تورلاین

سفر نامه شهر : وان 

من و همسرم تیرماه سال 94 برای سفری 5 روزه عازم شهر وان ترکیه شدیم. شهر وان شهری در نزدیکی مرز ایران است که علاوه بر وجود دریاچه ای بزرگ در این شهر، به وجود نمایندگی های لباسهای ترک معروف هست. در سفر به این شهر می توان از خرید خوبی بهره مند شد.

سفر ما همزمان با آخرین روزهای ماه رمضون و تعطیلات عید فطر بود. همانطور که مستحضر هستید تعطیلات 3 روزه عید فطر در کشور ترکیه یکی از مهم ترین آنهاست و معمولا هفته ی آخر این ماه فستیوال خوبی برای خرید اجرا میشه. مواردی که قبل از سفر باید انجام داد، پرداخت 25000 تومان عوارض خروج از کشور برای سفرهای زمینی است و همینطور پرداخت عوارض شهرداری شهر قطور، آخرین شهر در مرز ایران (این پرداخت را میتوان در همان شهر و باجه های نزدیک به مرز براحتی انجام داد.)

برنامه ریزی من برای سفر به این شهر بدین ترتیب بود :

روز اول : سفر به تبریز – گشت در تبریز

روز دوم : سفر به وان – خرید

روز سوم : گشت جزیره آکدامار – خرید

روز چهارم : خرید -گشت در ساحل ادرمیت – گشت در شهر

روز پنجم : برگشت به تهران

روز اول:

ظهر چهارشنبه از تهران به سمت تبریز حرکت کردیم. بعد از حدود 6 ساعت به تبریز و منزل برادرم رسیدیم. بعد از کمی استراحت برای صرف شام و گشت و گذار در پارک ائل گلی به بیرون رفتیم. علیرغم اینکه سفر ما در روزهای پایانی تیر ماه بود اما آب و هوای ائل گلی بسیار خنک و دلچسب بود.

روز دوم :

صبح این روز رو حدود ساعت 8 از تبریز به سمت خوی و نهایتا مرز رازی حرکت کردیم. مسیر مرزی بسیار زیبا و سرسبز بود و کلی چشمه و درخت و کوههای زیبا رو میدیدیم. نزدیگ به گمرک ایران، زمینهای خالی جهت پارک اتومبیلها به اجاره داده میشد و میتونستی با خیال راحت از وجود نگهبان، اتومبیل خود رو برای چند رو بسپاری. البته امکان کاپوتاژ کردن ماشین و بردن اون به ترکیه وجود داره اما از اونجایی که هزینه حدود 600 هزار تومنی (برای تردد یک سال)، کاپوتاژ کردن ماشین قابل توجه هستش و وجود و ضرورت ماشین شخصی در این شهر حس نمیشه، بنابراین ما با تصمیم قبلی از انجام این کار صرف نظر کردیم. البته انجام این کار برای خانواده های ساکن استانهای آذربایجان غربی و شرقی که ممکن هستش سالیانه چندین بار به این شهر سفر کنن، کاملا منطقی هستش.

بوجود اومدن موقعیت، چندین روز تعطیلات آخر هفته و در ادامه تعطیلات عید فطر، جمعیت انبوهی از هموطنان رو به سمت این مرز و سفر به این شهر کشونده بود. طبق شنیده های من مرز نباید تا این حد شلوغ میشد اما واقعا شلوغ بود. همین امر فرآیند عبور ما از مرز ایران و مرز ترکیه به مراتب زمانبر کرد. بعد از 2-3 ساعت ما بالاخره وارد مرز ترکیه شدیم. در جلوی ساختمان گمرک تعداد زیادی ون در ایستگاه ایستاده بودند که مقصد همگی اونها شهر وان هستش و هزینه ی هر نفر 20 لیر (هر لیر در زمان مراجعه ما 1260 تومان بود) بود و حدود 1 ساعت نیم بعد ما رو در یکی از میادین اصلی شهر وان پیاده کرد. مسیر خوبی بود و بین راه از یک شهر کوچیک دیگه هم رد شدیم.

