تورلاین

سفر نامه شهر : کوش آداسی 


پرواز ما ماهان و ساعت 6 صبح پنج شنبه بود ، شب فرصتی برای خواب نبود و ما ساعت 2 بامداد به سمت فرودگاه حرکت کردیم . پس از رسیدن به فرودگاه و باز شدن گیت و طی مراحل مختلف به قسمت دریافت دلار از شعبه بانک مراجعه کرده و ارز مان را دریافت کردیم و در نهایت به سمت فرودگاه ازمیر پرواز کردیم .

پرواز همانطور که از هواپیمایی ماهان و هواپیمای ایرباس انتظار میرفت خوب بود و ما به موقع و پس از حدود 3 ساعت و20 دقیقه به فرودگاه ازمیر رسیدیم . فرودگاه ازمیر مثل فرودگاه های دیگر خارج از شهر و فرودگاه کوچکی بود . بعد از عبور از گیت و مراحل قانونی ، لیدرهای Sea Travel که بلوز آبی و شلوار سفید به تن داشتند به استقبال ما آمدند و بعد از گروه بندی هتل ها ، هرگروه با اتوبوس راهی هتل های مربوطه شدیم . فاصله کوش آداسی از فرودگاه ازمیر تقریبآ 90 کیلومتر است که حدود یک ساعت طول کشید تا به شهر کوش آداسی برسیم ، در طول راه لیدر گروه ما با خوشرویی تمام در مورد کشور ترکیه ، شهر کوش آداسی ، واحد پول ، اختلاف ساعت ترکیه با ایران ، گشت های پیشنهادی کوش آداسی و دیگر نکات مهم مورد نیازمان صحبت کرد و توانستیم اطلاعات خوبی از ایشان بگیریم.

کوش‌آداسی به معنای "جزیره پرنده" در ۷۱ کیلومتری شهرستان مرکزی استان آیدین و در نوار ساحلی منطقه اژه واقع شده‌است . پس از رسیدن به ورودی شهر کوش آداسی ، که چشم انداز بسیار زیبایی دارد ، به سمت هتل ها رهسپار شدیم .

.اولین هتل ، هتل ما بود که در مرکز شهر بود ، چون شهر در امتداد ساحل کشیده شده ، هتل ها مخصوصآ هتل های 5 ستاره از مرکز شهر دور هستند ، ولی هتل ما در مرکز شهر قرار داشت و تقریبا 700 متر با ساحل فاصله داشت . لیدر ، ما را به هتل رساند و رفت و ما 2 ساعت در لابی هتل منتظر ماندیم تا اطاقمان را تحویل دهند.

هتل سنتور که انتخاب کردیم ، یک هتل کوچک و 3 ستاره است که از نظر رفت و آمد موقعیت خوبی دارد و تقریبا با ایستگاه مرکزی دلموش ها(همان وسیله نقلیه خودمان ، ون) کمتر از 100 متر فاصله دارد ولی از امکانات مناسبی برخوردار نیست ، به طور مثال اینترنتی که فقط در لابی هتل در دسترس بود ، فقط در نقاط محدودی قابل اتصال بود و مدام قطع میشد و خیلی بد بود ، اتاق ما رو به خیابان بود ، یک یخچال کوچک و یک تلوزیون 14 اینچ با کیفیت پایین که 3 ، 4 تا کانال را بیشتر نشان نمی داد وجود داشت. تنوع صبحانه و شام هم خیلی کم بود ولی خوشمزه و قابل خوردن بود و در کل هتل های ترکیه به نسبت کشور هایی مثل مالزی ، تایلند و ... از نظر کیفی در سطح پائینی قرار دارند و نباید انتظار زیادی از هتل ها داشت.

به علت اینکه ما دوست داریم در کنار مردم باشیم و از نزدیک با شیوه زندگی آنها آشنا بشویم ، معمولا هتل های مرکز شهر را انتخاب می کنیم و چون بیشتر زمانمان را خارج از هتل می گذرانیم به دنبال هتل های ستاره بالا ، نیستیم .

