تورلاین

سفر نامه شهر : استانبول 


من و همسرم تور کامل نگرفتیم، بلکه بلیط رفت و برگشت خریدیم و هتل رو هم خودمون آنلاین رزور کردیم.

با جستجوهایی که کردیم فهمیدیم تو خرداد 94 هواپیمایی کورندون که اصلش ترکیه ای هست، از تهران به استانبول پرواز داره، اینکه چرا این پرواز رو انتخاب کردیم ساعتهای حرکتی خوبش بود، ساعت رفت از تهران 5 صبح و حدود 7 صبح به وقت استانبول میرسه اونجا، ساعت برگشت هم 11 شب به وقت استانبول


اما هتل ...

تصمیم گرفتیم با استفاده از ویزا کارت یکی از دوستان از طریق سایتهای رزرو هتل به صورت آنلاین هتلمون رو انتخاب و رزور کنیم، پس شروع کردیم به خوندن نظرات مردم در مورد هتل های استانبول در سایتهای مختلف مانند booking و agoda و hotels و tripadvisor، برای ما علاوه بر قیمت مناسب، نزدیک بودن به تکسیم (Taksim) و استکبال (Istikbal) هم مهم بود.

از اون مهمتر چون شنیده بودیم هتل های استانبول بعضا تمیز و مرتب نیستند، خیلی خیلی خیلی زیاد برامون اهمیت داشت که هتلمون بسیار تمیز باشه (من یه خورده وسواسی هستم!)

خلاصه بعد از سه چهار روز گشت و گذار در سایتهای مختلف با دیدن تصاویر و خواندن نقدهای مردم، هتلمون رو انتخاب کردیم، اسم هتل New House در نزدیکی میدان تکسیم بود و عکس ها و نظرات مردم نشون میداد مرتب و تمیزه، جالب آنکه از ویزا کارت پول برداشت نشد و فقط رزرو صورت گرفت و قرار شد وقتی رسیدیم اونجا به صورت نقد پرداخت کنیم.

طول سفر ما به استانبول 7 روز بود، آخه 7 روز واسه استانبول زیاده یا کمه؟ این یه بحث اساسی بین من و همسرم بود، همسرم میگفت چون اکثر تورها 3 تا 4 شبه هستند پس همون 4 شب کافیه ولی من برنامه ای نوشته بودم که واسه اجراش 10روز هم کم بود خلاصه وسطش رو گرفتیم و رو 7 روز بستیم. این رو هم بگم کلا اینکه تور نگرفتیم و خودمون بلیط و هتل رو رورز کردیم تجربه جالب و جدیدی بود و از چند هفته قبل ما رو تو حال و هوای سفر برده بود.


حرکت به سمت فرودگاه

ساعت 2 نصفه شب باید میرفتیم فرودگاه (البته 3 هم میرفتیم اوکی بود، ولی از اونجاییکه ما با ماشین خودمون رفتیم فرودگاه و معمولا پارکینگ فرودگاه امام معطلی داره یه خورده زودتر رفتیم)، دلیل اینکه با ماشین خودمون رفتیم این بود که آژانس از خونه ما به فرودگاه امام رو 40000 تومان میگرفت و طبیعتا برگشت هم باید 40000 تومان میدادیم در صورتیکه هزینه پارکینگ فرودگاه برای یک هفته 42000 تومان میشد.

خلاصه با ماشین رفتیم فرودگاه و طبق پیش بینی، حسابی در پارکینگ (پارک در محلی بسیار دور از ترمینال و جرکت با اتوبوس به سمت ترمینال) معطل شدیم.

حواله ارز مسافرتی رو که قبلا از بانک سامان گرفته بودیم رو بردیم بانک سامان تو طبقه زیرین و 600 دلار تحویل گرفتیم.

سوار هواپیمایی کورندون شدیم، هواپیمایی کورندون معمولی بود و از همون اول که سوار شدیم حال و هوای خارج رو داشت و حدود ساعت 5:30 صبح حرکت کردیم

ورود به استانبول

هواپیما تو فرودگاه سابیها فرود اومد که فرودگاه دومه شهر استانبوله (فرودگاه اصلی آتاتورکه)، از هواپیما که پیاده شدیم تو فرودگاه کوچک و خلوت سابیها 100 دلار چنج کردیم و دوری تو فروشگاه free shop فرودگاه زدیم، البته هیچی نخریدیم! بعد از حدود 20 دقیقه چمدونها اومد و پس از تحویل بار از ترمینال خارج شدیم.

طبیعتا چون تور نداشتیم کسی هم نیومده بود دنبالمون ! از قبل سرچ کرده بودیم که اتوبوس هایی به نام هاواتاش (Havatash) در فرودگاه هست که به سمت میادین اصلی شهر سرویس داره، ما هم سوار اتوبوس تکسیم (هتلمون چسبیده به تکسیم بود) شدیم. خیلی خوب بود، خود راننده چمدونها رو تحویل میگرفت و تو قسمت بار قرار میداد، کرایش هم نفری 14 لیر بود، اگر میخواستیم با تاکسی بریم حدود 120 لیر میشد.