خوب حالا باید دنبال هتل میگشتیم. اگرچه از نظر خیلی ها ممکن هستش که موقع مراجعه به یک شهر غریب در یک کشور غریب، هتل مشخصی نداشتن، استرس آور باشه اما واسه ی ما که دیدگاهمون توریست طور بود این موضوع خیلی دچار استرسمون نمیکرد. بعلاوه آشنایی اندکی با زبان ترکی به واسطه ی خانواده ی پدری و جسارت یادگیری زبان ترکی استانبولی این انگیزه رو به من میداد تا توی محیط واقعی خودم رو محک بزنم. در ضمن بسیاری از اهالی وان کرد زبان هستن و من به واسطه خونواده ی مادری کمی هم به این زبان مسلط هستم. بنابراین با 2 تا کوله ای که داشتیم، در جستجوی هتل شدیم.

ما تصمیم داشتیم از هتل های مرکز شهر استفاده کنیم که بتونیم از موقعیت خوبی برای خرید و رستوران و گشت و شبهای ترکی بهره مند شیم. از ایستگاهی که پیاده شدیم تا مرکز هتل ها 200 متر بیشتر فاصله نبود. طبق بررسی هام از قبل، اسم چنتا هتل رو میدونستم. به چندین هتل مراجعه کردیم. اکثر هتل ها در این منطقه 3 یا 4 ستاره هستن و هزینه ی هر اتاق برای یک شب حدود 130 تا 150 لیر بسته به امکانات هتل بود و اکثرا بدلیل شلوغی اون زمان ظرفیتشون تکمیل بود. بین مراجعاتمون یک هتل کوچیک قدیمی به نام "اتل بهار" پیدا کردیم که ادب و احترام رسیپشن مهربون مارو جذب کرد و بعد اینکه گفت جا داریم. قیمت اتاق رو شبی 70 لیر برای هر اتاق، اعلام کرد. این اختلاف قیمت بدلیل تعمیر هتل و عدم امکان فعلی برای سرو صبحانه بود که این موضوع بر خلاف بقیه هتل ها بود. بعد از بازدید از اتاقها که خیلی قدیمی و در عین حال تمیز هستن و امکاناتی مثل تلوزیون LCD، اینترنت رایگان، و میز آرایش و کمد و گیره آویز لباس داشت، به اتفاق تصمیم بر موندن در این هتل گرفتیم.

چون پیش بینی میکردیم، زمان خیلی زیادی رو توی هتل نیستیم و همین کیفیت نسبی واسمون کافی بود و دوست داشتیم سریعا به گشت شهر بریم. پس مستقر شدیم و برای صرف یه ناهار خوب ترکی به بیرون رفتیم.

هوای شهر توی این چند روز بسیار عالی و مطبوع و بسیار خنک تر از ایران و همواره نسیم دلنوازی میوزید. در مورد رستوران از رسیپشن سوال کردیم و یکی از اونها، انقدر مهربون و مهمون نواز بود که همراه ما اومد تا مطمئن شه درست متوجه شدیم.

یه رستوران 3 طبقه که فقط دونر سرو میکرد به اسم شهزاده (یا همون شاهزاده). دونر رو همه ی ما ممکن هستش که خیلی از جاها توی ایران و یا سایر شهرهای ترکیه خورده باشیم، اما به جرات میتونم بگم که هیچ جا دونرهای سنتی و خوشمزه ی وان رو نداره. نحوه ی سروش خیلی جالب بود.

نون داغ لواش که اونا چورک صداش میکنن رو روی که صفحه ی فلزی داغ قرار میداد، بعدش اون ور توی یه دیگ بزرگ یه سس ربی و ادویه ای خوشمزه ای روی گاز در حال غل زدن بود، یه ملاقه ازش روی نون داغ میریخت و چون صفحه زیر نون، داغ بود، شروع به جلز و ولز میکرد بعدش روش کباب دونرها و مخلفات رو میریخت و لقمه میکرد. همه این مراحل در قسمت جلویی رستوران و در ملا عام انجام میشد و جالب بدونید همگی با ولعی همراه با گشنگی این صحنه رو به تماشا می ایستادن.

قیمت هر ساندویچ دونر حدود 12 لیر بود که در صوت درخواست توی بشقاب و بصورت خوراک هم سرو میشد. بعد از صرف ناهار در رستوران یه مقدار مغازه های دور و بر رستوران رو که همگی برندهای مطرح ترک بودن برانداز کردیم و بعد از اون برای کمی استراحت به هتل مراجعه کردیم.