لابی هتل کوچک ولی تمیز بود و با پنکه سقفی خنک می شد ، در این 2 ساعت به سختی ، کمی با اینترنت کار کردیم ، بعد از غذا خوردن تا عصر خوابیدیم . عصر به طرف ساحل رفتیم ، و در مسیرمان از بین بازار رد شدیم

تا غروب هم ساحل بودیم و ساعت 19 باید برای صرف شام به هتل برمی گشتیم ، شام معمولا تشکیل میشد از : بلغور با مرغ یا گوشت به همراه سالاد ، سبزی ، بادمجان ، ماست ، کدو ، فلفل قرمز ، پاستا ، میوه و ... البته بدون نوشیدنی و حتی آب هم سرو نمی شد ، نکته جالب هم این بود که گوشت و مرغ را خود آشپز به میزان مشخصی سرو می کرد و شما حق انخاب غذای اصلی را نداشتید ! ما شام خوردیم و به طرف ساحل در جهت دیگری راه افتادیم و هنگام برگشتن تعداد زیادی کامیون حمل میوه را دیدیم که داخل خیابان هتل ما بودند ، آخر شب هم به هتل رفتیم و بیهوش شدیم ! صبح با سر و صدایی که از خیابان به گوش می رسید از خواب بیدار شدیم ، آفتاب هم مستقیم داخل اتاق ما می افتاد ، پس از برخاستن متوجه شدیم که کل خیابان را از دو طرف بسته اند و چادرهای بزرگی برپا کرده بودند

سپس دوش گرفتیم و ساعت 8 رفتیم که صبحانه بخوریم ، جالب اینکه هتل بی دروپیکری بود و نه از چک کردن بن صبحانه خبری بود ، نه بستن دستبند مخصوص هتل و نه حتی شماره اتاق را می پرسیدند ، هر کسی می آمد و می رفت رستوران هتل ، صبحانه هم تنوع چندانی نداشت . بعد از خوردن صبحانه ، رفتیم جمعه بازار که البته هتل ما در مرکز "جمعه بازار" واقع شده بود . در "جمعه بازار" این شهر که بازار میوه و سبزیجات است ، میوه های رسیده ، تمیز و خوشمزه که خیلی مرتب و براق چیده شده بودند نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کرد.

ما مقداری انگور ، هلو و انجیر خریدیم که خیلی خوشمزه بود و قیمت آن ها نسبت به ایران در بعضی مورد ها کمتر و در برخی دیگر هم قیمت ایران بود.

تا ظهر در جمعه بازار گشتیم و برای صرف نهار به هتل باز گشتیم و ساعت 1:30 برای تور گشت شهری آماده شده بودیم و منتظر بودیم که دنبال ما بیایند ، که بعد از مدتی یک نفر دنبال ما آمد و چون کل بلوار به خاطر "جمعه بازار" بسته بود ، تا بالای بلوار پیاده رفتیم تا به اتوبوس برسیم ، وارد اتوبوس که شدیم اولین گروه بودیم که سوار اتوبوس می شدیم و حدود یک ساعت طول کشید تاسایر دوستان سوار اتوبوس بشوند .

اولین جائی که ما را بردند صرافی بود برای تبدیل کردن دلار یا یورو به لیر که ما شب قبل که به ساحل رفتیم به اندازه نیازمان لیر گرفته بودیم ، سپس به تپه ای که مشرف به کل شهر بود رفتیم ، اسکله ، کشتی های کروز و نمای کلی شهر دیده می شد و چشم انداز بسیار زیبایی داشت .

اروپایی ها از کشور های خود با کشتی های کروز به این شهر می آیند و شهر پر از توریست اروپایی می شود ، معمولا این کشتی ها روز می آیند و شب بر می گردند.بعد از گرفتن چند عکس ما را به فروشگاهی بردند که بیشتر کفش و لباس بود و بعد از آن به فروشگاهی که بیشتر شبیه باسلوق فروشی بود رفتیم . محل بعدی در مسیر شهر باستانی افسوس (Ephesus) ، شهر سلجوق بود که حدود 20 دقیقه از کوش آداسی فاصله داشت و می گفتند پایتخت اصلی سلجوقیان بوده و در آنجا یک مسجد قدیمی را دیدیم که محل زیبایی بود .

در راه بازگشت هم ما را به مرکز چرم بردند که محصولات چرمی شیک و گرانی با طرح ها و مدل های زیبا عرضه می شد . به نظر من اگر کسی به دنبال خرید از این فروشگاه ها نیست ، بهتر است به جای اتلاف وقت در این فروشگاه ها و گشت شهری ، در نقاط مورد علاقه خود ، وقت بگذرانند. صبح روز شنبه با دلموش به سمت افسوس حرکت کردیم و حدود 20 دقیقه طول کشید تا به ابتدای خروجی افسوس برسیم .