نقشه آفلاین استانبول رو قبلا تو گوشی ریخته بودیم، در طول حرکت اتوبوس از روی نقشه مرور میکردیم کجا هستیم و چه ساختمانهایی دور برمون هست مثلا قلعه روملی (Rumeli Castle) و پل بغاز (Bogaz Bridge) رو پیدا کردیم از منطقه آسیایی وارد بخش اروپایی شدیم، بعد از حدود یک ساعت و نیم رسیدیم تکسیم، از اتوبوس پیاده شدیم و قدم زنان و از روی نقشه به سمت هتل حرکت کردیم، کف خیابون سنگ فرش بود و حرکت چمدون روش یه خورده سخت بود، وارد کوچه پس کوچه ها که شدیم راه بازم سخت تر شد، چون اکثر کوچه ها پله داشتند، بعد از حدود 20 دقیقه پیاده روی با چمدان رسیدیم هتل

(پس از رسیدن به هتل فهمیدیم که از راه بدی اومده بودیم لابی من هتل راه خوب از تکسیم به هتل رو نشونمون داد، تازه گفت اگه از قبل میگفتید میومدیم تکسیم دنبالتون!)


ورود به هتل

ساعت 9 صبح وارد هتل شدیم و چون طبق رزرو از ساعت 2 بعد از ظهر اتاق در اختیار ما بود، چمدونها رو تحویل دادیم و رفتیم یه دوری بزنیم. (البته مسئول هتل گفت تا 12 اتاق اماده خواهد شد).


از اینجا سفر ما شروع شد!

اول از همه فکر کردیم یه شرح و نمای کلی از سفر هفت روزمون ارائه بدیم که خواننده سفرنامه بتونه یه تصویره هفت روزه سریع از استانبول داشته باشه و بتونه ایده ای برای برنامه ریزی روزانه در سفر استانبول داشته باشه.

احتمال داره جدول بالا یه خورده براتون نا مفهوم باشه، چون توضیح کاملی از اسم مکانهایی که توش اومده ندادیم! ولی در طول سفرنامه میتونید خواننده شرح کامل به همراه تمام جزئیات و تصاویر تکمیلی از مکانهایی که تو جدول بهش اشاره شده باشید.

حتی جاهای که وقت نشد بریم و یا خیلی مختصر هم رفتیم یه توضیحاتی در بارش دادیم.

میدان تکسیم

میدون تکسیم اصولا میدون نیست، یه فضای بزرگ مستطیل (یا شاید هم مربع) شکله که ماشین اصلا ازش رفت و آمد نداره و حرکت ماشین و اتوبوس به صورت زیرگذر انجام میشه،گوشه این فضای بزرگ مستطیل شکل هم یه تندیسی از سربازان گمنام وجود داره که این تندیس سمبل میدان تکسیم هم هست

به لطف نزدیکی هتلمون به تکسیم هر روز صبحمون رو با دیدن تکسیم آغاز میکردیم، تکسیم از لحاظ ترافیکی هم جای استراتژیکی بود و دسترسی به مترو و اتوبوس و تاکسی برای شاهراه های اصلی استانبول رو داشت. حتی بعضی از مراکز تفریحی از تکسیم سرویس رایگان داشتند مثل پارک آبی

روز آخر که ما داشتیم برمیگشتیم نزدیک ماه رمضون بود و شهرداری استانبول کلی میز برای سرو افطاری چیده بود ، یه سن بزرگ هم درست کرده بود که احتمالا آقای احمد زاده قرار بود جشن رمضان رو اجرا کنه !!!

خیابون استکبال (استقلال) Istikbal

این خیابون به نظر من یه خیابون نه چندان باریکه ولی به نظر همسرم یه خیابونه نسبتا باریک و تقریبا هم عرضه خیابون لاله زاره خودمونه (البته شاید دلیل این اختلاف نظر اینه که عرض این خیابون از بالا تا پایین یکسان نیست!)

ولی هر دوتامون هم نظریم که خیابون درازیه، از میدون تکسیم شروع میشه و سرپایینی میره تا برج گالاتا و پل گالاتا (Galata) . ولی اصل اصلش همون 500 تا 600 متره ابتداییشه. اولین بار ساعت 9 صبح رفتیم استکبال، تقریبا بیشتر مغازه ها بسته بودند و فقط چندتایی بقالی و کافه که صبحانه داشتن باز بودن، ما حسابی گشنه بودیم و تو یه کافه باحال اولین صبحانه رو در استانبول زدیم.

صبحانه که میخوردیم ماشینها از جلومون رد میشدن و خبری از شلوغی آدمها نبود، با خودم گفتم استکبال استکبال که میگن اینه، شنیده بودم هیچ ماشینی از خیابون استکبال رد نمیشه و فقط و فقط آدم توشه ولی اون روز صبح رفت و آمد ماشینها جریان داشت و یه خورده جا خوردم!

تو همین حال بودم که همسرم گفت استکبال شباش قشنگه ! همون شب که رفتیم استکبال با تصویره کاملا متفاوتی روبرو شدیم.

بسیار شیک و ترتمیزه، دوطرفش پر از مغازست، قدم میزنی سمت چپت یه مغازه بزرگ نایک رو میبینی، یه قدم جلوتر برند مانگو میخوره تو چشت، سرت رو میچرخونی زارا، و کنارش ادیداس و اچ اند ام و صد تا برند آشنای دیگه توجهت رو جلب میکنه

برند های ترکیه ای مثل کوتون، ال سی وای کی کی ، دی فکتو هم مغازه های بزرگی اونجا دارند از همه مهمتر قیمتهاس که عجیب غریب مناسبه و با خیال راحت میتونی وارد برندهایی بشی که تو ایران جرات نمیکردی بری طرفشون،

به راحتی شلوار جین 30 لیری و تیشرت 10 لیری با کیفیت قابل قبول پیدا میشد.

ما دو کتونی نایک هم خریدیم که باهم شد 500 لیر، بعد تو ایران قیمت کردیم میشد 800 لیر !

