تورلاین

سفر نامه شهر : آنتالیا 

من از اصفهان براتون این سفرنامه را می نویسم. مدتی بود که تصمیم داشتم یه سفر خارجی برم. آخه این اولین سفر خارجی من بود. بعد از تحقیق فراوان و خواندن سفرنامه های این سایت بین دبی و آنتالیا تصمیم گرفتم به آنتالیا برم چون هم هتلهای آنجا سرویس ALL میدادند یعنی صبحانه، ناهار، شام و رایگان داشتند هم یه جورایی از آنتالیا بیشتر تعریف شده بود. چند روزی روی هتلهای آنتالیا با کمک این سایت تحقیق کردم و به سایتهاشون سر میزدم. دست آخر با توجه به قیمت و کیفیت هتلها تصمیم گرفتم هتل 5 ستاره Grandring را انتخاب کنم.

روز چهارشنبه 1/3/92 با تماس تلفنی با یکی از آژانس ها تو تهران تونستم بلیط رفت و برگشت به آنتالیا با هواپیمای زاگرس را از تاریخ 3/3/92 تا 10/3/92 به مدت 6 شب برای خودم و همسرم و دختر 4 ساله ام خریداری کنم و از آژانس خواستم بلیطها را برام بفرسته که از طریق اتوبوس برام فرستاد چون با اصل بلیط ها میتونستم به ازای هر نفر 300 دلار به قیمت 2500 تومان بگیرم(قیمت تو بازار آزاد 3500 تومان بود). صبح پنج شنبه دلارها را گرفتم و آماده سفر شدم.

بلیط ما ساعت 30 دقیقه بامداد جمعه بود و ما باید 3 ساعت قبل یعنی حدود 9 به فرودگاه امام می رسیدیم. ساعت 3 بعدازظهر از اصفهان با ماشین خودم راه افتادم و ساعت 8 به فرودگاه امام رسیدیم. ماشین را توی فرودگاه تو پارکینگ سرباز – پارکینگ سقف دار پر بود – پارک کردم و تو فرودگاه منتظر ماندیم. روی تابلو پرواز ساعت 30 دقیقه بامداد را نوشته بود اسپارتا. از اطلاعات فرودگاه پرسیدم گفتند همان آنتالیا است که بعد تو صف تحویل چمدانها از بقیه مسافرین متوجه شدم اسپارتا یکی از شهرهای آنتالیا است که حدود 3 ساعت با آنتالیا فاصله دارد و این موضوع را آژانس به ما نگفته بود .

البته بعد از سفر این مورد را به آژانس گفتم و انتقاد کردم که چرا این موضوع را به نگفته بودند – بالاخره هواپیما ساعت 1 بامداد روز جمعه 3/3/92 پرواز کرد و بعد از 3 ساعت پرواز یعنی ساعت 4 به وقت تهران تو فرودگاه کوچک اسپارتا به زمین نشست. بعد از تحویل گرفتن چمدانها بیرون از سالن لیدرهای ما با اتوبوسها منتظر بودند که طبق لیستی که داشتند و طبق هتلی که مسافرین میخواستند بروند هر کسی را به یک اتوبوس راهنمایی کردند. توی مسیر لیدر ابتدا گفت که ساعتهاتون را یک و نیم ساعت به عقب برگردانید و توضیحاتی در مورد این سفر به ما داد از جمله اینکه خیلی مواظب سلامتیتون باشید چون اینجا هزینه درمان بسیار بالاست ، توضیحاتی در مورد تورهاشون داد و ... . بعد از 3 ساعت هرنفر را درب هتل هاشون پیاده کردند

(هتل 5 ستاره گرند رینگ (Grand Ring) در فاصله 15 کیلومتری شهر آنتالیا در منطقه بلدیبی واقع شده است. هتل در سال 2006 و با تعداد 281 اتاق ساخته شده است. ساحل اختصاصی و فضای کوهستانی و سر سبز این هتل جلوه ای زیبا به آن بخشیده است. ))

لیدرمون گفت تو لابی منتظر باشید تا 2 بعدازظهر که اتاقها را تحویل بگیرید. البته تو این مدت میتوانستیم از امکانات هتل استفاده کنیم. بعد متوجه شدیم تو این هتل جمعا 6 خانواده ایرانی هستند و بقیه از روسیه ، کره و ... بودند.

