکند،سیستم حمل و نقل گسترده و کارآمد در کنار مردم متبسم و آماده کمک استانبول است.

متروی زیر زمینی،اتوبوس،تراموا ،دولموش (ون)،کشتی،فری بوت و...وسایل نقلیه عمومی است که نیاز شما به استفاده از تاکسی را به صفر درصد میرساند.تمامی این سیستم با کارت اعتباری به نام آکبیل یا همان استانبول کارت قابل استفاده است.

آکبیل را میتوانید از دکه های روزنامه فروشی،سوپر مارکتها و.. با مبلغ 7لیر (ثابت) و مبلغ شارژ به دلخواه، تهیه کنید.توصیه من این است که با توجه به حجم رفت و آمد و تعداد همراهانتان از ابتدا شارژ مناسبی انجام دهید تا در مسیرها یا ساعات دیروقت دچار مشکل پایان اعتبار شارژ نشوید.(مثلا برای 3 نفر در 5 روز،مبلغ 100 لیر مناسب است.هر مسیر2.15 لیر و کشتی 3-5 لیر برای هر نفر)


شما هیچوقت در استانبول درمانده نمیشود:

- اگر شارژ نداشته باشید راننده اتوبوس شمارا میبخشد.یا کسی پیدا میشود که برای شما کارت بزند و شما نقدا بپردازید.( در دولموش کرایه نقدا و به صورت دست به دست توسط مسافرین جمع میشود و به راننده تحویل داده میشود_تمرین اعتماد به یکدیگر)

- اگر آدرس را ندانید،مردم و مغازه دارها شمارا راهنمایی میکنند و یا جمعی از توریستهای خوشتیپ و سرحال ایرانی را میبینید که به همان مسیر میروند و میتوانید با آنها همراه شوید.از همراه داشتن نقشه شهر غافل نشوید

- .حتما گوگل مپ را در هتل فعال کنید تا لوکیشن دقیق شمارا مشخص کند.مکانهایی را که در طول آن روز میخواهید ببینید ، جستجو کنید و طی مسیر را بزنید تا در حاظه آفلاین گوگل مپ بماند.نتیجه این است که در خیابان بدون داشتن اینترنت ،با بازکردن این برنامه ،نشانگر لوکیشن شمارا نشان میدهد وبراحتی موقعیت خود را پیدا میکنید و فاصله را با مکان مورد نظرتان میسنجید.

- اگر به خوبی زبان انگلیسی ندانید،زیاد مهم نیست.تمامی اجناس فروشگاه ها دارای اتیکت هستند،مغازه دارها اعداد را به فارسی بلدند و روی ماشین حساب قیمت را مینویسند و البته کلمات مشترک بسیارزیادی در زبان فارسی و ترکی وجود دارد که با کمی دقت و توجه میتوانید منظور یکدیگر را درک کنید یا خواسته تان را بیان کنید

- .فراموش نکنید که ما دو کشور همسایه با اقوام مشترک ترک و کرد هستیم.سالانه ایرانی های زیادی برای خرید و گردش به ترکیه سفر میکنند و حداقل جوانان در اکثر دنیا با زبان انگلیسی آشنایی دارند.در نهایت استفاده از دیکشنری در گوشی موبایل و یا 1 کتاب ترکی استانبولی در سفر به شما کمک خواهد کرد.
خرید:

حتما شرح پاساژها و مراکز خرید متنوع استانبول را زیاد شنیده اید.در هر محله1 مرکزخرید شاخص چند طبقه علاوه بر مغازه ها و بوتیک های محلی وجود دارد.پاساژی با مجموعه فروشگاه های کفش و پوشاک (90 % تیپ اسپرت و کژووال) چند مغازه لباس مجلسی و کت شلوار و معمولا در طبقات فوقانی فودکورت-سینما یا شهربازی سرپوشیده وجود دارد.

آنچه که این مجموعه ها را با پاساژهای ما در ایران متفاوت میکند ، عدم پراکندگی اصناف مختلف در یک مرکز خرید است. به طور مثال من مغازه ای به عنوان ظرف فروشی-بلور وکریستال فروشی یا لوازم دکوری و تزیینی-خرازی-پارچه فروشی در پاساژها ندیدم.در بعضی محلات گوناگونی مشاغل و آنچه که مورد نیاز مردم بومی هست،وجود دارد.

اما در مراکز خرید 90% فروشگاه ها برند و مارک های معتبر پوشاک هستند که معمولا قیمتهای یکسانی برای اجناس یکسان در شعبه های مختلف ارایه میدهند.البته نه همیشه.به طور مثال من شلواری از برند دفاکتو درشعبه استقلال به قیمت 29.99 لیر و همان را در شعبه الیویوم با قیمت21.99 لیر خریدم.

بنظرم بهترین فصل خرید استانبول جشنواره خرید خردادماه که تا اوایل تیرماه ادامه داره و جشنواره کریسمس تا اول ژانویه است.البته در اکثر مواقع فروشگاه ها برای بعضی لباسها و قسمتها تخفیف و حراج دارند واجناس با قیمت مناسب بفروش میرسد.