کف خیابون سنگ فرشه و برای پیاده روی خیلی خوبه، بالاسرت که پر از چراغونی و تزئیناته بسیار شیکی به مناسبت فستیوال بزرگه حراجه استانبوله، نورپردازی بسیار زیبایی هم رو نمای اکثر ساختمونها وجود داره
پر از آدم و شادی و انرژی، هر چند قدم یکی داره ساز میزنه و میخونه ایرانی عربی ترکی هندی و ...
کوچه های فرعی استکبال هم مملو از کافه و رستورانه، راحت میتونی بشینی و استراحت کنی تا پاهات برای ادامه مسیر سرحال بشن، چندتاییشون هم قلیون میدادن.

ما شبا هر جا که میرفتیم بازم به لطف محل هتلمون، آخرش میومدیم استکبال و یه دوری میزدیم.

یه بار نهایتا تا 2 نصفه شب تو استکبال بودیم که حتی اون موقع بازم شلوغ بود، ساعت 2 نصفه شب که داشتیم سمت هتل میرفتیم مغازه های کوتون و ال سی وای کی کی هنوز باز بودند ، کافه ها و رستوران ها هم که پر از مشتری بودند داشتند حسابی کاسبی میکردند.

تو یکی از شبایی که حسابی تو استکبال خرید کرده بودیم و بعدش رفته بودیم تو یه کافه، همسرم این چند بیت رو سرود
خیابون استکبال رو که تا پایین میری برج گالاتا و بعدش هم پل گالاتا رو میبینی،ما همون روز اول که در حال واکاوی خیابون استکبال بودیم به برج گالاتا رسیدیم، این برج یه ساختمونه استوانه ای شکل با ارتفاع حدود یه ساختمونه هفت هشت طبقه میباشد، شنیده بودیم بهتره غروب یا طلوع آفتاب رو از برج گالاتا ببینی که خیلی زیباست، اون موقع که ما اونجا بودیم حدود ساعت 11 ظهر بود که تصمیم گرفتیم یه روز دیگه غروب بیام بازدید برج، که متاسفانه تا آخر سفر نشد و بازدید این برج رو از دست دادیم.

بعد از برج گالاتا پل گالاتا قرار داره که روی پل میتونی ماهیگیرها رو ببینی که مشغول صید با قلاب هستند، زیر پل هم رستورانها ماهی کبابی سرو میکنند که جاتون خالی خیلی هم خوشمزست، حتما امتحان کنید. از روی پل هم نمای بسیار زیبایی از بخش قدیمی و مساجد استانبول دیده میشه

مسجد امین اونو پایین پل گالاتا قرار داره، جلوش مثل میدون تکسیم پاتوق کبوترهاست، مسجد کوچک و خلوتی بود و بازدیدش هم رایگان بود، ما یه دور مختصری توش زدیم

بازار میسی چارشی (Misir Carsi)

به بازار مصری ها و بازار ادویه هم معروف هست، این بازار پایین پل گالاتا و بعد از مسجد امین اونو قرار داره، به سبک بازارهای خودمونه، دو تا نکته جذاب توش وجود داشت، یکی قسمتی که ادویه میفروخت که ادویه های بسیار جالب و متفاوتی داشت اسم یکیشون "زبون مادر شوهر" بود که اتفاقا یه خورده هم تند بود !

نکته جذاب دیگش یه قهوه فروشی قدیمی بود به اسم "ممد افندی" صف نسبتا طولانی داشت ولی صف به سرعت پیش میرفت و نوبتت میشد، ما تقریبا یک کیلویی قهوه خریدیم که واقعا عالی بود و طعم غلیظی داشت.

پل بغاز (Bogaz Bridge)

بهش پل بسفر (Bosphorus Bridge) هم میگن، مرز بین آسیا و اروپاست

اگه بخوام تشبیه کنم با فاصله بسیار دور مثل متل قو خودمونه ولی بسیار تمیزتر و لوکس تر، تو یه راسته کنار دریا ده پونزده تا رستوران و کافه بزرگ و کوچک با نورپردازیهای عالی روی نماهاشون، مسیر پیاده روی کنار دریا به همراه وزش نسیم خنک، از فروشگاه لباس و کفش هم خبری نیست و خرید، تمرکز لذت بردن از فضای ناب اونجا رو بهم نمیزنه.

در کنار ساحل هم تورهای فراوانی برای کشتی وجود دارد که سوار کشتی میشی و یه دوری تو دریا میزنی ولی ما چون قصد رفتن به جزیره بیوک آدا رو داشتیم گفتیم همونجا کشتی سواری هم خواهیم کرد و تو تنگه بغاز از تور کشتی استفاده نکردیم.

از قبل شنیده بودیم که شب یکشنبه (یعنی شنبه شب) تو اون محل بعضی از خوانندهای ترک کنسرت رایگان برگزار میکنن، ما هم شنبه شب رفتیم اونجا ! صدای موزیک ترکی با همنوایی مردم ما رو هم به سوی خودش جلب کرد و ما هم چند دقیقه ای رفتیم بینشون و الکی پلکی با صدای خواننده همنوایی کردیم اساسی، یه خورده هم خنک بود و چایی هم حسابی میچسبید ما هم دو استکان چایی خوردیم و گرم شدیم و حالمون بازم بهتر شد


بیوک آدا (BuyukAda) یا (Princes Island)

بدیهی است که چون باید به یک جزیره بری تنها راهش کشتیه و کرایش هم نفری 4 لیر، اسکله خیلی شلوغ و گرمه، ظاهرا از اسکله حدودا ساعتی دو تا کشتی حرکت میکنه. وقتی سوار کشتی شدیم طبق تحقیقات قبلی سعی کردیم بیرون کابین تو فضای باز بشینیم که تو مسیر دو ساعته تا جزیره مقصد یه بادی به صورت بخوره، که همین طور هم بود و تحمل گرما یه خورده راحت تر بود در عوض صندلی های بیرون نسبت به داخل کابین ناراحت تر بود.