بعد حدود یکی دو ساعت به بازار برگشتیم. قسمتهای مرکزی شهر که اکثر برندها، رستورانها و هتل ها اونجا قرار گرفتن شامل 2 تا خیابون عمود برهم به نامهای "جمهوریت" و "کاظیم کارا بکیر" هستش بنابراین فاصله ها خیلی نزدیک بود و چون کل مسیر مملو از مغازه بود اصلا رغبتی به تاکسی گرفتن نداشتی.

برندهای دفکتو، کتون، ال سی وایکی کی، کاراجی، منگو و خیلی از برندهای دیگه همگی در این شهر نمایندگی های خوب و بزرگی دارن.

همین موضوع تا ساعتهای پایانی روز مارو بدون توجه به گذر زمان مشغول به خرید کرد که متوجه شدیم ساعت از وقت شام گذشته و از اونجا که طعم دونرها همچنان زیر دندونمون بود به اون رستوران مراجعه کردیم و متوجه شدیم که گویا این رستوران انقدر مشتری داره که جوابگوی جمعیت نیست و خودش کبابهای باقی مونده رو بصورت ساندویچ ها کوچیک تقسیم کرده تا به همه برسه.

البته هر ساندویچ رو بهمراه یدونه پپسی به قیمت 6 لیر میفروخت و به هر کی فقط یه ساندویچ میداد و با عذرخواهی اشاره میکردن که جمعیت زیاده و دلمون میخواد به همه برسه که در نوع خودش جالب بود. بعد خوردن شام به هتل مراجعه کردیم که از اونجا که این شب، شب عید فطر بود خیابون ها تا 5ساعت صبح مملو از جمعیت بود و مثل شب سال نوی ما ایرانی ها دست فروش ها و مغازه ها تا خود صبح مشغول فروش اجناس بودن و شب پرهیجانی رو سپری کردن.

روز سوم:

صبح امروز رو تصمیم گرفتیم که به گشت جزیره بریم. مثل هر شهر توریستی دیگه ای کانترهای اکثرا ایرانی بودن که این تورها رو به قیمتهای معمولا دور از ذهن و گرون برگزار میکردن. در این کانترها توی شهر برگه برنامه هاشون رو توزیع میکردن. من ضمن مکالمه با رسیپشن هتل ایستگاه ون هایی که به مقصد جواز و ساحل جزیره میرفتن رو سوال کردم که در فاصله 200 متری از هتل و قسمت جنوبی خیابان جمهوریت و میدون بش یول بود.

اما قبل از رفتن به جزیره برای صرف صبحانه به بیرون هتل رفتیم چند قدم اون طرف تر از هتل، هتل دیگری بود که صبونه ظاهرا خوبی ارائه میکرد و کارکنان اون، مردم رو برای صرف صبحانه به کافه هتل دعوت میکردن. خوب ما هم گفتیم امتحان کنیم.

در وان و در اکثر شهرای دیگه ترکیه فرهنگ کافه نشینی و کافه های بالکن و بیرون مغازه بسیار مرسومه. ماهم در مراجعه به هتل دلمون خواست که در بالکن اون مستقر شیم. بسیار زیبا با صندلیهای گل گلی و دلچسب.

گارسون اومد و همزمان با ارائه منوی سوالات مارو جواب داد و بهمون چند مورد رو پیشنهاد کرده یکیشون وان پینیری بود، اون یکی زیتون یونانی و دیگه قاورمه، ما بعلاوه ی اینها، خیار و گوجه و املت که اونها بهش میگن ملمن و همینطور قیماق رو سفارش دادیم.

املت با گوجه های آبپز درست شده بود و خیلی توجهمون رو جلب نکرد. وان پینیری هم شبیه پنیرهای موزارلای خیلی تازه بود که توشون سیاه دونه و زیره بود. اما قاورمه بی نظیر بود ترکیب نیمرو با دونر کباب! همینطور قیماق که ترکیب سرشیر(خامه ارگانیک) با عسل بود که روش بادوم زمینی پودر شده ریخته بودن که هر دو عالی بود. هزینه صبونه واسه ی هر دومون حدود 27 لیر شد.