در طول راه با یک زوج استرالیایی و 4 دانشجو کره ای هم راه شدیم ، وقتی به ایستگاه رسیدیم یک تاکسی منتظر مسافر بود و پس از توضیح در رابطه با مسیر ، کرایه هر نفر را 20 دلار اعلام کرد ، همگی به راننده تاکسی خندیدیم و ترجیح دادیم که پیاده به سمت مقصد حرکت کنیم ، هوا کمی گرم بود ، ولی مشکلی نبود و پس از حدود ده دقیقه ، به ورودی شهر تاریخی افسوس رسیدیم .

در راه بازگشت هم ما را به مرکز چرم بردند که محصولات چرمی شیک و گرانی با طرح ها و مدل های زیبا عرضه می شد . به نظر من اگر کسی به دنبال خرید از این فروشگاه ها نیست ، بهتر است به جای اتلاف وقت در این فروشگاه ها و گشت شهری ، در نقاط مورد علاقه خود ، وقت بگذرانند. صبح روز شنبه با دلموش به سمت افسوس حرکت کردیم و حدود 20 دقیقه طول کشید تا به ابتدای خروجی افسوس برسیم .

در طول راه با یک ذوج استرالیایی و 4 دانشجو کره ای هم راه شدیم ، وقتی به ایستگاه رسیدیم یک تاکسی منتظر مسافر بود و پس از توضیح در رابطه با مسیر ، کرایه هر نفر را 20 دلار اعلام کرد ، همگی به راننده تاکسی خندیدیم و ترجیح دادیم که پیاده به سمت مقصد حرکت کنیم ، هوا کمی گرم بود ، ولی مشکلی نبود و پس از حدود ده دقیقه ، به ورودی شهر تاریخی افسوس رسیدیم .

بعد از گرفتن چند عکس به قسمت های دیگر رفتیم که خیلی جالب و دیدنی بود ، مسیر پر از سر ستون ، تندیس و بقایای بناهای به جا مانده از دوران باستان بود ، یک موزه هم داشت که پر از ظروف و وسایل قدیمی مربوط به آن دوران و کل مسیر پر از توریست بود .

افرادی که با تور آمده بودند در انتهای مسیر سوار اتوبوس های تور های مربوطه که برای راحتی توریست ها پس از پیاده کردن آنها درابتدای مسیر ، به انتهای مسیر آمده بودند می شدند ، ولی ما باید همین مسیری که رفتیم را ، دوباره برمی گشتیم ، بازدید ما حدود 3 ساعت طول کشید و در برگشت هم مانند صبح ، پیاده تا لب جاده و سپس با دلموش تا هتلمان با همان کرایه 5/2 لیر ، برگشتیم. پس از خوردن نهار و کمی استراحت قسمت های دیگری از ساحل را گشتیم و کمی از مغازه ها خرید کردیم .

عصر همان روز ،تصمیم گرفتیم به ساحل Ladies Beach برویم ،از روی نقشه مسیر زیادی نبود ، بنابراین پیاده حرکت کردیم ، ولی به زودی متوجه شدیم ، برای رسیدن به مقصدمان باید از یک تپه عبور کنیم و چون مسیر سربالایی بود و با وسایلی که همراه داشتیم ، مسیر به آن راحتی که فکر می کردیم نبود و در نهایت به ساحل Ladies Beach رسیدیم .در ساحل Ladies Beach یک مغازه توریستی بود که برای روز بعد بلیط تور پاموکاله که یکی از جاذبه های توریستی ترکیه به حساب می آید را تهیه کردیم ، نکته تاسف بار این است که معمولا ایرانیها به همچین مکان هایی علاقه نشان نمیدهند و به همین دلیل تور های ایرانی به این محل ها ، معمولا انجام نمی شود .

روز یک شنبه صبح زود ساعت 7 یک ماشین دنبال ما آمد تا با یک اتوبوس پر از توریست با ملیت های مختلف و یک لیدر انگلیسی زبان به سمت پاموکاله حرکت کردیم ، تنها ایرانیهای اتوبوس ، ما بودیم ! لیدر در طول مسیر به زبان انگلیسی توضیح می داد . پس از حدود 3 ساعت به هتلی 5 ستاره که خود هتل ، استخر و حوضچه های آب گرم معدنی روباز و هم مسقف که رسوبات قهوه ای رنگ داشت ، رسیدیم و افراد می توانستند در استخر ها شنا کنند و یا با گل های کف حوضچه ها ، خود را گل مالی کنند.