کنار ما یه خانواده نشسته بودند که سر تعارف کردن آجیل و پسته باهاشون هم صحبت شدیم، پرتقالی بودند و ایران رو کمی میشناختند، ازشون پرسیدم از ایران چی میدونید که پس از کمی فکر گفتند تیم ملی فوتبال ایران تو جام جهانی برزیل بوده و مربی تیم ملی هم یه پرتقالیه به نام کارلوس کی روش!

کشتی که راه میفته مناظر زیبایی از جلو چشمت میگذره، ساختمونها و شهر رو از دور میبینی که قشنگه به علاوه خود دریای آبی و مرغ های دریایی هم سرت رو گرم میکنه.

کلا در راه رسیدن به جزیره به دلیل گرما یه خورده شاید کم خوش بگذره !

بعد از رسیدن به جزیره، به محض پیاده شدن میفتی تو راسته بازار که اونم گرم و شلوغه، در این لحظه یه بستنی خوشمزه میچسبه، بازار یه راهه باریکه که دو طرفش دکه های کوچیک که اجناس سنتی و خوراکی و کلاه و لباس شنا میفروشند مثل فروشگاه های اول جاده چالوس .

ما یه دور تو جزیره با پای پیاده و بدون استفاده از کالسکه زدیم و رفتیم تو یه پلاژ و روی تخت زیر آفتاب یه چرتی زدیم

بعدش یه مرغ بریون درسته خوردیم.

خلاصه بعد از حدود دو سه ساعت در جزیره بودن با کشتی برگشتیم . راه برگشت رو تو کابین نشستیم که بازم گرم بود ولی صندلی راحت تر بود نسبت به رفت و کمی خلوت تر در مجموع همسرم از رفتن به بیوک آدا خیلی خوشحال نبود.

تاپکاپی (Topkapi Palace)

زمانی که ما اونجا بودیم زمان بازدید از 9 صبح تا 6 بعد از ظهر بود، البته بلیط فروشی فقط تا 5 بعد ازظهر صورت میگرفت،


صف بلیط طولانی بود، ولی چند دستگاه مثل عابر بانک بود که بلیط میفروخت و خلوت بود، طرز استفاده رو بلد نبودیم، رفتیم جلو و با راهنمایی مردمی که اونجا بودن بلیط خریدیم، نفری سی لیر راهنمای صوتی هم داشت، به زبان های مختلف که فارسی هم داشت اونم بیست لیر بود که ما یه دونه گرفتیم و هر گوشی هدفون رو یکیمون گذاشت تو گوشش، باحال بود صمیمی تر باهم راه میرفتیم چون سیم هدفونه خیلی کوتاه بود و اجازه نمیداد فاصلمون رو از هم زیاد کنیم.

یه نقشه راهنما هم گرفتیم و به ترتیب شماره های نشان داده شده شروع به بازدید کردیم، هر قسمتی که وارد میشدیم جلوی درب ورودی شماره مخصوص آن فضا نوشته شده بود، این راهنمای صوتی هوشمند به محض ورود به هر مکان شروع به پخش اطلاعات آن مکان میکرد، بعضی وقتها که میخواستیم یه چیزی رو دوباره بشنویم کد اون فضا رو به صورت دستی وارد راهنمای صوتی میکردیم و دوباره توضیحات از اول میومد.


توضیحات راهنمای صوتی بسیار کامل بود و با صدای بسیار شیوا و روان به همراه موزیک پس زمینه زیبا احساس و اطلاعات خوبی بهمون میداد.

(بعدا فکر کردیم شاید اپلیکیشنی هم باشه که این کار رو انجام بده شما قبل اینکه برید یه تحقیقی بکنید و با بیست لیر به جای راهنمای صوتی یه شلوار جین بخرید !) کاخ یه حیاط مرکزی بزرگ داشت که شامل درخت و حوض و جوی آب هم بود، دورتادور حیاط هم فضاهای مختلف مثل دپریشه ها، باب سعادت، عریضه، خزانه، امانه های مقدس، آشپزخانه، موزه، انبارو ... وجود داشت که هر فضا جذابیت های خاص خودش رو داشت.

نمای بخشی از ساختمانهای کاخ در حال ترمیم بود، برای اینکه ظاهر بنایی و مرمت کاری خیلی به چشم نیاد ابتکار جالبی زده بودند و با نقاشی روی پارچه اون رو مخفی کرده بودند آشپزخانه جز جاهای باحال بود که شبیه آشپزخانه های قدیمی بود که قبلا تو کاشان و شیراز هم دیده بودم.یه بخش که یه خورده هم شلوغ بود و ورودیش صف داشت موزه کاخ بود، وقتی تو صف ورود به موزه وایستاده بودیم یه درخت بزرگ که موریانه خورده بودش توجهمون رو جلب کرد

پس از صف طولانی وارد موزه شدیم که توش دو سه تا چیز خیلی خاص وجود داشت:

شمشیر حضرت علی، محاسن حضرت محمد و لباس حضرت فاطمه که لباس حضرت فاطمه خیلی بزرگ بود و به نظر خیلی عجیب بود.

به نظر من قسمت رویاییه کاخ بالکنش بود که رو به دریا و بسیار زیبا بود، آفتاب چتر خودش رو روی دریا پهن کرده بود و درخشش زیبایی رو در دل آب ایجاد کرده بود، مثل این بود که یک کوه الماس وسط دریا ترکیده و دونه های ریز الماس روی سطح آب شناور شده، واقعا واقعا عین کارت پستال بود، جمعیت زیاد بود همه دوست داشتند که جلوی بالکن عکس بگیرند.