برندهای ترک و محصولات داخلی ترکیه قیمت پایین تری نسبت به اجناس وارداتی دارند.مغازه هایی که آرم الماس آبی را بر روی شیشه و صندوق دارند،یعنی بر اساس خریدتان،هنگام خروج از کشور،درصدی مالیات به شما برگردانده میشود.(فاکتور تکس فری)

میدان تکسیم-خیابان استقلال

میدان تکسیم قلب شهر استانبول است.میدانی که نامش با کبوترها و پارک قاضی و تجمعات اجتماعی پیوند خورده است و بدون شک خیابان استقلال بهترین جا برای خرید و تفریح است.هم فال است هم تماشا.

سرتاسر خیابان پر از بوتیک و فروشگاه های پوشاک و کفش و رستوران است.صدای موسیقی و همهمه جمعیت در حال گذر لحظه ای قطع نمیشود.هرچه به پایان روز نزدیکتر میشویم بازی رنگ و نور بیشتر به چشم میاید.استقلال شبش زیباست-روزش پر جنب و جوش.خیابان سنگفرشی به طول حدودا سه کیلومتر با کلی مغازه دیدنی همه را به سوی خود میکشد.حتی اگر چیزی نخرید و فقط قدم بزنید انقدر به شما انرژی و سرزندگی میدهد که برای کل سفر کافیست.


از تمامی برندها چه خوراک و چه پوشاک شعبه ای در استقلال وجود دارد.علاوه بر بوتیک های کوچک تر،فروشگاه های چندین طبقه در دو سمت خیابان وجود دارند که مربوط به شعبه یک برند خاص هستند و یا پاساژمانند.از فروشگاه های معروف میتوان به کفش فروشی flo اشاره کرد که مجموعه ای از برندهای کفش دنیا از آدیداس و نایک گرفته تا پولاریس و ریباک را عرضه میکند.

قیمتها در استقلال مناسب است و شعبه برندهای ترک ، بزرگ و شلوغ.مخصوصا موقع جشنواره خرید.


تمام کوچه های منتهی به خیابان استقلال پر از کافه و رستوران است که در طول روز اکثرا کار نمیکنند.از عصر شروع به چیدن میزو صندلی در کوچه میکنند و شب کارشان شروع میشود. تمام صندلیها پر میشود.موسیقی زنده و نوازندگان دوره گرد و صدای خنده و شادی.گالری های آثار هنری-کتابفروشی و تئاتر هم در این خیابان کم نیست.مخصوصا قسمت منتهی به برج گالاتا که پاتوق هنرمندان و مغازه های آلات موسیقی و نقاشی و دست سازهای هنریست.

از انتهای خیابان به ایستگاه مترو شیشحانه رسیدیم و میتوانستیم به ینی کاپی برویم.اما چون دیروقت بود و فکرکردیم شاید آن منطقه زیاد امن نباشد.پس راه دیگر آن بود که با تراموای نوستالژیک یا پای پیاده به میدان تکسیم برگردیم و از انجا با دولموش (بعد از گلفروشی ها)به سمت هتل رفتیم و دقیقا جلوی یوسف پاشا پیاده شدیم.

تراموای قرمز–ساختمان های قدیمی-سنگفرش خیابان-گلدانهای کوچک شمعدانی لبه پنجره ها- کلیسا- کافه های کوچه پس کوچه –ریسه های چراغ رنگی-نوای موسیقی ، استقلال را به دنیای دیگری تبدیل میکند.

صنعت کیف و کفش در ترکیه نیز به نسبت پوشاک گرانتر است.بیشترین کفش فروشی ها را در پاساژ جواهر میتوان پیدا کرد و البته در خیابان عثمان بی.

من نشانی این خیابان را از بین سفرنامه های لست سکند پیدا کردم.برای رسیدن ،از هتل پیاده به سمت ایستگاه مترو ینی کاپی رفتیم.حدود 10دقیقه فاصله بود. و از آنجاییکه من عاشق شناختن و آشنایی با محل هستم از بین کوچه پسکوچه ها رفتیم تا به محوطه مترو رسیدیم.در تمامی این کوچه ها متلها و مسافرخانه های متعددی وجود دارد که اکـثرا محل اسکان روسها یا سیاهپوستهاست.آپارتمانهای قدیمی و دلگیر کاملابه چشم می آیند وسطح زندگی ضعیف مردم مشهود است.

در ایستگاه مترو ینی کاپی با استفاده از آکبیل هزینه را پرداختیم و سوار شدیم.بنظرم با توجه به وسعت سالن داخلی مترو و تعدد تابلوها و نوشته ها بهتر است از نگهبانی درباره جهت درست سوارشدن سوال کنید تا دچار سردرگمی نشوید.


از متروی ینی کاپی خطی بنام مرمره سمت قسمت آسیایی میرود.(اسکودار و آیریلیک چشمه سی M6) و خطی به سمت قسمت اروپایی مدرنM2که از پل خلیج گذر میکند به" شیشحانه " در انتهای خیابان استقلال میرسد .در ادامه مسیر از "میدان تکسیم "میگذرد.ایستگاه بعدی عثمان بی است و بعد از آن "شیشلی "که دقیقا روبروی پاساژ جواهر می ایستد.آخرین ایستگاه "حاجی عثمان "است.محله ای سرسبز و مسکونی. ما در ایستگاه "عثمان بی" پیاده شدیم ،از پله های مترو بالا آمدیم و به خیابان بزرگی وارد شدیم.دو سمت خیابان پر از مغازه و بوتیک و اغذیه فروشی است.