پس از صرف نهار در این هتل به سمت پاموکاله حرکت کردیم و پس از حدود نیم ساعت به محل پاموکاله رسیدیم (پاموکاله به معنی ابر پنبه ای است ) از دور لکه ای به رنگ سفید دیده می شد ولی پس از نزدیک شدن متوجه شدیم حدود 1 کیلومتر طول دارد و از حوضچه هایی که از رسوب رسوبات سفید رنگ تشکیل شده به وجود آمده است و بازدید کننده ها در مسیری طولانی از داخل این حوضچه ها عبور می کردند . البته کمتر کسی می داند که مشابه این منطقه ولی در ابعاد خیلی کوچکتر در کشور خودمان در منطقه ای بین سمنان و ساری به نام چشمه باداب سورت به رنگ قهوه ای وجود دارد که به خاطر بی توجهی در حال نابودی می باشد.

ما فکر کردیم که باید همین راه سربالایی طولانی را برویم ولی خدا را شکر اتوبوس ما توقف نکرد و از یک مسیر دیگر به بالای کوه رفت و ما نزدیک درب ورودی بالایی پیاده شدیم و لیدر بلیط هایی که هزینه آن در قیمت تور محاسبه شده بود را به ما داد و ما وارد محوطه بزرگ مجموعه ، شدیم .

مجموعه از دو قسمت طبیعی و تاریخی تشکیل شده بود و ما ترجیح دادیم از قسمت طبیعی که همان حوضچه های سفید رنگ معدنی معروف بود بازدید کنیم ، املاح رسوبی موجود در آب این چشمه به رنگ سفید است و در شیب تپه ، حوضچه های بزرگ و کوچکی را تشکیل داده که در عکس ها ، شبیه حوضچه های یخی در قطب به نظر میرسد و بسیار زیباست ،

ورود افراد با کفش و یا دمپایی به داخل حوضچه ها به منظور جلوگیری از فرسایش و تخریب حوضچه ها ممنوع بود و بازدید کننده ها با پای برهنه در همین حوضچه ها راه می رفتند و یا شنا می کردند ( متاسفانه در باداب سورت ایران ، هیچگونه نظارتی وجود ندارد و افراد با کفش روی لبه حوضچه ها قدم میزنند و حتی عده ای با اتوموبیل تا کنار حوضچه ها می آیند که باعث تخریب این مجموعه کم نظیر می شوند ! )

به علت سفید رنگ بودن حوضچه ها و تابش مستقیم و شدید آفتاب جهت بازدید از این مجموعه ، حتمأ عینک آفتابی ، کلاه لبه دار و همچنین کرم زد آفتاب به همراه داشته باشید . پس از بازدید از مجموعه به سمت هتل بازگشتیم و ساعت 8 شب به هتل رسیدیم .

صبح روز بعد به سوکه رفتیم که یک Out let هست و مغازه های زیاد و بعضی از مارک های معروف در آن جا موجود است ، قیمت ها مناسب بود و ما پس از خوردن نهار در KFC تا عصر در این مرکز ماندیم و این روز تنها روزی بود که برای خرید برنامه ریزی کرده بودیم ، از هتل سنتور با 2 خط دلموش و پرداخت نفری 5 لیر می توان به سوکه رفت ، طی این مسیر حدود 40 دقیقه به طول می انجامد . پس از کمی استراحت در هتل برای دیدن قلعه کبوتر ، پیاده به سمت ساحل رفتیم. قلعه کبوتر، در دوره عثمانی ساخته شده‌است ، پس از عبور از پلی که به قلعه جزیره کبوتر منتهی می شد متوجه شدیم ، متاسفانه به علت بازسازی ، قلعه بسته بود و فقط توانستیم تعدادی عکس از نمای بیرونی آن بگیریم .

سه شنبه صبح ، بعد از صبحانه آمدند دنبال ما تا به تور کشتی در دریای اژه برویم ،بلیط این تور را هم از همان جا که تور پاموکاله را گرفته بودیم تهیه کرده بودیم ، ما با گروه های دیگر از کشورهای مختلف در کشتی بودیم و قرار بود که تا عصر در دریای اژه بگردیم .کشتی ما کوچک بود و حدود 50 تا 60 نفر بیشتر گنجایش نداشت ، در طبقه اول تعدادی نیمکت قرار داشت که در ابتدا همگی روی نیمکتها نشسته بودند و بالای سر هر نیمکت تعدادی جلیقه نجات وجود داشت

پس از حرکت ، اروپایی های آفتاب ندیده ! برای آفتاب گرفتن به طبقه بالا رفتن ولی ما که از آفتاب گریزانیم همانجا ماندیم و مشغول تماشا و عکاسی از اطراف شدیم ، آب دریای اژه خیلی زلال و شفاف و شور است چنانکه از بالای کشتی کف دریا را می توان دید !