بعد از صبحونه به سمت ایستگاه ون های جزیره رفتیم. حدود یک ربع بعد، ون اومد و ما و عده ای از مسافران که اکثرا ایرانی بودن به سمت ساحل حرکت کردیم. توی این مدت که منتظر بودیم تعداد زیادی از تاکسی ها میومدن و پیشنهاد میدادن که دربستی مارو به اونجا ببرن و همگی قیمت 50 لیر رو پیشنهاد میکردن.

هزینه هر نفر برای رسیدن به ساحل با ون که حدود 35 دقیقه تا مرکز شهر فاصله داره 7 لیر هستش. بعد از رسیدن به ساحل، با رستوران زیبای ساحلی مواجه میشید که راهروها و وسایل همگی چوبی هستن.


در ساحل 2 تا کشتی بود که یکی بعد از دیگری به مقصد جزیره آکدامار حرکت میکرد. هزینه کشتی برای هر نفر 15 لیر بود ما سوار کشتی شدیم و اوقات خیلی خوبی رو سپری کردیم هوا واقعا خوب و عالی و لذت بخش بود و صدای موزیک همگی رو به وجد آورده بود.
 

بهمون گفتن که 45 دقیقه برای بازدید جزیره و کلیسا وقت دارید. پس خیلی سریع توی جزیره به سمت کلیسا که مسیری شیبدار بود حرکت کردیم. مسیر زیبا بود و بین راه کافه هم وجود داشت به کلیسا که رسیدیم هیچ باجه ای واسه ی گرفتن بلیط نبود و همگی وارد میشدن.

کلیسایی که در عین کوچکی و سادگی معماری قشنگی داشت و داخل اون نقاشی های زیبایی از حضرت عیسی و حضرت مریم نقش گرفته بود بعلاوه یه چاه آرزو ها هم بود که مردم توش به بهونه گرفتن انرژی مثبت سکه میریختن

بعد از خروج از کلیسا تا پایان زمان برگشت کمی در جزیره گشت زدیم و عکاسی کردیم. موقع برگشت دوباره سوار بر کشتی و اینبار با صمیمیت بیشتری نسبت به همسفران با هم گپ زدیم و اوقات شادی رو در کنار همدیگه داشتیم.

بعد از رسیدن به جزیره در کنار رستوران ون هایی بودن که به سمت مرکز شهر میرفتن. سوار اونها شدیم و به خیابان جمهوریت رسیدیم. در خیابان کاظیم کارا بکیر رستورانی به اسم خلیل بود که تمام غذاهای ترکی رو سرو میکرد.

برای ناهار دیرهنگام به رستوران رفتیم و از منوی اون آدانا کباب و اسکندر کباب و آیران سفارش دادیم. رستوران خیلی خوب و بزرگی بود و کلی مشتری داشت. بعد از چند دقیقه یه ظرف سالاد و یه ظرف غذاهای کوچولوی ترکی به اسم "گیگ کوفته سی" برامون آوردن ما که هیچ کدوم از اونها رو سفارش نداده بودیم در مورد این موضوع سوال کردیم و ایشون گفتن به مناسبت عید "اکرام" بهتون میدیم. همون هدیه یا اشانتیون خودمون. روی سالاد هم به عنوان سس سماق و روغن زیتون ریخته بودن که جالب بود.

بعد از خوردن کوفته های عجیب گیگ که هیچ شباهتی به کوفته های ما نداره، در واقع یه غذای سرد هستش با کلی ادویه خوشمزه، غذای اصلی سرو شد که هر 2 بسیار دلچسب بودن. هزینه هر پرس ناهار حدود 25 لیر بود و بعنوان اکرام بعدی چای هم واسمون آوردن.
 

بعد از ناهار به هتل مراجعه کردیم و بعد از کمی استراحت مجددا به خیابانهای مرکزی اومدیم و کمی خرید کردیم.

روز چهارم:

صبح امروز صبحانه دلچسب در کافه هتل روز قبل رو مجددا تجربه کردیم و اینبار همون منوی قبلی اما بجای املت، سوسیس تخم مرغ رو تجربه کردیم که مزه متفاوت و خوبی نسبت به سوسیس در ایران داشت. هزینه صبونه برای 2 نفر حدود 27 لیر شد.