تصور اینکه تنهایی و بدون حضور جمعیت اونجا بشینی و منظره رو ببینی دیوونت میکرد.

معمولا هرکسی با خودش میگه وای اگه تو این بالکن فلان کار رو بکنم چه حالی میده، یکی میگه اینجا خوندن یه کتاب میچسبه و یا آرزوی شنیدن موزیک دلخواهش رو میکنه بعضیا هم میگن جای چای و قلیون خالیه، ولی به جرات میگم این بالکن هیچی نمیخواست که حالت رو تکمیل کنه و به خودی خود تمام و کمال بود و حیرت انگیز.

در انتهای بازدید هم توی رستوران چایی و آب و خوردیم (رستورانش نسبتا گرون بود)

ایا صوفیا (Hagia Sophia)

زمانی که ما اونجا بودیم زمان بازدید از 9 صبح تا 7 بعد از ظهر بود، البته بلیط فروشی فقط تا 6 بعد ازظهر صورت میگرفت.

بعضی از سفرنامه ها نوشته بودن اگه به مسجد ایا صوفیا نرید چیزی رو از دست نمیدین و میتونید فقط همون سلطان احمد رو برید که رایگان هم هست (ورودی ایا صوفیا نفری سی لیر بود) ولی ما تصمیم گرفتیم ایا صوفیا هم بریم.

ایا صوفیا بسیار زیبا و گیرا بود و با تصور ما از مسجد کمی متفاوت بود، این بنای دوطبقه یه جورایی خاصه و حتی اگرخیلی هم اهل آثار باستانی و بناهای خاص نباشی (به اصطلاح تریپ هنری نباشی مثل همسر من) باز هم ایا صوفیه جذبت میکنه، کف زمین هم کاملا سنگه و بر خلاف مساجد خودمون فرش نداره و با کفش میری داخل، از پشتی هم خبری نیست! ولی منبر سخنرانی وجود داره.

فضای داخلی بسیار وسیع هست و ارتفاع سقف هم بسیار بلند، لوسترهای عظیم مجلل، حسابی چشمت رو محو خودش میکنه و به همراه رنگ زرد و طلایی که رنگ غالب داخل مسجده یه خورده به بنا جلوه سلطنتی میده.

همونطور که اولش گفتم ایا صوفیا اصلا با کل مساجدی که من تا حالا تو ایران دیده بودم و حتی دو سه تا مسجدی که تو استانبول دیدم کلی تفاوت داشت. دوستی و صلحی که تو کل استانبول به چشم میخوره تو این مسجد پر رنگتره، کنار نام حضرت رسول تصویر حضرت مسیح وجود داره و یه جورایی احساس در صلح بودن ادیان رو بهت منتقل میکنه.

یه طرح جالبی که با کاشی های بسیار ریز درست شده بود هم تو بخشی از مسجد وجود داشت.

یه عنوان حرف آخر باید بگم ایاصوفیه رو باید حتما رفت، بعد ار بازدید از ایاصوفیا (قبلش هم تاپکاپی بودیم) حسابی خسته بودیم، یک دونر گوشت و یک دونر مرغ گرفتیم و به حالت ولو روی چمن نوش جان کردیم، بعدش هم رو چمن چند دقیقه ای به پاهامون استراحت دادیم.

مسجد سلطان احمد (آبی) (Sultan Ahmed) یا (Blue Mosque)

این مسجد در مقابل ایاصوفیا خیلی حرفی برای گفتن نداره، بازدیدش رایگانه، در ساعات اقامه نماز که در استانبول 5 باره (تو تهران 3 باره) این مسجد اجازه بازدید رو به توریستها نمیده، نمای بیرونی مسجد زیباست، به خصوص چهار مناره نسبتا بلند آن.

کاخ دلما باغچه (Dolmabahce Palace)

ما به دلیل اطلاعات غلط وقتی برای بازدید رفتیم بسته بود و فقط تونستیم از بیرون یه نگاهی بهش بندازیم،(چون فکر می کردیم ساعت بازدید تا 6

خیابان و ساحل بغداد (Bagdat)

خیابان بغداد تو بخش آسیایی استانبول قرار داره و یه خورده فاصلش از میدان تکسیم زیاده ، ما با استفاده از دلموش که همون ون خودمونه رفتیم بغداد، ایستگاهش بالای میدان تکسیم بود و کرایه تا همون حوالی بغداد 6 لیر نفری، باید نقد میدادی و از استانبول کارت نمی شد استفاده کرد، بعد از حدود 1 ساعت دلموش سواری به بغداد رسیدیم.

تصور ما از خیابان بغداد یه جایی مثل عراق بود (البته عراق هم تا حالا نرفتیم) و کلا با توجه به اینکه تو بخش آسیایی قرار داشت منتظر دیدن جایی بودیم که از تکسیم و استکبال (که بخش اروپایی استانبول هستن) قدیمی تر و سنتی تر باشه.

اما، اما، اما کاملا بر خلاف انتظار بسیار بسیار شیک و مدرن بود، یک خیابان نسبتا پهن که دو طرفش بوتیک های خیلی مجلل بود .
 

کافه های حیرت انگیز زیادی هم داشت، اولین روز ماه رمضان بود ولی کافه ها مثل روزهای قبل فعال و شلوغ بودن. تبلیغات مربوط به فستیوال حراج استانبول توی خیابان بغداد مثل استکبال و چند جای دیگه به چشم میخورد ولی در کل تراکم آدم کمتر بود. ماشین های بسیار لوکس مثل لامبورگینی و استون مارتین یه چند تایی دیدیم، بنز کلاس اس و پورشه و مازراتی هم که به وفور تو خیابون دیده می شد.