چند مغازه های لباس زیر ،لباس منزل ،پوشاک زنانه و مجلسی و چند فروشگاه حوله و کالای خواب چشم مارا گرفت.

حال و هوای خیابان مثل میدان و خیابان ولیعصر تهران است.اینجا هم برندهای ترک دفاکتو و ال سی وایکیکی و ماوی و...طبق معمول تمام محله های استانبول وجود دارند.اما اکثریت با بوتیکهای شخصی است.


درحالیکه سرگرم دیدن مغازه ها بودیم به خیابان شیشلی رسیدیم.مسجد زیبایی هم به چشممان خورد که مطابق معماری سایر مساجد استانبول نمای سنگی داشت(مسجد جامع شیشلی(تقریبا روبروی مسجد فروشگاه بزرگی به نام وجود دارد که شامل مواد غذایی.خواروبار.میوه و سبزیجات.نان و شیرینی و مواد بهداشتی میشود.


با 10 دقیقه پیاده روی از آنجا به مرکز خرید جواهر میرسیم.پاساژ6 طبقه بسیار بزرگ و معروف که برندهای متنوع پوشاک و کفش و کالای خواب ترک و اروپایی در آن شعبه دارند از جمله ویکتوریا سیکرت، سوییت هوم، پنتی، دبنهامز، کوتون ، زارا و.....و طبقه آخر فودکورت مفصلی با غذاهای ترکی-خانگی-فست فود و.. قراردارد که همگی برای علاقمندان غذا،اشتها بر انگیز است.


پاساژ الیویوم در غرب استانبول قرار دارد.با خط تراموای T1 به ایستگاه زیتین بورنو بروید و از آنجا با دولموش (ون) حدود 20 دقیقه راه است و جلوی پاساژ الیویوم میتوانید پیاده شوید.راه دیگر این است که با همان خط تراموا در ایستگاه Aksemsettin پیاده شوید (عمده فروشی پارچه تریکو و لباس مردانه)و با نیم ساعت پیاده روی از طریق خیابان روبرو (101) به مرکز خرید برسید.

این پاساژ به عنوان آوت لت سنتر شناخته میشود و جنسهای کمی قدیمی تر و یا تک شعبات دیگه برندها را دارد.ولی آنچه که واقعا به چشم میخورد همان لباسها با همان مدل وکیفیت و.. اما با قیمت پایین تر است.

بسیاری از مغازه ها در تخفیف هستند مخصوصا روزهای سه شنبه.در طبقه آخر شهربازی (که شعبه ای از آن در لاله پارک تبریز است)6 سالن سینما و 1 سالن نمایش و فود کورت دارد

خرید عمده : مرتر

مرتر محله ایست درغرب استانبول که از طریق ایستگاه زیتین بورنو و عبور از پل هوایی طویلی به آن میرسیم.این خیابان و کوچه های اطرافش مرکز خرید عمده پوشاک میباشد.اکثر مغازه ها اجناس را به صورت عمده (toptan) و به دلار میفروشند.در این میان هستند مغازه هایی که تک فروشی (perakende)هم دارند و اغلب اجناس تک خود را بیرون از مغازه و در سبد با قیمت بسیار پایین عرضه میکنند.بعضی از فروشگاهها نیز با کمی چانه زدن تکفروشی دارند.

اینجا خبری از برندها نیست .بلکه همه به صورت بنکداری اجناس تولیدی ترکیه را میفروشند.ایرانی های زیادی دراین محل مشغول کسب و کار هستند.هم در زمینه مغازه داری-هم فروشندگی و هم باربری اجناس به سایر نقاط جهان (کارگو).تابلوهای به زبان فارسی بر اکثر مغازه ها نقش بسته اند.

بیشتر فروشندگان ترک نیز به علت حجم بالای مشتریان ایرانی به زبان فارسی مسلطند یاکلمات کلیدی را به خوبی میدانند و البته در کار خود بسیار واردند.تا آنجایی که ما برخورد داشتیم اهل تخفیف دادن و همکاری بودند و به خوبی راهنمایی میکردند.(حتی2 مغازه برای ما به رایگان اجناس را به هتل رساندند.)

نرخ باربری و ارسال به ایران طبق تحقیقات ما از کیلویی 32 هزار تومان تا 75 هزار تومان متغیر است و بستگی به بیمه و میزان بازدهی خسارت احتمالی دارد. شلوار جین-پوشاک مردانه و زنانه و بچه گانه-کفش و کتانی و..مغازه ها با وجود عمده فروشی دکور و ویترین های جالبی دارند وخیابان اصلا خسته کننده نیست.رستورانها و کافه های زیادی با غذاهای تازه وقیمت مناسب در دسترس است.