کمی تو لابی استراحت کردیم و ساعت 7 به رستوران رفتیم و صبحانه مفصلی خوردیم. سپس لیدر در لابی در مورد تورهایی که داشتند توضیحاتی داد و از ما خواست تو این تورها ثبت نام کنیم. تور بازار ـ تور کشتی ـ تور آبهای خروشان ـ تور پارک آبی آنتالیا که من فقط تور بازار را به ازای هر نفر 10 دلار خریداری کردم. بقیه همسفریهامون تور کشتی را نیز ثبت نام کردند ولی من به دلیل اینکه همسرم تو کشتی حالش بد میشد ثبت نام نکردم.

تا ساعت 11 گشتی تو هتل زدیم و از تمامی مکانهاش دیدن کردیم. سپس اتاق خالی شد به کمک لیدرمون اتاقها را تحویل گرفتیم و ساعت 12:30 برای صرف ناهار به رستوران رفتیم. انواع سالادها ، انواع کبابها ، خورشتها و برنج ، انواع دسرهای خوشمزه و انواع آپ پرتغال موجود بود. ناهار مفصلی خوردیم.و سپس به اصرار دخترم رفتیم تو استخر هتل و شنا کردیم.

کنار استخر وسایل بازی برای کودکان و همچنین کلبه‌ای بود که در آنجا کودکان کاردستی می‌ساختند و بازی می کردند و سرگرم می‌شدند.

شبها تو آمفی تئاتر سرباز هتل حدود 2 ساعت برنامه های شادی برای کودکان و خانواده ها داشتند که اونشب برنامه شب ترکی بود که برنامه بسیار جالبی بود. این شب در اکثر جاهای هتل پرچم ترکیه را نصب کرده بودند .

روز دوم ساعت 2 بعدازظهر طبق قراری که لیدر گذاشته بود سوار مینی بوس شدیم و ما را به چند بازار تو شهر بردند و اینگونه توضیح دادند که تو ترکیه اولین صنعت کشاورزی ، دومین توریست و سومین صنعت چرم است.

روز سوم بازهم به شنا در استخر هتل و بعدازظهر گشتی زدیم اطراف هتل و بازارهای کوچکی که اونجا بود.

روز چهارم تور کشتی بود که من ثبت نام نکرده بودم ولی برای شنا البته در ساحل اختصاصی هتل در دریای تمیز و پاکیزه مدیترانه که دریای سفید هم بهش میگفتند رفتیم و تا ظهر شنا کردیم.

بعدازظهر آن روز تصمیم گرفتیم به داخل شهر برویم که با راهنمایی که از لیدر گرفته بودم جلوی درب هتل سوار مینی‌بوس که ترکها به آن دولموش می گفتند شدیم و به داخل شهر رفتیم. یک سری فروشگاههای زنجیره‌ای در ترکیه هست بنام میگروس که به بزرگترین شعبه آن در آنتالیا رفتیم و گشتی در فروشگاه زدیم. اجناس نسبت به پول ما خیلی گران بود مقداری خرید کردیم و به اصرار دخترم به شهربازی که روبروی فروشگاه بود رفتیم و تا عصر آنجا بودیم.

سپس سوار مینی بوس شده و به هتل برگشتیم. روز پنجم باز هم شنا در استخر و سالن بدنسازی و سونا و خلاصه استراحت در هتل. روز ششم با مینی بوس به منطقه کمر رفتیم و گشتی در بازارهای آنجا زدیم و هتل‌هایی که تو اینترنت فقط عکسشون را دیده بودم اینجا خودشون را می‌دیدم.

بالاخره روز هفتم ساعت 12 ظهر اتاق را تحویل داده و تا ساعت 9 شب تو هتل منتظر ماندیم تا لیدرمون برای رفتن به فرودگاه بیایید. البته تو این زمان با اینکه اتاق را تحویل داده بودیم باز می‌توانستیم از تمام امکانات هتل استفاده کنیم. پرواز ساعت 3:30 روز جمعه 10/3/92 بود.

ساعت 1 به فرودگاه رسیدیم و بعد از کنترل‌های مقدماتی ناگهان دیدیم دو هواپیما به فاصله ده دقیقه از همدیگر توی فرودگاه نشست که یکی هواپیمای آسمان بود که بعد از پیاده کردن مسافرهاش رفت و دومی هواپیمای زاگرس بود که بعد از پیاده کردن مسافرهاش ما سوار شدیم و به سمت ایران پرواز کرد. پرواز نسبتا خوبی بود ساعت 8 به وقت ایران به فرودگاه امام رسیدیم. سپس ماشین خودم را سوار شده و به اصفهان برگشتم.

عضویت در خبرنامه