در کل محله سر سبز و پر درختی هم بود. ما پس از خرید مختصری، از خیابان اصلی خارج شدیم و و گشتی هم تو کوچه پس کوچه ها زدیم. منطقه به نظر مسکونی میومد و خونه های ویلایی بسیار زیبایی به چشم میخورد.یه چند تایی هم برج بود. تو همین مسیر یه میوه فروشی خیلی جذاب هم دیدیم

پس از خروج از کوچه پس کوچه ها رسیدیم به یه خیابان بسیار پهن که موازی بغداد بود و بعد از خیابان، دریا بود. آنقدر محله خلوت بود و عبور مردم از این خیابان پهن به ندرت صورت می گرفت که چراغ قرمز دائم برای ماشین ها در نظر گرفته نشده بود و در کنار خط عابر پیاده یک شستی وجود داشت که پس از فشردن آن چراغ به مدت یک دقیقه قرمز می شد و ماشین ها توقف کرده و از خیابان رد می شدیم. خلاصه رسیدیم ساحل.

وای که وصف این ساحل واقعا امکان ناپذیره؛ یه ساحل فوق العاده آروم و خلوت، دریایی بسیار آبی، یک جاده پیاده روی و دوچرخه سواری در مجاور دریا و آسمان صاف و آبی.

دو نفری دوچرخه سواری می کردن و خانمی هدفون به گوش به نرمی ورزش و نرمش می کرد.

در کنار ساحل قایق های موتوری لوکس به چشم میخورد که ظاهرا شخصی بودن.

ما تا حالا حدود 6، 7 ساحل تو جاهای مختلف رفتیم ولی این ساحل با همه قبلی ها بسیار متفاوت بود و آرامش عجیب غریبی داشت.تک و توک رستوران هایی لب ساحل بود که تو یکیش ناهار مختصری زدیم و بعد از ناهار حدود یه ساعتی روی چمن ها ولوو شدیم و از اتمسفر خارق العاده اونجا نهایت استفاده رو بردیم.

سه تا نوجوون اونجا داشتن فوتبال بازی میکردن، همسرم هم رفت باهاشون دو به دو فوتبال بازی کرد. نوجوان ها طرفدار گالاتاسرای بودن و همسرم برای گرم کردن بازی بهشون گفت هوادار تیم فنر باغچه هست.

در مجموع به نظر می رسید خیابان بغداد و به ویژه ساحلش محله توریستی نیست و محله حومه شهری که پولدارها اونجا زندگی می کنن شاید شبیه به لواسون.

مراکز خرید

کاله اوتلت سنتر (Kale Outlet Center)

اوتلت یعنی چی؟ اینجوری که ما فهمیدیم یعنی اجناسی که چند وقته از مد افتادن و سایزبندیشون کامل نیست و تعریف ما هم اینه : اجناسی که قیمتشون بسیار مناسبه کاله اوتلت سنتر یه ساختمون 3 تا 4 طبقه یه خورده قدیمی بود که برندهای ترک مثل دی فکتو ، ال سی سی و کوتون مغازه های بزرگی توش داشتند که قیمتهاشون هم به همون دلایل گفته شده ارزونتر از نمایندگی های همون برندها (مثلا تو استکبال) بود.

کلا خیلی احساس خارج بودن بهت دست نمیداد ولی کلا بد نبود.


اولویوم (Olivium)

مثل ساختمون پلاسکو تو خیابون جمهوری ، قدیمی و وارفته، مغازه دارها جنساشون رو ریخته بودن جلو در مغازه و یه چیزایی نوشته بودن و میگفتن که احتمالا معنیش میشد سه تا 100 تومن، در مجموع اگه ما دوباره بریم استانبول این مرکز خریدرو نمیریم.

استانبول فروم (Istanbul Froum)

مثل ؟ ....واقعا من شبیهش رو تو ایران ندیدم، اولین واژه ای که میاد تو ذهن بزرگ و خارق العاده، یه خورده راهش دوره ولی حتما باید رفت، هایپر استار تا حالا رفتید؟ تصور کنید یه پاساژ که بعضی از مغازه هاش به بزرگیه هایپر استاره (البته با یه خورده اغراق!!)

از هر برندی که بخوای اونجا هست،

با اینکه آدمها زیادن ولی مغازه ها به قدری بزرگن که خلوت به نظر میان، اتاق پروهای بسیار زیاد بدون صف و معطلی، فقط یه لحظه مثلا حراج مانگو تو خیابون جردن تهران رو به یاد بیارید که چقدر شلوغه و واسه پرو یه لباس باید کلی تو صف وایستی اون وقت عاشق اینجا میشی.

10 تا شلوار و پیرهن ور میداری و با خیال راحت میری پرو میکنی ، سه چهارتاش که خوشت اومد رو برمیداری و میری صندوق ، در کمال تعجب صورت حسابش میشه 100 لیر طبقه بالای این دریای عظیم فروشگاهها یه طبقه رستورانه با غذاهای متنوع و البته معمولی، یه پیده و یه کمپیر زدیم با نوشابه و آب شد 40 لیر

کنار این ساختمون یه چیز عجیب دیگه ای هست، یه سوله بزرگ (امیدارم معنی بزرگ رو بتونید متصور بشید) یه فروشگاه معروف به نام ایکیا،

ما کلش رو گشتیم با اینکه قیمتها نسبت به ایران به شدت پایین بود ولی به دلیل حجم و وزن بالای اجناس خرید و ارسال به ایران کار سخت و هزینه بریه. البته چیزای تزئینی و کوچک میشد خرید که به شدت با صرفست.