اما توصیه من این است که اگر قصد خرید برای مغازه و عمده ندارید، اصلا به این خیابان سر نزنید.و وقت خود را صرف گشتن در محلهای دیگر کنید.
برای بازگشت از مرتر هم میتوانید پیاده از روی پل هوایی خود را به ایستگاه متروباس زیتین بورنو برسانید(روبروی دولموشهای الیویوم) و از آنجا برگردید.هم میتوانید در اوایل خ مرتر تقریبا روبروی مرکز خرید میگروس در ایستگاه اتوبوس خط تکسیم-مرتر را سوار شوید.(نمیدانم که اول خط در کجای تکسیم قراردارد ولی ما با این اتوبوس دقیقا سر کوچه هتلمان در فیندیک زاده-یوسف پاشا پیاده شدیم و به نظرم همان مسیر معمول را طی میکند)
آکسارای:

از دیگر مراکز خرید عمده آکسارای و لالعلی است.چندین خیابان روبروی هم که تماما پوشاک میفروشند و در طبقات بالای مغازه ها تولیدی دارند.اما اجناس به دلار و قیمت بالایی عرضه میشوند. لباس زیر و لباس منزل و لباس مجلسی از جمله مغازه هاست.

مرکز خرید زیرزمینی آکسارای(AKSARAY AVM) هم مخصوص لباس مردانه، کت شلوار و کمی هم لباس مجلسی زنانه است.بیشتر فروشنده ها روس و از کشورهای اروپای شرقی هستند و در کل محیط مناسبی ندارد.

خوراک :

نمیدانم از آب و هوای دلپذیر استانبول است یا از صبحانه های مفصل و متنوع که در طی روز با وجود اینهمه پیاده روی و گشت و گذار تا غروب احساس گرسنگی نمیکردیم.شایدهم غرق دیدن جاذبه های این شهر خیال انگیز میشدیم و گرسنگی از یادمان میرفت.

نمیدانم....اما به هرصورت ما اکثرا روزی 1 وعده غذا میخوردیم (بجز صبحانه)و معمولا چیزی بین ناهار و شام.حوالی ساعت 6 عصر برای خوردن غذا به سراغ یکی از بیشمار رستوران و اغذیه فروشی در خیابانهای پرتردد استانبول میرفتیم و غذا سفارش میدادیم.

نظر شخصی من این است که تنوع غذایی چندانی در رستورانهای ترک نیست.اصلی ترین چیزی که به چشم میخورد دونر کباب گوشت و مرغ است که به صورت ساندویچ در نان لواش (دوروم )-ساندویچ در نان باگت- با پلو نخود (پیلاو اوسته) و پرسی ارایه میشود.

کوفته و کباب کوبیده (آدنا کباب) –مرغ کبابی وبادمجان کباب هم در اغذیه فروشی ها یافت میشود.اما در مقایسه با خوراک های ایرانی نه عطر و طعم آنچنانی دارند.نه ادویه و ترشی و..معمولا تند و چرب هستند.

پیده و بورک هم معمولا در کافه های سیمیت و مشابه آن عرضه میشود. اما یکی از لذت های سفر مطمئنا خوردن غذاهای مخصوص آن منطقه است .


بنظرمن همبرگرهای مکدونالد یا بیگ مگ و.. به نسبت فست فود های ایران قیمت بالاتر و حجم کمتری دارند.اما KFC هم خوشمزه بود ،هم پکیج داشت: برگر-سیب زمینی-پیاز سوخاری-نوشابه و آب معدنی همه به قیمت 15 لیر.

پیتزا هم برخلاف ایران به صورت برشی و با قیمت بالایی عرضه میشود.انواع غذاهای پرسی مانند دلمه برگ مو-بورک-مانتی-خوراک مرغ-ماهیچه –سبزیجات و..در غرفه های مربوطه ارایه میشود که طعم مطبوعی دارد و بعد از چند روز دونرکباب خوردن بسیار میچسبد.

نان سیمیت -ساندویچ ماهی –بلوط برشته-ذرت پخته-صدف پر شده با پلو از خوراکی های معروف خیابان های استانبول است که به صورت سرپایی خورده میشود.
دسرهای معروف مثل باقلوا و کونفه و چیز کیک و موهالبی ها رو میتوان در کافه ها با چای و قهوه ترک نوش جان کرد .یکی از بهترین این کافه ها " سارای" میباشد که در نقاط مختلفی از جمله خیابان استقلال شعبه دارد.حدفاصل بازار بزرگ(کاپالی چاریشی )تا سلطان احمد و سپس تا امین اونو بیشترین مغازه های سوغات سرا و باقلوا فروشی را دارد.

دیدنی ها : آثار تاریخی-بازارها-تفریحات

بازار کاپالی چاریشی (Grand bazzar)

از ایستگاه یوسف پاشا هم با اتوبوس (مسیر تکسیم) و هم با تراموا T1 (مسیر کاباتاش)میتوان به ایستگاه بازار بزرگ رسید.(beyazit kapali carisi).بزرگترین و قدیمی ترین بازاری سرپوشیده جهان است با 61 راسته و بیش از 3000 مغازه.

روزانه حدود 250هزار تا 400 هزار بازدیدکننده دارد و مانند تمام بازارهای شرقی بصورت مجموعه ای از مغازه ها ،مسجد، مدرسه، حمام وکاروانسراست.از 4 دروازه میتوان به بازار وارد شد مانند دروازه بازار صحافها یا جواهرات.

هر راسته مختص اجناس خاصی است که در میان آنها صنایع دستی از جمله بشقاب های لعابی کار شده و لوسترهای موزاییکی به چشم می آیند.صنعت چرم هم راسته مخصوص خود را دارد و کیف و کفش دست دوز با قیمتهای بالا بفروش میرسد.