حدود نیم ساعت پس از حرکت به ساحلی رسیدیم که کشتی در نزدیکی آن پهلو گرفت و افراد برای پیاده روی روی شنهای ساحل و یا آبتنی پیاده شدند ، آب برای ما خیلی سرد بود و ما خیلی سریع از آب بیرون آمدیم ولی عده ای به وجد آمده و از طبقه دوم کشتی شیرجه می زدند!

عده ای هم با عینک و کفش قواصی مشغول شنا شدند ، پس از حدود یک ساعت از آن ساحل به سمت محل دیگری حرکت کردیم و در آنجا جهت صرف نهار ، کشتی متوقف شد ، نهار خوشمزه بود و از ناگت ماهی ، سیب زمینی ، ماکارونی ، بلغور ، سالاد و نوشابه تشکیل می شد و داخل کشتی سرو شد. پس از صرف غذا ، برای شنا در دریا به محل دیگری رفتیم ، بخاطر سردی آب خیلی زود به کشتی برگشتیم ، نکته جالب برای افرادی که در این آبها شنا نکرده اند این است که بخاطر چگالی بیشتر آب این دریا نسبت به دریای خزر خودمان با صرف انرژی کمتری می توان روی آب ماند ولی باید مواظب بود تا آب دریا وارد چشمانتان نشود ، در غیر این صورت به علت شوری زیاد آب دریا ، چشمانتان خواهد سوخت . حدود ساعت 4 گشت دریایی ما به اتمام رسید و به اسکله بازگشتیم.

بعد از پیاده شدن از کشتی تصمیم گرفتیم دوباره به ساحل لیدی ز بیچ برویم ، ساحل شنی زیبا ، بزرگ و شلوغی با هتل ها و مغازه های زیاد بود و به خاطر عمق کم ، آب سرد نبود و مردم همه در آب بودند.

تا بعد از غروب آفتاب در ساحل استراحت کردیم و سپس با دلموش به هتل برگشتیم . صبح روز آخر تورمان به چهارشنبه بازار رفتیم که مانند بازار قبل در کنار هتلمان در مرکز شهر برپا بود و در این بازار لباس و صنایع دستی به فروش می رسید ، تا ظهر گشتیم و بعد از نهار لیدر برای تور نیمروز ازمیر به دنبال ما آمد ، البته قرار بود صبح برویم و نهار در ازمیر باشیم ولی برنامه به تاخیر افتاد و بعد ار نهار حرکت کردیم . قبل از ورودی شهر ازمیر ، مجسمه بسیار بزرگی از آتاتورک که در کوه ساخته بود، دیده می شد که ابعاد آن جلب توجه می کرد .

ازمیر شهر بزرگی بود و در یک میدان توقف کردیم

و پس از گرفتن چند عکس ما را به یک مرکز خرید بردند که در آنجا انواع مارک ها بود وفروشگاه IKEA بزرگی داشت . متاسفانه زمان ما کوتاه بود و نمی توانستیم شهر ازمیر را بگردیم و پس از خوردن عصرانه در KFC که جزو تورمان بود به کوش آداسی برگشتیم ، گروهی که با پرواز ایران ایر آمده بودند از همانجا به فرودگاه رفتند، در مسیر برگشت خیلی به ما خوش گذشت و همراهان خیلی شادی داشتیم .

پس از مراجعت به هتل چمدانمان را بستیم و خوابیدیم . ساعت 5 صبح لیدر جهت مراجعت به فرودگاه به دنبال ما آمد و پس از گذشتن از مراحل پرواز ،به ایران عزیز بازگشتیم و سفر ما به پایان رسید. سفر خوبی بود و هوا عالی ،خیلی خوش گذشت ، فقط جای فرزندانمان خالی بود ، تصمیم گرفتیم که در سفر بعدی آنها را هم با خود ببریم.

• کیفیت و تنوع غذا : 4

• تمیزی و زیبایی هتل و اتاق ها : 7

• عملکرد کارکنان : 6

• تفریحات و امکانات هتل : 5

• منطقه و دسترسی : 9

• ارزش قیمت به نسبت خدمات : 7

عضویت در خبرنامه