مسیر بازدیدش هم جالبه، فقط یک مسیر حرکتی وجود داره که با فلش هایی در کف مشخص شده، دو طرف مسیر مثلا یک اتاق خواب وجود داره که تمام وسایلش ایکیاست که روی تک تک وسایل کد داره، بعدش مثلا یک اتاق نشیمنه با مبل و میز و فرش و عسلی و آباژور و لوستر و ....

در واقع فضاهای مختلف خونه رو با چیدمان پیشنهادی مبله کرده و اینجوری وسایل بیشتر به چشمت میاد

واقعا خوش به حال دخترای استانبولی که برای خرید جهیزیه همچین امکانی دارن،

در طبقه زیرین هم فروشگاهی برای مواد خوراکی و غذاییه ، برای خرید خوراکی و شکلات سوغاتی بسیار مناسبه.

جواهیر (Cevahir)

یه مرکز خرید لوکس تر نسبت به بازارهای دیگه استانبول که معماریش یه جورایی شبیه مجتمع کوروش تو غربه تهرانه، قیمتهاش بازم نسبت به ایران بهتره ولی نسبت به میانگین استانبول بالاتره.

مرتر (Merter)

یه چیزی بین کوچه برلن و کوچه مرویه خودمون، یه خیابون معمولی که دو طرفش مغازه های معمولی هست و بساط دست فروشی هم مثل شب عید ایران پهنه،اکثر مغازه هاش کولر نداشتند و اتاق پروهاشون هم کوچیک بود .

یکی میگفت مرتر فقط جون میده واسه خرید سوغاتی، از یه جایی به بعد هم فقط عمده فروشی بود و اصلا تک نمیفروختند

گویا اینجا محل خرید بسیاری از بوتیک دارهای ایرانی هم هست، این نکته یه خورده دلمو سوزوند که ما تو ایران داریم به چند برابر پول میدیم.


غذاها و خوردنی ها

استانبول پر از خوردنی های بسیار جذاب و خوش مزه و به خصوص خوش قیافه است، غذاها قیمت مناسبی هم دارند و ذائقه اکثر غذاها به غذاهای ایرانی نزدیکه.

کمپیر به این صورت است که توی یک سیب زمینی تنوری شده بزرگ رو خالی میکنند، مواد سیب زمینی خالی شده با کره پنیر پیتزا حسابی مخلوط میشه و دوباره داخل سیب زمینی قرار میگیره و البته کل فضا رو پر نمیکنه و بخشی که خالی میمونه رو با موادی که توسط خود شخص میتونه انتخاب کنه (مثل قارچ، زیتون، گوجه، ژامبون، پاستاهای محتلف و ...) کاملا پر میکنند، اونجاییکه ما کمپیر خوردیم (تو فوت کورد استانبول فروم) حدود 12 لیر بود.

پیده هم یه چیزی شبیه پیتزای خودمون بود که در طعمهای مختلف وجود داشت (قیمت حدود 15 لیر)

غذایی که بیشتر از همه به چشم میخوره کباب ترکی است! شبیه کباب ترکی های خودمونه ولی خوشمزه تر و فرقی که داره اینه که داخل ساندویچ سیب زمینی سرخ شده هم میریزند (قیمت 6 تا 10 لیر بسته به سایز و کیفیت)

یه نوع از رستورانها هم که تقریبا تو همه محله ها هستند به این صورته که غذاهای کبابی و خوراکی و خورشتی به صورت آماده و داغ جلوی چشمت وجود داره و میتونی با دیدن ظاهر غذا با اطمینان بیشتری سفارش بدی (مثل رستوران هانی)، به نظر ما غذاهاش چرب و لذیذ بود ما یه بار یه خوراک شامل گوشت چرخ کرده (مشابه کباب تابه ای) به همراه گوجه و سیب زمینی و فلفل وادویه های خاص استانبولی سفارش دادیم به همراه یه چلو ماهیچه که با یک آب و نوشابه و ماست شد 45 لیر، حجم غذا هم بسیار زیاد بود.

باقلوا یکی از خوردنی هایی که خیلی تو استانبول زیاده، در طعم های مختلف پسته ای، گردویی و ... وجود داره و واقعا لذیذه، تو خیلی از مغازه هایی که باقلوا میدند میز و صندلی هم موجوده و میتونی بشینی یه چایی باقلوای خوشمزه بخوری (4 تا باقلوا + 2 تا چایی + 2 تا اب معدنی شد 15 لیر)

بدیهیه که مک دونالدز و کینگ برگر و کی اف سی هم تو استانبول هست که ما خیلی نرفتیم، یه بار کینگ برگر رفتیم که کیفیت همبرگرش خیلی بد بود.

سایر نکات

• برای رفت و آمد حتما استانبول کارت تهیه کنید،‌و اگر بیشتر از 4 روز اقامت دارید و میزان رفت و آمد شما در شهر زیاده به صرفه هست که واسه هر نفر یک کارت تهیه کنید،‌تیز بینی همسرم متوجه این موضوع شد که دستگاههای مترو و اتوبوس و کشتی و ... برای نفر دوم مبلغ بیشتری کم می کنه،‌ به عنوان مثال بلیط 1.45 لیر برای نفر اول،‌2.5 خواهد شد، در صورتیکه اگه دوتا کارت داشته باشید برای هر دو نفر همون 1،45 لیر رو کم میکنه.

استانبول کارت برای مترو، اتوبوس و کشتی قابل استفاده است.