شباهت بسیارش با بازارهای سنتی ایران مثل بازار بزرگ تهران-تبریز یا بازار وکیل شیراز ،برای ما حال و هوای آشنایی ایجاد میکند و اروپایی ها را بیشتر به خودش جلب میکند.

اگر از بازار به سمت سلطان احمد پیاده بروید میتوانید مساجد و مکانهای تاریخی بسیاری را مشاهده کنید .


استانبول به شهر هزار مسجد معروف است.در هر کوی و برزن مسجدی سنگی با گنبدهای نیم گرد و چندین مناره سربرافراشته است.مساجد به نام خلفای عثمانی و فرزندانشان، وزرا و دانشمندان عصر عثمانی و یا معمار سازنده نام گذاری شده است.

بزرگترین مسجد ترکیه مسجد سلیمانیه است که آرامگاه سلطان سلیمان قانونی و حرم سلطان همسرش را دربرمیگیرد. بنا به سنت عثمانی این مسجد چهار منار (گل‌دسته) دارد که نشانه مسجدهایی است که به امر شاهان ساخته می‌شد.

سبک معماری آن، مانند دیگر کارهای سینان و معماران عثمانی ترکیبی از سبک معماری بیزانسی و اسلامی است. بر پایه رسم آن دوره این مسجد دارای ساختمان‌های جنبی مانند مدرسه و حمام و کتابخانه و کاروانسرا و بیمارستان و آشپزخانه عمومی نیز بوده‌است.

این‌گونه ساختمان‌های جنبی را کلیه مسجد (جامی کولیه‌سی) می‌نامیدند*.متاسفانه من در هیچکدام از سفرهایم موفق به دیدار این مسجد نشدم.اما هربار در مسیر،محله ها و مکانهای جدیدی کشف کردم مثل بازار تاحته کاله با اجناس خرد و ریز ارزان یا کوچه سربالایی عجیب قبله چشمه و باغستان آن.(از امین اونو بعد از بازار مصری ها)

شاید تاریخی ترین محله استانبول منطقه سلطان احمد تا امین اونو باشد. (old city)بازدید خود را از مسجد آبی در کنار پارک سلطان احمد شروع کنید .

از 6 مناره مسجد به گنبدهای کوچک و بزرگش بنگرید –زیر رواق های دورتا رود حیاط قدم بزنید و از تمام زوایای طاق ها به عظمت مسجد خیره شوید.داخل مسجد به زیبایی بیرون آن است.کاشی کاری و چلچراغ های عظیم.


این مسجد به عمد در مقابل عمارت ایا صوفیا ساخته شده تا نشان دهد که معماران عثمانی و مسلمان می‌توانند رقبای سرسختی برای اجداد مسیحی خود باشند.جهت گیری مسجد به گونه‌ای است که وقتی مسلمانان نماز به پا می‌کنند، رو به سمت مکه داشته باشند و محراب در روبرویشان قرار داشته باشد.

مسجد سلطان احمد تنها مسجد ترکیه‌است که شش مناره دارد. وقتی تعداد مناره‌ها اعلام شد، عده‌ای از سلطان انتقاد کردند و وی را به علت تقلید از شش مناره مسجد الحرام در مکه سرزنش نمودند. وی با پرداخت مبلغی، مناره هفتم مسجد کعبه را ساخت تا این انتقادها را آرام کند.*

ماکت بزرگی از کل مجموعه در میانه حیاط درون محفظه شیشه ای دیده میشود.در ساعات نماز ورود به داخل مسجد برای غیر نمازگزاران مجاز نیست و باید به هنگام ورود به حرمت مسجد سر و تن خود را با پارچه های آبی آنجا یا لباس مناسب بپوشانید.
از دروازه مسجد که خارج شوید قدم در پارکی میگذارید به نام آراسته بازار که در واقع مسیر سرسبزیست با حوض و فواره بزرگی در وسط، که شما را به سمت ایاصوفیه راهنمایی میکند.اطراف این مسیر پر است از کافه ها و نیمکت ها و چشمه های آبخوری و البته حمام خرم سلطان که امروزه به عنوان حمام ترکی و اسپا استفاده میشود.


ایاصوفیه از دور پیداست.مرمر نارنجی آن در تلالو آفتاب میدرخشد و شمارا به قلب تاریخ میکشاند.

ایاصوفیه یا حاجیا سوفیا کلیسای مسیحیت شرق بود که در دوره امپراتوری بیزانس به سال ۵۳۲ میلادی بنا به دستور امپراتور کنستانتین اول ساخته شد؛ و بعد در قرن ۶ میلادی مورد بازسازی و مرمت قرار گرفت. بنا با کار ۱۰ هزار کارگر در طول پنج سال و تحت نظر ۱۰۰ استاد باشی تکمیل شد.پس از فتح استانبول، سلطان محمد دوم دستور داد کلیسای ایاصوفیه را به مسجد تبدیل کنند. پس از اعلام حکومت جمهوری در ترکیه و به قدرت رسیدن آتاترک، ایاصوفیه به موزه تبدیل شد و تا امروز به همین شکل باقی‌مانده‌است.

ارتفاع گنبد بزرگ این مسجد از سطح زمین ۵۵ متر و قطر آن ۳۱ متر می‌باشد که بوسیله ۴۰ پشت‌بند بزرگ و روی چهار ستون اصلی سوار شده‌است.در ساقه گنبد، حلقه‌ای از ۴۰ پنجره نزدیک به هم قرار گرفته، که نور از آن‌ها به درون می‌تابد.