شهر وان با داشتن گربه های منحصر به فردی با چشمهای 2رنگ به رنگهای سبز و آبی معروف است. در حوالی هتل مغازه ای برای فروختن این گربه ها وجود داشت که خیلی ملوس و دوست داشتنی بودن.


بعد اون به بازار رفتیم و آخرین خریدهامون رو انجام دادیم. خرید لباسهای روزانه در این شهر خیلی مقرون به صرفه و دلچسب هستش و دلمون خیلی از موارد رو میخواست. بعد از کلی خرید به هتل برگتشیم و تصمیم گرفتیم بعد از ظهر امروز رو به ساحل دیگه ای بریم ساحلی که پر از کافه و استراحتگاه بود.

بعد از راهنمایی رسیپشن به سمت ایستگاه ون هایی که هر چند دقیقه یکبار به سمت ساحل "ادرمیت" میرفتن حرکت کردیم و حدود 200 متر تا هتل فاصله داشت و در انتهای یکی از کوچه های خیابان کاظیم کارا بکیر بود.

این ون ها مثل اتوبوس در ایستگاه های مشخصی می ایستاد و مسافران رو پیاده میکرد از یه جایی به بعد کلا دریاچه و ساحل بود و ما طبق توصیه های رسیپشن در ساحل ادرمیت پیاده شدیم.

کلی کافه و نمیکت با یک ساحل قلوه سنگی زیبا بود و بسیار آروم و تمیز و دلچسب. من و همسرم چندین ساعت رو در ساحل قدیم زدیم و حسابی ریلکس کردیم. در همونجا سرسره های آبی و امکان شنا کردن هم بود که آب کمی سرد بود و شنا کردن کمی سخت بود.
 

تا غروب آفتاب اونجا بودیم و بعدش به سمت مرکز شهر برگشتیم با همون ون ها و سر همون ایستگاهی که پیاده شدیم. هزینه هر نفر 2 لیر برای یه مسافت 40 دقیقه ای بود. مسیر دریا تا مرکز شهر خیلی از برندهای مطرح اتومبیل نمایندگی داشتن و تعداد زیادی فروشگاه مثل هایپراستار خودمون و همینطور هتلهای زیبای 5 ستاره در این منطقه دور از مرکز شهر بودن.

بعد از رسیدن به مرکز شهر تصمیم گرفتیم که یه شام دیگه ترکی رو امتحان کنیم. یه جور جوجه کباب که بر روی منقل خیلی بزرگی در حرارت مستقیم پخته میشد و با یه مقدار برنج شفته سرو میشد. طعمش فوق العاده بود و قیمتش 15 لیر بود.

در ادامه در همون نزدیکی، به یه کافه ی خیلی خوشگل و مجلل رفتیم و قهوه ترک خوردیم. هر فنجون قهوه 15 لیر بود. بعد گشتی در خیابونها زدیم و به هتل برگشتیم.

روز پنجم:

صبح امروز بعد از تحویل اتاق، صبحونه خوردیم و به سمت آژانس گردشگری که در خیابان کاظیم کارابکیر رفتیم که روز قبل برای مرز رازی ازش بلیط به قیمت هر نفر 20 لیر گرفته بودیم. بلافاصله سوار ون شدیم و به سمت مرز رازی رفتیم. مسیر برگشت به مرز زیبا و سرسبز بود.

در گمرک مطابق با جمعیت این بار زمان کمتری معطل شدیم و به مرز ایران برگشتیم . هزینه پارکینگ را برای هر شب 11000 تومان پرداخت کردیم و بدون برگشت به تبریز به سمت تهران اومدیم. همونطور که می دونید سفرهای زمینی مزایا و معایب خاص خودش رو داره. اما امتحان این سفر برای ما تجربه ی خوشایندی بود.

سفر به این شهر رو برای کسایی که علاقمند به خرید کردن در سفر، گشت های دریایی، خوردن غذا با بهترین طعم ها و هزینه پایین سفر خارجی هستن به شدت توصیه میکنم.

عضویت در خبرنامه