• رفت و آمد با اتوبوس هم خوبه شاید گاهی بهتر از مترو،‌ چون در ایستگاههای مترو مسافت بسیار زیادی رو باید با پله برای رسیدن به قطار طی کرد. همچنین با اتوبوس می تونید فضای زیبا و زنده شهر رو ببینید،‌ (مترو از این خوشی محرومتون می کنه)

• نگران پیدا کردن اتوبوس مورد نظر خودتون نباشه، ‌ایستگاهها تقریبا خیلی فراوان همه جا هست، ‌درسته که انگلیسی خوب صحبت نمی کنن و متوجه نمیشن،‌ ولی فقط کافیه اسم محله مورد نظرتون رو مثل تکسیم ،‌آکسارای‌، بیوگلو بگید،‌راننده اشاره میزنه بیا بالا.

• برندها در شعب مختلفشون جنس های مختلفی واسه فروش دارند، یعنی مثلا ما یه مدل شلوار رو تو مانگوی استانبول فروم دیدیم بعد تو مانگوی خیابان استکبال هر چی دنبالش گشتیم پیداش نکردیم. • حیف است اگه به استانبول میرین کمتر از 7 روز بمونید، ‌جاهای دیدنی مثل موزه و بنا،‌ سفر دریایی،‌ خرید،‌ پیاده روی و لذت از شهر زیبای استانبول بدون شک همه 7 روز شما رو پر می کنه و مثل من باز هم در روز آخر آرزو می کنید کاش یه روز بیشتر باشید.

جاهایی که ما نرسیدیم بریم

شهربازی ویالند (Vialand)

شهربازی ویالند استانبول که در سال 2013 افتتاح شده و ظاهرا خیلی مدرن و جذابه

پارک آبی (Aqua Club Dolphin)

استانبول دو تا پارک آبی داره، یکی آکوالند و دیگری آکوا دلفین، تریپ ادوایزر

مرکز خرید کنیون مال (Kanyon Mall)

این مرکر خرید بسیار شیک و مدرن هست و در سال 2006 یه جایزه مهم معماری رو هم برده و دیدن این بنا بسیار ارزشمند است، ظاهرا قیمتها یه خورده بالاست و میگن رستورانهای قشنگی هم توش داره،

تله کابین و تپه پیِر لوتی (Pierre Loti) و پارک مینیاتور

اینجا هم ما نرفتیم، ظاهرا یه چیزی شبیه بام تهرانه، تپه های استانبول با کافه ها و رستورانهای فراوان و چشم انداز زیبا


چام لی جا (Camilca)

تو بخش آسیایی قرار داره، اینجا هم یه سری تپه هست که چشم انداز شهر استانبول رو داره،

ساحل کولیوس (Kolios)

یه ساحل تقریبا شیک با پلاژها و امکانات کامل که البته از مرکز شهر حدود یک ساعت و شاید حتی بیشتر فاصله داره.

اسم هتل یا بهتر بگم هتل آپارتمانی که ما رفتیم New House بود که یه ساختمون 4 یا 5 طبقه بود که تو هر طبقه دو تا اتاق داشت، لابی نداشت و فقط یه اتاق پذیرش کوچک داشت، اتاق 22 مترمربع وسعت داشت و امکانات زیر داخل اتاق بود:
آشپزخانه کوچک (Kitchenette) به همراه لوازم (لیوان، فنجان، ماهی تابه، بشقاب، کاسه، قاشق و ...)
حمام با کابین دوش، توالت فرنگی و روشویی
تلفن
تلویزیون هوشمند متصل به اینترنت با کیبورد وایرلس
اسپلیت یونیت گرما و سرما
سشوار، میز آرایش و آیینه
کمد و کشو و پاتختی
گاوصندوق الکترونیکی (Safety Box)
کتری برقی، چای کیسه ای و نسکافه (هر روز رایگان شارژ میشد)

یخچال کوچک با آب معدنی (روزانه دو عدد اب شارژ میشد)
اتو (البته در اتاق موجود نبود و در صورت نیاز مسئول هتل اتو را داخل اتاق تحویل میداد)
تخت دو نفره با تشک بسیار نرم و راحت و بالش و پتو تمیز و نرم
دمپایی پارچه ای
دو عدد مبل (صندلی) به همراه میز
اجاق گاز

بدون اغراق باید بگم خیلی خیلی تمیز، نو، مرتب و مدرن بود و اتاق چیزی از هتل 4 ستاره (یا حتی 5 ستاره) کم نداشت، فقط کل ساختمون به دلیل کوچک بودن و نداشتن لابی خیلی شبیه هتل نبود و چشم انداز اتاق هم خیابونهای معمولی اطراف هتل بود.
رستوران و صبحانه هم نداشت ولی در مجموع ما از اولین انتخاب آنلاین هتل بسیار زیاد راضی بودیم، این رو بگم که این هتل برای استانبول ایده آل بود که فقط برای خواب آدم تو هتله. مسئول هتل خیلی زیاد مهربون و خوب بود و با صبر و حوصله ما رو راهنمایی میکرد، انگلیسی هم روان صحبت میکرد و در کل حس خوبی بهت میداد، کل مجموعه هتل هم بهت حس راحتی و به ویژه امنیت رو بهت منتقل میکردند.
فاصله هتل هم تا میدون تکسیم پیاده حدود 10 دقیقه بود، تو منطقه آرومی قرار داشت و به جز صدای اذان صبح در طول خواب صدای دیگه ای وجود نداشت (ظاهرا در استانبول به دلیل وجود مساجد زیاد صدای اذان صبح در اکثر هتل ها شنیده میشه)

 

 

عضویت در خبرنامه