این بنا مجموعاً دارای ۱۰۷ ستون و ۹ در است. بزرگترین آنها در وسطی است با چارچوب برنزی و قاب مرمر که مخصوص ورود امپراتور بود.این بنا کلاً از آجر ساخته شده و با مرمر پوشانده شده‌است. ستون‌های مرمرین این بنا از معبد «آرتمیس» و نیز از نقاط مختلف دنیا به آنجا آورده شده‌است.

در حیاط داخلی، فواره‌هایی برای وضو قرار دارد. از زیباترین بخش‌های این بنا، تزئینات ایاصوفیا و موزائیک‌های بیزانسی آن است. در میان آن قطعات و تابلوهای ساخته شده از طلا، نقره، مرمر و سفال لعاب دار رنگارنگ دیده می‌شود.*


درست پشت ایاصوفیه ، کاخ توپکاپی قراردارد.پیشنهاد من این است که راه دورتری انتخاب کنید و مسیر را دور بزنید.به این صورت که از درب ایاصوفیه به سمت خیابان فرعی جعفریه بروید.چند کافه رستوران کوچک و صنایع دستی فروشی و کوچه مدرسه جعفرآقا را رد کنید و در انتهای خیابان به راست بپیچید.

اینجاست که چشمتان میفتد به کوچه باغی دنج به نام سویوک چشمه (sogok cesme sk).سنگفرش است و پر از درخت وگل با ویلاهای کوچک چوبی و چشمه های سنگی آبخوری.ویلاها با نام ayasofya konaklary شناخته میشوند و در واقع هتل سه ستاره هستند.امتداد خیابان دقیقا شمارا به درب ورودی توپکاپی میرساند.(عروس و دامادها نیز برای عکاسی آمده بودند و چه رسم زیباییست که از اماکن تاریخی در فیلمبرداری بهره میبرند.)


ازآنجاییکه من از داخل کاخ دیدن نکرده ام به شنیده ها و خواندن توصیفات دیگر مسافران بسنده میکنم و شما را به پیاده روی در امتداد خیابان علمدار ،یعنی مسیر عبور از درب پارک زیبا و بی نظیر گلخانه دعوت میکنم.

در این خیابان باریک که شیب سرپایینی زیادی دارد فقط خط رفت و برگشت تراموا T1 و افراد پیاده حرکت میکنند.دوطرف خیابان پر از کاخهای کوچک و مدرسه تاریخی و رستوران و صنایع دستی و آژانسهای گردشگری و توریستهای اروپایی و شرق دور کتاب بدست است که با دقت تمام به مکانهای تاریخی توجه میکنند و عکس برمیدارند.

تمام کوچه های منتهی به این خیابان پر از هتل است و در ورودی اکثر رستورانها خانمی با لباس محلی مشغول پخت انواع بورک ونان بصورت سنتی است که باعث جلب توجه عابرین میشود.
انتهای خیابان اسکله وایستگاه امین اونو و پل گالاتا قراردارد.همهمه مرغان دریایی و مردان ماهیگیر در میان بوی تند ماهی سرخ شده و کافه های روی آب گم میشود.در زیر پل دو طبقه تعداد زیادی رستوران که غذای دریایی سرو میکنن با صندلی های رو به خلیج طلایی به چشم میخورد در سمت دیگر مسجد جدید(yeni cami) یا والده سلطان قراردارد.مسجدی باشکوه با کاشیکاری های زیبا.بسیار تمیز و آراسته است.از دستگاه نایلون کفش مکانیزه تا شنل های کلاهدار با آرم مسجد برای ورود با حجاب.در سمت دیگر خروجی مسجد بازار مصری ها قراردارد.


بازار مصری ها یا بازار ادویه همانگونه که از اسمش پیداست بازاریست سرپوشیده و قدیمی با غرفه های متنوع و گوناگون ادویه و شیرینی و لوکوم و باقلوا و گیاهان دارویی.غرفه های سمت حیاط مسجد جدید که حوض و فواره و نیکمت قراردارد بازار گل و گیاه و بذر ونهال است.غرفه های قسمت دیگر که به تحتاکاله میرسد خوراکی و گوشت و پنیر.

مغازه داران مرتب شمارا به داخل غرفه ها دعوت میکنن و برای شما چای و دمنوش می آورند.با حوصله و به هرزبان که میدانند تعریف اجناس را میکنند تا بالاخره از میان انواع و اقسام رنگها چای و ادویه دلخواهتان را بیابید.

اسم ایران را که میشنوند با خوشحالی از زعفران ناب ایرانی میگویند.(توصیه میکنم پودرفلفل قرمزتند با گوجه فرنگی –چای عشق و چای لیمو را بخرید که عطر بینظیری دارد.) تور بوسفور:

یکی از بهترین تفریحات استانبول سوار شدن بر کشتی و گذر از آبهای تنگه بوسفور است. این تنگه در واقع قاره اروپا را از قاره آسیا جدا می کند. در اسکله امین اونو کشتی های تفریحی فراوانی وجود دارد که از صبح تا شب تورهای آبی 2-3 ساعته ارایه میدهند.با قیمتهای مختلف که بستگی به نوع کشتی و مدت زمان گردش دارد. .(12-20 لیر)

این برنامه تفاوت زیادی با تور شب ایرانی دارد که توسط لیدرها معرفی میشود. شب ایرانی همراه با سرو پیش غذا،شام ،دسر،میوه و نوشیدنیست.یکی دو نمایش کوتاه و موزیک زنده و...و سرویس رفت وبرگشت ازهتل(حدود5 ساعت)(35-70دلار)

اما تور بوسفور 2ساعت گشت روی آب از منطقه اروپایی تا جداره ساحل آسیایی است.لذت بردن از هوای آزاد ومناظر. سواحل تنگه بسفر ترکیبی است از زمان گذشته وحال . شکوه و جلال امروزی و زیبائی وسادگی گذشته را به تصویر می کشد.


کاخ دلما باغچه از ساحل کاملاً مشخص است و کمی آنطرف تر عمارت پادشاهی ییلدیز.کاخ چراغان که امروزه نیز بعنوان هتلی بزرگ مورد استفاده قرار میگردد و سپس منطقه اورتاکوی .در این محل یک کلیسا ، یک مسجد و یک کنیسه وجود دارد که صدها سال است در کنار یکدیگر قرار گرفته اند.و بعد درست در مقابل چشمتان پل بوسفور پدیدار میشود.

نمونه ای از بزرگترین پلهای معلق دنیا که در واقع نقطه تلاقی قاره آسیا و اروپا نیز به شمار می آید.

میگویند هنگام گذر از زیر پل برای اولین بار،هر آرزویی بکنید،بر آورده میشود.

در مرکز این آبراه یک جریان تند (سه کیلومتر و نیم در ساعت ) در جهت دریای سیاه به دریای مرمره وجود دارد، ولی در زیر سطح آب جریان دیگری در جهت مخالف در دو سوی آبراه وجود دارد.به همین دلیل کشتی رانان باید دارای گواهینامه مخصوصی برای عبور از تنگه داشته باشند.

رومئلی حصاری با قلعه های سنگی سربرافراشته و خانه های منطقه اعیان نشین ببک و پل سلطان محمد فاتح (ساخت ترک ها)که اکثرا در فیلمها نشان داده میشود،انتهای مسیر اروپاییست و سپس به سواحل آسیایی نزدیک میشویم و در امتداد آن به پیش میرویم تا به اسکودار و قلعه دختر (kiz kulasi) نزدیک میشویم و به اسکله امین اونو باز میگردیم.

در طول این مسیر میتوانید با چای (3 لیر) و خوراکی های بوفه کشتی از خود پذیرایی کنید واز بهترین فرصت برای عکاسی و فیلمبرداری استفاده کنید.
اسکودار-آسیایی

1 روز عصر با متروی ینی کاپی –خط مرمره در عرض20دقیقه به ایستگاه اسکودار در سمت آسیایی رسیدیم.با اینکه تابستان بود –اما درکنار دریا هوا بسیار سرد بود و با پوشیدن سوئیشرت همچنان میلرزیدیم.ولی زیبایی منظره حرکت کشتی ها و وسعت دریا ،ماهیگیری پرهیجان مردم و صندلی های بیشمار کافه ها و مشتریان پتو بر دوش توجه مارا جلب کرده بود.

ساحل اسکودار بهترین منطقه برای عکاسی با پس زمینه پل بوسفور است.از سوی دیگر قلعه دختر در میان آب،در نزدیکی جاده ساحلی قرادارد و جان میدهد برای عکس.در لبه های پیاده رو طبقاتی سیمانی برای نشستن مهیا کرده اند و چای و قلیان (نارگیله) سرو میشود.


یکی از بهترین خاطرات ما آنجا رقم خورد که در ابتدای مسیر ساحلی چادرهای سفیدرنگ طولانی و پیوسته ای دیدیم که از طرف شهرداری منطقه اسکودار برای صرف افطار برپا شده بود.ولی تمام میزها پر بود و جایی برای ما نمانده بود.

بنابراین با کمی ناامیدی نگاهی انداختیم ورفتیم.در مسیر برگشت به سمت اسکله دوباره به همانجا رسیدیم و این بار ظرف های افطار را تعارف میکردند.ماهم با خوشحالی در صف رفته و غذا گرفتیم که شامل پلو با گوشت تکه ای و نخود-زولبیا بامیه-سوپ دال عدس-دوغ و اب و نان میشد.

بسیار به ما چسبید و در میهمانی ماه رمضان با انها شریک شدیم.

چون غذا زیاد بود همان ابتدا بخشی را به آوارگان سوری(زنان و کودکان) که در اسکله نشسته بودند تقسیم کردیم.آنچه که امسال بیش از سال گذشته به چشم می آمد و دردناک بود حضور بی پناه کودکان و زنان جوان سوریه بود که در خیابانها دنبال سرپناه یا امرار معاش با دست فروشی میگشتند.چهره زشت جنگ و ویرانی پا به استانبول زیبا گذاشته بود.
جزایر پرنسس:

از ایستگاه یوسف پاشا با متروباس به آخرین ایستگاه یعنی کاباتاش رفتیم و آنجا در یکی از اسکله ها سوارکشتی شدیم با آکبیل نفری 3.5 لیر.در قسمت روباز کشتی نشستیم و به سمت جزیره بیوک آدا یعنی آخرین و بزرگترین جزیره رهسپار شدیم.

در طول مسیر مرغان دریایی کنار کشتی پرواز میکردند ونانهایی که از طرف مردم پرتاب میشد با جان ودل میخوردند.آفتاب میدرخشید و نسیم خنکی می وزید.فرصت بسیار خوبی برای همصحبتی با چند بانوی ترک و عراقی برای ما پیش آمد و در خصوص سفر به ایران و فرهنگ و آداب ایرانیان حرف زدیم.

متاسفانه دید مثبتی به سرزمین ما نداشتند و فکرمیکردند ما در جنگ هستیم!!با روبنده بیرون میرویم و...که خوشبختانه با توضیحات ما روشن شدند و به دیدار از ایران ترغیب گشتند. کشتی در 4 اسکله برای جزیره های مختلف می ایستاد تا پس از 2.30 ساعت به بیوک آدا رسید.ساختمان سفید رنگ اسکله قدیمی بود و با رسم الخط عثمانی(مانند فارسی)نوشته بود : بیوک آطه.


در لحظه ورود به جزیره با خیابانی شاد مملو از توریست و بستنی فروشی و روبرو میشوید.مغازه های کلاه فروشی و سوغاتی ،رستورانهای دور میدان و ساعت سفید مرکز میدان بسیار جالب است. چون بعدازظهر بود و ما چیزی نخورده بودیم ابتدا برای صرف غذا رفتیم.گارسونها برای تبلیغ منوی غذا جلوی راه مسافرین را میگیرند و زبان میریزند.

سرآخر ماهم در دام یک گارسون خوش زبان افتادیم که خیلی بامزه فارسی حرف میزد و هرچه از شهرهای ایران و فوتبال و.. میدانست گفت تا ما به رستوران آنها برویم.اسکندر کباب و ماهی و شنیتسل مرغ سفارش دادیم و تا آماده شدن غذا از موسیقی زنده ای که در میدان اجرا میشد لذت بردیم.اما غذا نه تنها خوشمزه نبود،بسیار هم گران بود و ما سه نفری 72 لیر پرداختیم.


سپس شروع به قدم زدن در خیابانهای جزیره کردیم که شیب تندی دارد و فقط با دوچرخه یا درشکه درآن رفت و امد میکنند و خبری از ماشین نیست.ویلاهای زیبا و سفید، هتلهای قشنگ و گلهای رنگارنگ در سراسر جزیره به چشم میخورند.

همه خانه ها ایوان دارند و از کنارشان که میگذری با لبخند یا تکان دادن دستی خوش آمد میگویند.هرچه از زیبایی و سرسبزی آنجا بگویم کم است. اما وقت ما نیز کم بود و باید با کشتی ساعت 8 برمیگشتیم.تا به هتل برویم و برای بازگشت به ایران روانه فرودگاه شویم.


بازگشت:

راس ساعت مقرر تور لیدر با مینی بوس دنبال ما آمد و بعد از خداحافظی از پرسنل خوش اخلاق هتل آلفا به سمت فرودگاه راه افتادیم.سایر مسافرین از هتل های دیگر به ما پیوستند تا مسیر تقریبا طولانی فرودگاه صابیحا در قسمت آسیایی را طی کنیم.

چون ما خرید زیادی داشتیم از تمامی فروشگاه ها برگه تکس فری(برگشت مالیات) گرفته بودیم.بعد از تحویل چمدانها و گرفتن کارت پرواز که متاسفانه خیلی هم طول کشید،در کنار گیت c2 دقیقا کنار قسمت کنترل پاسپورت دربی وجود دارد که باید نفر به نفر برای تحویل برگه های تکس فری داخل شویم.در حد یکی دو سوال میپرسند و برگه هارا ثبت میکنند و مهر میزنند. (آدرس دقیق این دفتر پشت پاکت تکس فری برای هر دو فرودگاه نوشته شده است)

در فرودگاه صابیحا برخلاف آتاتورک اجناس شامل تکس فری را نگاه نمیکنند و لازم نیست در چمدان جداگانه ای گذاشته شود.ولی ما به هوای فرودگاه آتاتورک از ابتدا جداگانه بسته بندی کرده بودیم.
بعد از مهر کردن پاسپورتها در همان ابتدای سالن فری شاپ باجه پرداخت مالیات برگشتی قرار دارد که با ارایه برگه ها و نشان دادن پاسپورت مبلغ را دریافت میکنید.به لیر یا دلار یا یورو.که به ما حدود 35 دلار برگشت داده شد.

متاسفانه برنامه پرواز ما یک کم عجیب شده بود و درحالیکه همه مسافرین در صف کنترل پاسپورت بودند ،اعلام شد که گیت درحال بسته شدن است!!!!در نتیجه همه با دویدن خودشان را به هواپیما میرساندند و کسی نتوانست به فری شاپ نگاهی بیندازد.

پذیرایی برگشت هم دقیقا مانند رفت بود و شامل مرغ پخته -نان-پنیر و مربا -سالاد ذرت و بلغور بود.

صندلی های کوچک و راهروی تنگ اینبار بیشتر به خستگی ما از سفر افزود و دور شدن از شهر زیبای استانبول به دلتنگی ما.

عضویت در خبرنامه